فرق واکاشیزوما، کاکرو، ایشیزاکی و بقیه با ما چه بود؟ ارادهی قوی، میل به پیروزی و ... ؟ خیر! سالها ریاضت و تمرین و ممارست به آنها قدرتی ویژه بخشیده بود: تله پاتی! گوشهای از این توانایی خارق العاده را با هم مرور میکنیم.
کاکرو در حالی که مثل لودر به سمت جلو میدوه با خودش میگه: من باید گل بزنم! واکی، تو نمیتونی جلوی شوت ببر آسای من رو بگیری.
واکی بایشی از توی دروازه جواب میده: کاکرو! هیچ کسی از پشت محوطه تا حالا به من گل نزده.
سوباسا از اونور زمین در حالی که از درد به خودش میپیچه زمزمه میکنه: باورم نمیشه! الان گل میخوریم. ایشی، یه کاری بکن!
ایشیزاکی که هفتاد متر اونطرفتر وایساده و دستش تو دماغشه جواب میده: مگه من مُردم کاپیتان سوبا! کاکرو باید از روی جسد من رد بشه تا بتونه گل بزنه.
کاکرو درحالی که پاشو تا ته بالا آورده تا شوت بزنه میگه: نا امیدت نمیکنم مربی!
مربی ریشوش که داره تو خونه سیب زمینی پوست میکنه جواب میده: میدونم کاکرو، آفرین! شوت ببری نیمه عقابی تندر نما رو بزن!
گزارشگر بازی فریاد میزنه: باورم نمیشه آیا کاکرو میتونه درخواست مربی شو اجرا کنه؟
عموی سوباسا که داره تو برزیل آفتاب میگیره میگه: عمرن اگه بتونه! فقط سوباسا. کاکرو سوراخه.
کاکرو پاشو تا نیمه راه پایین میاره ...
ادامه ی این داستان در قسمت بعدی.