چقد سخته... بدون اونا بودن پس غربت ک میگن این بود... بابام میگفتا سخته ولی من میگفتم ولش بابا اصلنم سخت نیس... گع خوردم مامانم زنگ زد... گفت چرا فقط میگی باشه و اره . نمیدونستم چی بگم... جوری حرف زدم ک گریه کردنمو نفهمه... ففط میخام بغلش کنم... یادشون ک میفتم... بغض و گریه و فین... هیشکی نیس...