کارلوس کیروش ،که یکی دیگر از مردان شماره دو من بود،یک نابغه بود.او مردی باهوش و موشکاف بود.اندی راکسبرگ توصیه کرده بود که او را استخدام کنیم.در زمانی که ما روند جستجو در میان بازیکنان بیشتری از نیمکره جنوبی را آغاز کرده بودیم و شاید به یک مربی فراتر از کشورهای شمال اروپا نیاز داشتیم که بتواند به یک یا دو زبان دیگر هم صحبت کند.اندی کاملا مطمئن بود.کارلوس عالی بود.او مربیگری آفریقای جنوبی را بر عهده داشت.به همین دلیل من یک روز به کویینتون فورچن زنگ زدم تا نظرش را جویا شوم. کویینتون گفت "خارق العاده است." گفتم:"فکر میکنی در چه سطحی؟" او گفت:"در هر سطحی." با خودم فکر کردم:"این به کارم خواهد آمد." وقتی کارلوس در سال 2002 به انگلیس آمد تا با ما صحبت کند،با لباس ورزشی ام منتظرش بودم.کارلوس تمیز لباس پوشیده بود.آدم شیکی بود.او آنقدر تأثیر گذار بود که بلافاصله کار را به او پیشنهاد دادم.او نزدیک ترین فردی بود که بدون بردن هیچ جامی می توانست سرمربیگری منچستر یونایتد را بر عهده بگیرد.او مسئولیت کارهای بسیاری را بر عهده گرفت که الزامی برای مشارکت در آنها نداشت. کارلوس در یکی از روزهای سال 2003 که در جنوب فرانسه در تعطیلات بودم به من زنگ زد:"باید با شما حرف بزنم."چه حرفی داشت؟چه کسی دنبال او بود؟او تکرار کرد:"لازم است تا با شما صحبت کنم." به همین دلیل با پرواز به نیس(از شهرهای فرانسه) آمد و من با تاکسی به فرودگاه نیس رفتم و در آنجا یک گوشه ساکت پیدا کردیم. او گفت:"رئال مادرید به من پیشنهاد کار داده است." گفتم:"می خواهم دو چیز را به تو بگویم:یک،نمی توانی آن را نادیده بگیری.دو،یک باشگاه واقعا خوب را ترک میکنی.ممکن است بیش از یک سال در رئال مادرید دوام نیاوری.تو می توانی برای همه عمر با من در منچستر یونایتد بمانی." کارلوس گفت:"می دانم.دقیقا بزرگی این چالش را حس میکنم." گفتم:"کارلوس،من نمی توانم در آن مورد با تو حرف بزنم.چون اگر چنین کاری کنم و رئال مادرید ظرف یک سال قهرمان اروپا شود،تو خواهی گفت من می توانستم آنجا باشم.ولی دارم به تو می گویم،آن کار شبیه کابوس است." او سه ماه بعد خواهان ترک مادرید بود.به او گفتم نمی تواند چنین کاری کند.به اسپانیا رفتم تا در آپارتمانش با او دیدار کنم.ما باهم ناهار خوردیم.پیام من این بود که:"تو نمی توانی کار را رها کنی.آن را تا آخر طی کن و سال آینده دوباره به من ملحق شو." آن فصل من دستیاری نگرفتم.چون مطمئن بودم کارلوس برخواهد گشت.