
"نگاهی به بایرن پس از یوپ و پپ"
۳۷۱ بازدیدجمعه ۲۴ شهریور ۱۳۹۶ - ۱۱:۴۸
این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.
چه کسی میتواند دوران پادشاهی یوپ هاینکس را در مونیخ فراموش کند؟
بایرنی که ان زمان تمام حریفان از شنیدنش به لرزه میافتادند.
بازی کردن با دل و جان بازیکنان و تلاش هایشان را برای تیم در زمان یوپ را چه کسی از یاد میبرد؟
بدون شک نسل طلایی بایرن در همان سال ها بود.
اینک که به گذشته نگاه میکنیم ، حسرت میخوریم.
حسرت رفتن بعضی بازیکنان که در قلبمان بودند.
باستین شواین اشتایگر ، شیر طلایی مونیخی ها.
تونی کروس ، استایل کم نظیرش.
ماریو گوتزه، ستاره چهارم المان
ماریو مانژوکیچ، کوه تعصب و عشق و شور و حرارت
میشل وایزر ، جانشین خلف فیلیپ لام
ماریو گومز ، 33 جاودان
کلودیو پیزارو، مرد بدون حاشیه و همیشه خندان و در خدمت تیم
این اسامی کوچک نیستند و شاید تکرار نشوند.
چه طوفانی و ترسناک بودند....
چه زیبا بود جام اروپا در دستان کاپیتان لام، چه زیبا بود اشک هایی که در ان زمان برای بایرن میریختیم.
هر چه بود مانند طوفانی که امد ، با همان سرعت هم رفت. یادش بخیر
سخت بود در ان زمان کسی را جای یوپ تصور کردن.
اما پپ همان کسی بود که این سختی را انجام داد.
من نمیگویم پپ اشتباهات زیادی داشت ، نمیگویم بایرن زمان او کاری نکرد.
ولی چگونه میتوانیم بایرن پپ را با بایرن یوپ مقایسه کرد؟
بدون شک بایرن پپ با اقتدار حریفان را شکست میداد و زیبا بازی میکرد ، اما چرا اتفاقاتی تلخ در اروپا رخ میداد و بایرن حذف میشد؟ کسی نمیداند .
بدون شک بایرن پپ بدشانس ترین بایرن چند سال اخیر بود ، مصدومیت هایی که تمامی نداشت.
هر چه بود بایرن پپ منظم بود و تقریبا بدون حاشیه.
چه کسی میتواند پیشرفت بواتنگ و جاشوا کیمیش و داگلاس کاستا را زیر نظر پپ انکار کند؟
بعد از رفتن پپ بواتنگ و کاستا با افت محسوسی رو به رو شدند.
تفاوتی که بین بایرن پپ و یوپ دیده میشد مشخصا از بین رفتن شخصیت المانی تیم بود .
رفتن شواین اشتایگر و میشل وایزر و ماریو گومز و ماریو گوتزه و همینطور تونی کروس.
انتقال کروس به ریال مادرید بدون شک بزرگترین اشتباه تاریخ مدیران بایرن بوده است.
رفتن تونی و امدن ژابی الونسو را هیچکس فراموش نخواهد کرد.
رفتن شواین اشتایگر با تعصب و امدن ارتورو ویدال هم یکی از عجیب ترین کارهای مدیران بود.
انتقال میشل وایزر جانشین اصلی لام به هرتا برلین هم از مشخصه های بایرن پپ بود
رفتن ماریو گوتزه و بازگشتش به دورتموند هم که مانند تبری بود که ریشه المانی ها را در بایرن قطع کرد.
حالا این است بایرنی که در دستان یک سرمربی ایتالیایی است.
کارلتو با شخصیت ارام خود معروف است.
وقتی به بایرن امد همه به بازگشت زمان طلایی بایرن یوپ فکر میکردند.
اما فقط یک جام نتیجه تلاش های او برای سال اول بود.
قضاوت مفتضحانه داور در بازی مقابل مادرید را هم نباید فراموش کرد.
امسال هم که بازیکنان به هم متلک می اندازند و یکدیگر را سرزنش میکنند و با هم دعوا میکنند و هنگام تعویض عصبانی میشوند و با مدیران باشگاه بحث میکنند.
متلک روبن به لواندوفسکی، دعوای ویدال و کیمیچ، عصبانیت روبن و ریبری هنگام تعویض ، دعوای لواندوفسکی با مدیران.
ادم میخواهد دلش را خالی کند و روی بازیکنان فریاد بزند: پس کجاست ان روحیه تان
در زمان یوپ .
انگار از شخصیت ارام کارلتو هیچ اثری در بازیکنان نیست.
حاشیه های بازی مقابل اندرلخت همه را ناراحت کرده است.
پیر شدن بازیکنان روحیه جنگندگی بایرن را از بین برده.
مدیران توقع دارند با عصا راه رفتن میتوان همه چیز بدست اورد.
در این طوفان هرج و مرجی ، نبرد با پاریسن ژرمن نزدیک است، پاریسی که جوان های زیاد و با استعدادی گرفته و تشنه جام است و مسلما به کسی رحم نخواهد کرد.
حال کی این طوفان اذیت کننده خواهد رفت؟
طوفانی که ممکن است برای پاریس مفید باشد و همه را از دم تیغ بزند.
دیگر از ان اشک هایی که برای بایرن میریختیم خبری نیست.
از خنده ها و شادی ها خبری نیست.
از دوستی که میان بایرنی ها معروف بود خبری نیست.
شخصیت المانی تیم خبری نیست.
شاید قبل از بازی با پاریس ، از خواب بیدار شوند و بفهمند چه اشتباهی کرده اند.
وگرنه شاید طوفان پاریس ان ها را ویران کند.


