اولین روز سرمربیگری منصوریان را در استقلال به یاد بیاوریم. فردی پراز انگیزه، پر از آرزو و پر از هدف. آن روزها با خود فکر میکردم که بالاخره یک مربی خواهد آمد که میتواند استقلال را متحد کند.خالی از دعواهای همیشگی و ناتمام بین به اصطلاح مکتبیها و طرفداران قلعهنویی.حقیقتش اصلا درگیر این موضوع نبودم که آیا اصلا منصوریان میتواند زیر فشار هواداران دوام بیاورد؟هوادارانی که نه به قلعهنویی رحم کردند، نه به مظلومی و نه به حجازی! اصلا میتواند و میداند که چگونه باید پیشکسوتان باشگاه را راضی نگه دارد؟نه!صلا ذهنم به چنین چیزهایی خطور نمیکرد!علیرضا منصوریان آمد و همان اوایل کار نتایج خوبی نگرفت. هوادارن صبرکردند به هر حال تصمیم خودشان بود! او همان مربی بود که خودشان میخواستند. همان داشعلی منصوریان، همان شماره 10! پس به پای او ماندند . آن زمان گذشت، نتایج بد دیگر وجود نداشتند السد را با آن همه ستاره حذف کرده بودیم. پرسپولیس را در دربی برده بودیم.در لیگ به همه تیمها کم تر از سه گل نمیزدیم و در نهایت از گروهمان در آسیا هم صعود کردیم. هواداران خوشحال بودند. همان شماره ده محبوب آنها همه این کارها را کرده بود، همان سرمربی محبوب! حالا دیگر چه اهمیتی داشت که یکسری کارشناسان میگفتند استقلال روی تک موقعیتها و از روی موقعیت طلبی کاوه رضایی به گل میرسد؟چه اهمیت داشت که یک سری اعتقاد داشتند استقلال خوب بازی نمیکند؟ و حالا در کجا هستیم؟چرا اینطور شدهایم؟آیا فقط تقصیر علیرضا منصوریان است؟آیا هوادارانی که از روی احساس باعث آمدن پرویز مظلومی و سپس عیرضا منصوریان شدند تقصیری دارند؟خود دانید!
رفقا متن اگه بد بود معذرت میخوام یهجورایی اولین بارمه