داریوش رحمانیان،‌ عضو هیات علمی گروه تاریخ دانشگاه تهران می‌گوید: متاسفانه رشته تاریخ عرصه ورود بسیاری از افراد از سر شوق و كنجكاوی شده است، بدون این‌كه بدانند این رشته دارای اصول، چارچوب‌ها و قواعدی است كه باید آن‌ها را فرا گرفت. دكتر داریوش رحمانیان: اگر چه در ایران پژوهش‌ها و ترجمه‌های خیلی خوبی در حوزه تاریخ به تالیف در آمده است، اما بسیاری از كتاب‌های تالیفی كه در این حوزه صورت می‌گیرد چنگی به دل نمی‌زنند و نه تنها كار روشمند، اصولی،‌ محققانه و درستی در نمی‌آید، بلكه بسیاری از این كتاب‌ها «سر هم‌بندی» و «مونتاژ»ی از كتاب‌های دیگر هستند. متاسفانه كتابسازی در رشته تاریخ بیشتر از حوزه‌های دیگر است. این در حالی است كه در رشته‌های دیگر تعرض به قلمرو موضوعی آن رشته‌ها ساده نیست. مثلا تا كسی دانش‌آموخته جامعه‌شناسی،‌ زبان‌شناسی یا علوم سیاسی نباشد، خیلی سخت بتواند در این حوزه‌ها كتابی به تالیف درآورد و تحلیی داشته باشد. در نتیجه، در این حوزه‌ها، كمتر كتابسازی كه جنبه تفننی دارد،‌ صورت می‌گیرد. اما متاسفانه رشته تاریخ، عرصه ورود بسیاری از افراد از سر شوق،‌ ذوق، علاقه و كنجكاوی شده است، بدون این‌كه این افراد بدانند و بخواهند بدانند كه این رشته دارای اصول، چارچوب‌ها و قواعدی است كه باید آن‌ها را فرا گرفت و تمرین كرد زیرا به آسانی به دست نمی‌آید. از این رو، یكی از بیماری‌های دانش تاریخ در ایران، «عوام‌زدگی» است. عدم استفاده از اسناد و مدارك متقن در كتاب‌های تاریخی به طور كلی،‌ بسیاری از نوشته‌های تاریخی در ایران فاقد سندیت هستند و بدون توجه به اسناد اصلی، مواد و مصالحشان بیشتر به چند كتاب خاطرات و كتاب‌های تاریخ محدود می‌شود. اگر چه در این مورد نمی‌توان پژوهش‌های خوب و كاملا مستندی كه بر اسناد تکیه کرده‌اند، نادیده گرفت. از این‌رو، اگرچه منابع شفاهی و كتاب‌های خاطرات از منابعی است كه باید مورد توجه قرار گیرد اما باید پذیرفت بسیاری از موضوع‌های تاریخی را نمی‌توان صرفا با تكیه بر چند كتاب یا خاطرات شفاهی و نقل قول توضیح داد و ثبت كرد. به طور مثال درباره مصدق، ملی‌شدن نفت و ‌دهه 20، انواع و اقسام كتاب‌هایی كه تولید شده بر اسناد اصلی تكیه ندارند و صرفا داده‌های آن‌ها براساس روزنامه، چند كتاب و خاطرات است.