۱- لیتل‌فینگر ↔️ جوزه مورینیو احتمالاً اولین شباهتی که با دیدن این سریال به ذهن فوتبالی‌ها می‌رسد، این مورد است. جدای از چهره‌ی مشابه این‌دو حتماً دقت‌ داشته‌اید که لرد بیلیش مردی‌است که از هیچ به همه‌چیز رسیده. او تلاش‌گر و متفکر است اما محبوب نیست و فصل‌به‌فصل بر چهره‌ی شرور او اضافه‌می‌شود. او بازی با کلمات را خوب بلد است. خوشتان بیاید یا نه مورینیو مانند بیلیش بر همه‌جا تاثیر دارد و هیچ‌کس قدم بعدی او را نمی‌داند. برای او هدف وسیله را توجیه‌می‌کند. در فوتبال این وسیله، بازی کثیف و دفاعی است و در زندگی سیاسی، خیانت به شاهان. مورینیو مردی‌است با لباس سیاه و با تفکرات سیاه‌تر. ۲- تیریون لنیستر ↔️ یورگن کلوپ نویسنده‌ی سایت گل درباره‌ی کلوپ نوشته‌بود: ممکن است تیم او را دوست‌نداشته‌باشید اما حتماً عاشق خود او هستید. و چه توصیفی بهتر از این می‌توان در حق تیریون انجام‌داد؟ یورگن کلوپ همیشه نقش اول ماجراست مگر این‌که حوادثی او را کنار بزنند. مو‌های طلایی و چهره‌ی او بیشتر شبیه جیمی، برادر تیریون است، اما شما هر‌لحظه می‌توانید یک جمله‌ی جذاب از او بشنوید. کلوپ خود را یک فرد معمولی می‌داند تا انتظارات را از خود پایین بیاورد و تیریون کوتوله‌بودن خود را همچون زره به‌تن‌می‌کند. تیریون مانند کلوپ در تهییج دیگران استاد است و کلوپ مانند تیریون همیشه بر اوضاع و حوادث مسلط است و به دنبال بهترین‌تصمیم است هرچند گاهی اشتباه می‌کند. ۳- سندور و گرگور کلیگان (کوه و هاوند) ↔️ جروم و کوین‌پرینس‌ بواتنگ دو برادری که یکی با ملیت غنا و دیگری با پیرهن آلمان، زمانی سایه‌ی هم‌دیگر را با تیر می‌زدند بیشتر از هر چیز ما را یاد دو شخصیت پرقدرت بازی تاج‌وتخت می‌اندازند. این‌دو که در جام جهانی ۲۰۱۰ رودرروی هم قرار گرفتند مدت‌ها با هم قهر بودند و استحکام و قدرت آن‌ها هم یادآور کوه و سگ شکاری است‌. ۴- استنیس باراتیون ↔️ منصوریان استنیس باراتیون را به اشتباه به عنوان منجی ۷ پادشاهی می‌شناختند. او با صرف هزینه‌ی بالا مخالفان جفری را دور خود جمع‌کرد و از هر کار و حیله‌ای که می‌شناخت استفاده‌کرد اما در پایان ناکام شد. از یک‌جایی به بعد دردسرها بر سر او آوار شد و دیگر روی خوش‌ندید. نمونه‌ی خارجی او هم بدون شک آرسن ونگر است که هم‌چنان عده‌ای اندک به او امیددارند و او سال‌به‌سال ناکامی بیشتری کسب‌می‌کند. ۵- تامن باراتیون ↔️ عدنان یانوزای پسر خوش‌چهره ای که چند صباحی بر تخت آهنین تکیه‌زد اما هرگز نتوانست خود را به عنوان پادشاهی مقتدر و خوب نشان‌دهد، بیشتر یادآور پسری‌ست که مورینیو و فرگوسن او را آینده‌دار می‌دانستند اما نمایش ضعیفش (سلطنت تامن را به‌یادبیاورید) او را از منچستر به دورتموند و بعد به ساندرلند کشاند و این‌فصل در سوسیداد هم بعید است روزگار خوشی در انتظار فروارد بلژیکی باشد. ۶- خاندان تارگرین ↔️ آث میلان خانواده‌ای که مدت‌ها با اقتدار حاکم وستروس بودند بعد از پادشاهی مدکینگ به شدت از حکومت دورافتادند و حالا بازماندگان آنان به کمک اژدهایان (خریدهای پرسروصدا) قصد بازگشت به تخت حکومت دارند ۷- برایان از تارث ↔️ فرانچسکو توتی تعصب و وفاداری برایان را به خاطر می‌آورید؟ در هر باشگاه سری آ می‌توان یکی شبیه او را یافت که مدت ها به سوگند وفاداری‌ به باشگاه اولش متعهد بوده‌باشد. برایان همانند اسطوره‌ی رمی‌ها جنگجو، پرقدرت و درعین‌حال کم ادعاست