خیلی زود گذشت؟ انگار مانند یک چشم به هم زدن بود که کارلتو کار خود را در مونیخ اغاز کرد. چه قبول کنید چه نکنید، بایرن کارلو انچلوتی ضعف زیادی داشت. افت شدید توماس مولر و همچنین افت رناتو سانچز و داگلاس کاستا و داوید الابا و خاوی مارتینز وکم میدان دادن به بازیکنان جوان و اینده دار نظیر یوشوا کیمیش و کینگزلی کومان و فابیان بنکو و دورش و ... اگر صادقانه بگوییم تقریبا هیچ بازیکنی در زمان کارلتو پیشرفت نکرد. بلکه شاید پسرفت هم کرده باشند. چیزی که در دوران گواردیولا برعکس بود و بازیکنانی نظیر بواتنگ ، داگلاس کاستا ، کیمیش ، کومان و همچنین تیاگو زیر نظر او پیشرفت کردند. اما نمیتوان گفت بایرن پپ بی نقص بود اما مسلما حتی جرات مقایسه بایرن پپ را با کارلتو نخواهیم داشت. بایرن پپ یکی از ارام ترین و بیحاشیه ترین تیم های جهان بود. اما بایرن کارلتو اینطور نبود. سال اول کارلتو را همه به عنوان یک بایرن پیر نگاه میکنند ، بازی هایی که مدام بازیکنان بزرگ اما مسنی مانند ژابی الونسو ، فیلیپ لام ، فرانک ریبری و ارین روبن حضور داشتند. و همین مساله موجب حذف از لیگ قهرمانان شد. حاشیه و مسن بودن بازیکنان را هم کنار بگزارید، نداشتن تاکتیک را هم باید اضافه کنید ، سانتر های پیاپی و بی هدف و پوچ و توخالی! امسال هم که همه منتظر دگرگونی بودند تا تیمشان اوج بگیرد. بله شد ، ان هم چه دگرگونی ای! دگرگونی از نوع مخرب، حاشیه های وحشتناک. دعوای لواندوفسکی با مدیران باشگاه، متلک روبن به مرد لهستانی، پرت کردن پیراهن بایرن توسط فرانک ریبری. دعوای مدیران باشگاه با یکدیگر! به نظر شما نتیجه این اتفاقات چه میشود؟ مسلما خشم سرمربی را به دنبال دارد ، اما اگر بخواهیم لقبی برای انچلوتی در بایرن بدهیم این است : "ایتالیایی بدشانس" ایتالیایی از ان جهت که خیلی ها معتقدند که بایرن نیاز به یک مربی المانی دارد تا هویت این تیم را مشخص کند ، اما صبر نمیکنند تا غیر المانی ها افکار خود را پیاده کنند. مسلما اگر انچلوتی المانی بود انقدر حجمه ی انتقادات زیاد نبود! و بد شانس از ان جهت که سال اول هیچ شناختی از بازیکنان نداشت و مقابل ریال مادرید هم میتوان گفت با قضاوت های غلط داور و شکستگی پای چپ نویر در 15 دقیقه اخر که دو گل زده شد شکست خورد . و همین بدشانسی تا همین دیروز با او همراه بود ، نبود نویر ، یکی از ستون های اصلی بایرن ، و فقط بازی کردن او در دو بازی ، کارلتو را در وضعیت بدی قرار داد. بدون شک اگر نویر بود بایرن به احتمال قوی فقط 1 گل دریافت میکرد. و او انقدر زود اخراج نمیشد. اما ترکیب عجیب او مقابل پاریس و بازی ندادن به روبن و ریبری و بواتنگ و همینطور هوملس را شاید بتوان به دلیل مشکل با ان ها تلقی کرد. وگرنه چرا وقتی یک دروازه بان بی تجربه مانند اولریش در دروازه قرار بگیرد و مربی بهترین مدافعانش را نگزارد؟ مطمینن در مسایل پشت پرده اتفاقاتی افتاد تعویض ریبری مقابل اندرلخت و پرت کردن پیراهنش به احتمال زیاد منجر به نارضایتی ریبری از کارلتو شده . با این حال کارلتو "ایتالیایی بدشانس" خیلی زود از جمع کوسه های سرخ رفت. حال باید دید با پایان حکمرانی مرد ایتالیایی در مونیخ و اغاز سلطنت فرانسوی ها مانند سانیول و ریبری و تولیسو و کینگزلی کومان ایا تحولی در مونیخ ایجاد میشود. همانند زیدان فرانسوی که جانشین کارلتو شد و الان بیرقیب است. حال سوال این است: "ایا سانیول پازل گمشده ی بایرن مونیخ است؟"