And who are you, the proud lord said لرد مغرور گفت، تو کیستی that I must bow so low که من باید در مقابلت سر خم کنم(تعظیم کنم)؟ Only a cat of a different coat فقط گربه ای در لباسی دیگر، that’s all the truth I know این تمام چیزیست که من میدانم. In a coat of gold or a coat of red چه در لباس طلایی و چه در لباس سرخ، a lion still has claws یک شیر باز هم پنجه دارد، And mine are long and sharp, my lord و پنجه های من بلند و تیزند، سرور من as long and sharp as yours به همان بلندی و تیزی پنجه های تو. And so he spoke, and so he spoke و اینگونه گفت و اینگونه گفت، that lord of Castamere آن لرد کستمیر But now the rains weep o’er his hall اما حالا بارانی از اشک سرسرایش رو فرا گرفته (کنایه به مرگ کستمیر و نابودی یارانش) with no one there to hear و هیچ کسی آنجا نیست که صدایش رو بشنود. Yes now the rains weep o’er his hall بله، اکنون بارانی از اشک تمام سرسرایش را فراگرفته، and not a soul to hear و هیچ روحی برای شنیدن وجود ندارد.