روزهای تلخی بود، نه بهتر است بگویم سالهای سختی بود .. سالهایی که تک تک روزهایش برای مادریسمو ها چند سالی طول میکشید؛مادرید تا آستانه ورشکستگی رفت و چه بد دورانی بود برایِ قوهای سپید حذف های ناباورانه برابر لیون و موناکو و پورتو ، باخت های متوالی و ناکامی های پیاپی،شکست های پرگل در الکلاسیکو همه و همه گره خورده بود با عصر بارسلونا ... آن روزها کسی از مادرید بعنوان پادشاه نام نمیبرد؛مادرید فرمانروایی بود که تاج و تختش را از دست داده میدید. خرید های گزاف شروع شد ، پروژه کهکشانیهای ۲ کلید خورد اما توفیقی حاصل نشد و طعنه ها بیشتر شد ... بعد از ناکامی های مطلق حالا نوبت آمدن پلگرینی و فوق ستاره های جدید بود ... میگفتن پلگرینی از فوتبال اسپانیا شناختِ خوبی دارد ! یکسال دیگر گذشت! سومین حذف به دست لیون! سالی با تمام جام های ممکن برای رقیب و طعنه هایی که بلند تر از همیشه به گوش میرسید و حالا نوبت مردِ پرتغالی بود ، خوزه روح جنگندگی و نبرد را به مادرید بازگرداند ، همه چیز خوب پیش میرفت که ناگهان.... ! نه لعنتی خوزه کنترل نیمکت رو از دست داده ؛ بازم حذف و حذف و حدف در لیگ قهرمانان! لالیگا به اندازه ی کافی مادرید را راضی نمیکند سال سوم خوزه سالِ سقوط بود سن ایکر،راموس،په په ، مارسلو و که و چه و که ...همه به درهای خروج نزدیک شده بودند ؛ خوزه هم رفت ! "لعنتی! ما هیچجوره دیگه برنمیگردیم پسر ... ستاره های گرون قیمت، مربی بزرگ ، وای مگه یه تیم دیگه چی میخواد واسه این چمپیونزِ طلسم شده یِ لعنتی" مرد ایتالیایی از راه رسید جدال اول لالیگا چشم هایی که از شدت فشار ، به رنگ خون در آمده بودند ، ابروهای بالا و پایین مرد متفکری که به فکر نجات بود ، کارلتو خیلی زود با مردانش رفیق شد ؛ رفیق شد و تا آخر رفیق ماند... باد به پرچم ما میوزید اینبار لیون و موناکو که هیچ! یووه و دورتموند و بایرن هم تابِ قرار گرفتن در برابر مادرید را نداشتند ! و سر انجام بازیِ بزرگ فینال چمپیونز؛ لیسبون2014 یاران کارلتو زود پذیرای گل شدند اما کیست که تا دقیقه ۹۰ از ناعدالتی فوتبال و آن توپ های لعنتی که یکی پس از دیگری از بین میرود شکایت نکند 92:40 ابروهای کارلتو یکی به سقف و یکی به زمین چسبیده شده ؛ اما همچنان نه مرد ایتالیایی تسلیم شده نه شاگردان جسورش، کرنر برای مادرید ... لوکا پشت ضربه ارسال برای راموس و تمااااااااام!!!!!! پایان حسرت ۱۲ ساله ی مادرید همان دقیقه ی مقدسِ ۹۲:۴۸ بود ... وقت اضافه یک نمایش قهرمانانه بود که انتظارش را میکشیدیم ، ازهمان لحظه ی ۹۲:۴۸ کارلتو روح خوانیتو را در کاپتان راموس دمید بعد از ۱۲ سال ناکامی دوباره مادرید را به قله ی فوتبال جهان رساند ممنونم کارلو ممنون برای بازگرداندن غرورِ مادرید ممنون برای آن قهرمانیِ طلایی ممنون برای بزرگیِ شخصیتت ممنون برای به اوج رساندنِ کریس ممنون برای زیدانِ بزرگ ممنون برای بودنت تا همیشه مدیون تو هستم ممنونم گلادیاتورِ من ، ممنونم استاد کارلو آنجلوتی ????