به راستی که علی را نشناخته ایم..... برو ای گدای مسکین در خانه ی علی زن که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را به جز از علی که ارد پسری ابولعجایب که علم کند به عالم شهدای کربلا را نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را ! بخشی از سروده ی شهریار که در نوع خود شاهکار است.