فصل ۱۷-۲۰۱۶ که تموم شدبرای بارسا وهوادارانش به مثابه یک شکست دردناک بود...ازدست دادن لالیگا و نظاره کردن اولین دبل فرمت جدید چمپیونز توسط دشمن ورقیب اصلی...اوضاع به حدی بد بود که کوپادل ری هم ذره ای از حس شکست خوردگی کم نکرد...انریکه رفت و والورده با ژستهای جذاب و تفکرات نوین جایگزین شد....برای پر کردن خلا دوساله نبود ژاوی اسم وراتی مثل همیشه شد خبر اصلی مطبوعات ...وراتی هم اینبار واقعا برای اومدن تلاش می کرد...تازه صحبت از دمبله برای زهر اگین شدن هرچه بیشتر خط اتش بارسا بود...حتی رویای بازی دمبله، مسی، نیمار، سوارز جلوی وراتی و بوسکتس وژاوی افریقا و اینیستا،غرورانگیز وشیرین بود! ارنج ها بود که چیده میشد....بحث سر اینکه۴۳۳ بازی کنیم یا ۴۲۳۱ بحث هر روز طرفدارا بود....انگار زندگی دوباره شیرین شده بود و امید به اردوی ابی واناری برگشته بود...بازیهای پیش فصل هم به این خوشبینی دامن زد و رقبا یک به یک جلوی بارسا زانو میزدن...نمیدونم یهو چی شد که همه چیز سیاه شد....وراتی در زندان ناصر خلاف اسیر شد ومجبور شد علاقش رو هم تکذیب کنه...صحبت از انتقام شد...نیمار !!! اولش خنده داربود نه؟! کی باور میکرد نیماری که این همه بارسا براش هزینه داده بود و بازیهای اعصاب خردکنش کم رواعصاب نبود چنین کاری کنه؟ شاهزاده ای که مسی هرکاری که میتونست براش کرد که بتونه اونو جایگزین خودش کنه و حتی بهش گفته بود مگه توپ طلا نمیخوای؟ من تو رو بهش میرسونم!همه منتظر یک تکذیبیه سریع و دندان شکن بودند! اما نه تنها تکذیب نکرد ، بلکه سکوتش بعدها دو ضربه بزرگ به بارسا زد: اول اینکه قیمتها رو به طرز جنون امیزی بالا برد و دوم اینکه مشخص شد علت تاخیر و سکوت طولانی نیمار، فعال شدن بند وفاداری واماده کردن فضا برای لفت ولیس پدرش بود!! چه کسی باور میکرد؟؟ ضعف مدیریت به کنار؛ علت این همه کینه انباشته شده چی بود؟؟ هنوز نمیدونم! در میان بهت بارسافنها، رفت و به پروژه پی اس جی پیوست!! بگذریم که این وسط دنی گرگه هم باهمه خاطرات خوب حک کرده تو ذهنمون بدجور گذاشت تو کاسمون و گربه صفتیش رو برخلاف لقبش نشون داد! همه جاصحبت ازحمله بیرحمانه بارسا به بازار نقل وانتقالات بود!! ولی بازار به هم ریخته بود و پول بی حساب قرارداد نیمار بازار رو پراشوب کرده بود...با این وجود کف انتظارات، خرید دمبله و کوتی بود بعلاوه میشل سری....این سه خرید، در واقع برای ابقای مدیریت از نون شب هم واجبتر بود! ولی خبر رسید که چهارمین نقل وانتقال گرانقیمت بارسا نه از اروپا، بلکه از خاور دور به ثبت رسید و دنیا و خود بازیکن رو در بهت فرو برد!(تاریخ ، تقبل بخشی از هزینه فسخ قرارداد توسط پائو و بندهای اضافی قراردادش رو فراموش نخواهد کرد!!!!) گفتیم به جهنم! یه نیمکت گرم کن اضافه میشه ولی بجاش کوتی وسری رو میاریم و اردا وگومز رو پرت میکنیم بیرون..گذشت وگذشت وضعفها عیانتر شد....تحقیر جلوی تیم سلطنتی اسپانیا مخصوصا تو بازی برگشت با اون اوضاع فلاکت بار چیزی نبود که میشد ازش ساده گذشت...حداقل برای من یکی که به عنوان یکی ازتلخ ترین خاطرات ثبت شد...باز همه از خریدهای پرسروصدا حداقل برای اروم کردن هوادارا حرف میزدن...ولی نه تنها سری با بی مهری مدیران و موش دووندن پاریسیها بابغضی درگلو تو نیس خشکش زد، بلکه حتی امثال گورتسکا هم جذب نشدن و مارلون هم به پاس زحمات مدیران نیس به تیم فرانسوی تقدیم شد وتوماس مصدومئلن جایگزینش شد !!! ازون بدتر حتی نتونستیم ارداو گومز رو به جایی غالب کنیم! کار به دقیقه نود کشید وپلنهای a تا z !! حتی بدبین ترین هوادار هم روی پارخو بعنوان کورسوی امید حساب باز میکرد...ولی پنجره بسته شد و تنها چیزی که اینور پنجره مونده بود، پیتزای مدیران بود! حالا ما موندیم و یه تیم پراز ایراد،یه مدیریت بی چشم و رو، یه نفرت عمیق و نیش و کنایه های هواداران تیمهایی که روزگاری نه چندان دور جلوی بارسا سلاخی میشدن....تعجبم از سکوت اسطوره هاست که بی یال وکوپال شدن و پیر شدن این شیر و خط ونشون کشیدن کفتارها رو می بینن و با عرض معذرت لال مونی گرفتن! دلم پره و چشمهام پر اضطراب....شاید شما هم اون ۷-۰ لعنتی جلوی بایرن، ۵-۱ جلوی رئال،۴-۰ جلوی پاریس، ۳-۰ جلوی یووه و.... مدام جلوی چشماتون رژه میره... شاید شما هم دوس داشتید میتونستید بارسا رو دوست نداشته باشید وباش زندگی نکنید! شما هم مثل من پیر شدن روز بروز اینیستا ومسی رو می بینید؟؟لئو اگه موندنی شدی، هم برامون ژاوی باش، هم نیمار، هم پویول، هم مسی!!!