«هرساختمان بزرگ، زمانی فقط یک نقشه ی ساده بود،مهم نیست که امروز در چه مرحله ای هستید، مهم آینده ی شماست و چیزی که به آن خواهید رسید» چندسال قبل که به فوتبال ایران آمد، با جنازه ای روبرو بود که هر روز برایش فاتحه ی تازه ای خوانده می شد. فوتبال ایران پر بود از بازیکنان اسم و رسم داری که به قول معروف «یک تریلی هم اسمشان را حمل نمیکرد». فوتبالی سراسر حاشیه، از رئیس فدراسیون و مربی و بازیکن بگیر تا رسانه ها و البته هوادارانی که تیم ملی را به صورت بدخیمی رنگی می دیدند. تعارف چرا؟ تیم ملی مان را دوست نداشتیم. چون نشانی از غرور و افتخار در آن وجود نداشت. سال 2014 با تیمی به جام جهانی رفتیم که همه به باختنهای آبرومندانه با اختلاف گل نه چندان زیاد در مقابل آژانتین نیجریه و بوسنی راضی بودند. با فقط سه یا چهار بازیکن بین المللی. شاید کم ستاره ترین تیم تاریخ ایران در جام های جهانی. همین که ما را به جام جهانی برده بود برایمان کافی بود. اما اثر گذاری کی روش بر فوتبال ایران را باید در سالهای بعد از جام جهانی 2014 جستجو کرد. «یک حرفه ای به تمام معنا، یک معمار با تجربه و باهوش» کسی که برای رسیدن به اهدافش با تمام خطرات رو برو می شد. اهدافش؟!!! بهتر است بگوییم اهداف ما. اهداف ایران. اهداف تیم ملی ایران. کسی که طرز تفکر حاکم بر فوتبال ایران را تغییر داد. «رهبری زمانی معنا پیدا می کند که انسانها خودشان را قربانی شرایط ندانند،بلکه در تلاش برای خلق شرایطی جدید و مناسبتر باشند». جالب بود دیدن رفتارها و برخوردهای کی روش با اطرافیان. بی رحم و بدون مصلحت اندیشی،آن هم در جامعه ای که ترحم و مصلحت اندیشی درآن بیداد می کند و جایگاه خاصی دارد. انگار می خواست با رفتارهایش پیامی برایمان ارسال کند«وقتی به خودتان ایمان داشته باشید، نیازی نخواهید داشت دیگران به شما باور داشته باشند». رفتارهایش همچون شلاقی بود بر پیکره ی فوتبالی بود که حتی با خودش هم تعارف داشت. بدون هیچ تعارف، بدون هیچ رودربایستی و بدون هیچ ترحمی. چیزی که تا به آن زمان ندیده بودیم یا نمی خواستیم ببینیم. برای جامعه ای که هنوز دنبال آشتی دادن دو علی بزرگ فوتبالش بود و دلخوش به موضوعاتی این چنین که شاید ربطی به آن نداشت. انتقادات تند و تیز کی روش نسبت به اطرافیان کمی نامتعارف بود. یکدندگی و لجبازی اش که گاهی اوقات تعجب حامیانش را نیز بهمراه داشت. اما پیامی که از این رفتارها به فوتبال ایران صادر شد، جنازه ی بی روح را تبدیل کرد به موجودی قدرتمند و حریص کرد. این امر حداقل در میان فوتبالیستهای ایرانی چشمگیر است. تا چندسال قبل، هیچ بازیکنی حضور در لیگهای بلژیک، کرواسی، روسیه، سوئد و حتی هلند را با دستمزدهایی کمتر از آنچه در فوتبال خودمان یا کشورهای همسایه می توانست داشته باشد، بر نمی تابید.برایش به صرفه نبود. چون با حضور در تیمهای عربی هم به تیم ملی دعوت می شدند. فقط کافی بود اسمش هر روز روی صفحه ی اول رسانه ها باشد. به هر دلیلی. اما کی روش رویکرد دیگری از خود نشان داد. رویکردی مثبت با اهدافی جاه طلبانه و بلند مدت. وقتی علیرضا حقیقی به لیگ دسته ی دوم پرتغال رفت، فوتبال ایران پوزخندی به او زد و تمام شده اش خواند. اما حقیقی در جام جهانی 180 دقیقه بازی کرد با عملکردی قابل تحسین. علیرضا جهانبخش با اولین پیشنهاد اروپایی به هلند رفت. کم کم بازیکنان ایرانی نشان دادند آنقدر ها هم که ما فکر می کردیم پول پرست نیستند. حالا دیگر پول در اولویت بازیکنان ایرانی نیست. بلکه پیشرفت در فوتبال هدفی شده مطمئن برای دستیابی به هرآنچه که لازم است. حالا بازیکنان ما برای رسیدن به پیراهن تیم ملی راه دیگری را در پیش گرفته اند. و چقدر جذاب است برای ما دیدن بازیکنان ایرانی در پیراهن تیم های اروپایی و به نظاره نشستن توانایی هایشان. دیدن رامین رضاییان در لیگ اروپا، دیدن گلهای کاوه رضایی برای تیم اول لیگ بلژیک، دیدن علیرضا جهانبخش با شماره 7 آلکمار، سردار آزمون، میلاد محمدی و ...، حتی دیدن تلاشهای بازیکنان داخلی برای رفتن به اروپا و نادیده گرفتن پیشنهادات اغوا کننده ی تیم های آسیایی هم برایمان جذاب است، دیدن تلاش طارمی برای رفتن به اروپا در حالیکه رفتن به لیگهای عربی یا لیگ چین برایش کمترین دردسر و بیشترین درآمد را داشت، مهدی ترابی و ... . حالا دیگر داشتن لژیونر برایمان حسرت نیست و حداقل راه و چاهش را یاد گرفته ایم. حالا دو بار پشت سر هم و با قدرت تمام به جام جهانی رفته ایم و تمام این اتفاقات را مطمئنا مدیون کی روش هستیم.مردی که شاید بتوان دوستش نداشت، اما نمی توان قبولش نکرد. مردی که برای تغییر غیرقابل تغییر ترین مکان فوتبالی دنیا، اول خودش تغییر کرد و ایرانی شد و سپس فوتبال ایرانی را تغییر داد. مثل مشتی که به جای هشتاد میلیون ایرانی به سرمربی حریف نشان داد. ممنوینم آقای کی روش