هنگامی که یک تیم بد بازی می کند عوامل مختلفی در آن دخیل هستند، همیشه برای پیدا کردن منشا اتفاق باید به عقب بازگشت، چه اتفاقاتی و چه تصمیماتی گرفته شد تا تیم دچار سردرگمی  شود. اگر خوب به یاد داشته باشیم بارسا تقریبا از روزهای آخر پپ گواردیولا در حال افول بود، مدافعین کند و گلری که در بزنگاه های زمان اشتباهاتی از خود بروز می داد که تیم نای برخواستن نداشت. مشخصا در دیدار رفت و برگشت برابر چلسی یا بعد از آن برابر رئال مادرید در فینال سوپر کاپ. قدیمی های فوتبال همیشه می گفتند برای یک تیم قدرتمند ابتدا باید 5 یا 6 مدافع خوب داشت، جلوی دروازه خودی را محافظت کرد سپس به فکر حمله بود، اما به جرات می توان گفت بارسلونا حتی یک عدد مدافع خوب هم ندارد؛ پیکه با حاشیه های معروف، پویول خسته و مصدوم، دنی آلوز پر اشتباه و آلبایی که همیشه نشان داده در دفاع کردن 50% کارایی که در حمله دارد را برخوردار نیست، ماسکرانو هم که اصلا دفاع نیست. این یعنی فاجعه! یعنی همیشه جور مدافعین را مهاجمین باید بکشند. دفاع هم در عمق جا می ماند هم در هوا ضربه می خورد، اما مقصر کیست؟ همانطور که همه می دانید مربی و کادر فنی تیم قبل از شروع فصل نقاط ضعف تیم را شناسایی می کند سپس به دنبال برطرف کردن آن نقاط می گردد، اما به شکل معجزه آسایی این روند در تیم بزرگ بارسلونا در این 2-3 فصل اخیر طی نشده است. سال قبل اگر از یک کودک 10-11 سال هم سوال می شد بارسا به چه بازیکنی نیاز دارد به شما پاسخ می داد، یک دفاع، یک دفاع مطمئن. اما این موضوع را همه فهمیدند به جز آن کسانی که باید. باشگاه به جای خرید یک مدافع 6 دانگ سرمایش را برای خرید الکس سانگ پرداخت کرد، شکی نیست که سانگ در تیم آرسنال خیلی خوب بازی میکرد اما مشکل تیم بارسلونا اصلا سانگ نبود. این روال فصل بعد هم طی شد و مدافعین سر خوش خیالشان از همه بابت راحت. مشکل دیگر تیم کوچک بودن افراد است، یک بار در همین سایت گفته شد تیم بزرگی به نام بارسلونا بی بزرگ مانده است، چهره ها آن غرور خاص را نداشتند، از رئیس تیم گرفته تا سرمربی. بارسا به یک باره از بزرگان تهی شد، لاپورتا رفت، پپ در ادامه و ضربه سخت تر رفتن کرایوف بزرگ بود، مردی که تصمیماتش در تیم، حتی در سیستم بازی کردن هیچگاه نا آشکار نبود، حتی زمان پپ. کرایوف کسی بود که لاماسیا مدیون اوست، سیکل و سیاست آمدن مربیان به بارسلونا زیر نظر مستقیم او صورت می گرفت. در واقع او همه کار تیم بود؛ اما به علت مشکلاتی که رئیس وقت با او داشت کنار گذاشته شد و این ضربه بزرگی بود. ضربه ای که هیچگاه جبران نشد. تیم بارسلونا از بالا تا پایین نیاز به انقلاب دارد، باید تصمیمات درست گرفته شود، همیشه تیم های بزرگ نیاز به چهره های بزرگ دارند، کسانی که همه از دیدنشان کلاه از سر بردارند و مطیع حرف هایش شوند، مشخصا تاتا و تیتو چهره های کوچکی برای باشگاهی به بزرگی بارسلون بودند و هستند، اما مقصر کسانی بودند که بدون تعصب آن ها را بر روی نیمکت تیم نشاندند. مربیانی که از بازیکن کوچکتر بودند و هستند، نه چهره کاریزماتیک داشتند نه هوش سرشار. اگر هم در برخی مقاطع نتایجی گرفته شد تنها به دلیل خلاقیت فردی بود، همیشه در همه تیم ها بازیکنان  مدیون مربیان بودند، اما در این 2 سال برعکس بود، مربیان مدیون بازیکنان شدند. مشخصا در فصل قبل، میلان و پاریسن ژرمن به تاکتیک های تیم بارسلون نباختند، آن ها فقط و فقط به " لئو مسی " باختند، مسی بود که بارسلونا را بالا کشاند، اما او هم یک انسان است و تا یک نقطه ای توان دارد، توانش بریده شد و حالا او را خسته تر از همیشه می بینیم؛ مقصران کاملا هویدا هستند و فکر می کنم دیگر جایی در این باشگاه نخواهند داشت.