طرفداری- هربرت چاپمن یک نفر بود و پاسخی برای یک مشکل خاص پیدا کرد. فوتبال انگلیس هم دنباله روی چاپمن شد؛ چون اون ها فکر می کردند متودهای هربرت، جواب میدن. اما اوضاع بر وفق مراد انگلیسی ها پیش نمی رفت.
داستانی که در حال مطالعه آن هستید، بخشی از کتاب Inverting the Pyramid است و می توانید قسمت های قبلی آن را در اینجــــــا بخوانید.
ویلی مایسل می نویسه: «متاسفانه هنوز همه تلاش داشتند که تاکتیک های انگلیسی رو بهبود بدند و نقاط ضعف رو گچ گیری کنند اما هیچکس نمی خواست این تاکتیک ها رو کاملا از بین ببره و قالب جدیدی بیاره. همه می خواستند فکر کنند که تاکتیک ها تغییری نکردند و هرم مقدس، پابرجا مونده. وقتی فدراسیون فوتبال در سال 1939 پیراهن بازیکن ها رو شماره گذاری کرد، تغییرات رو نادیده گرفت و طبق قوانین، مدافع های سمت راست باید شماره دو، مدافع سمت چپ شماره 3، پیستون های سمت راست و چپ، شماره های 4 و 6، هافبک-مدافع ها شماره 5، وینگر ها شماره 7 و 11، مهاجم های سایه شماره 8 و 10 و مهاجم نوک شماره 9 رو به تن می کردند.
در سده بیستم، فوتبال در اتریش رونق گرفت. در سال 1924، اون ها دو تا لیگ حرفه ای داشتند. در نوامبر همون سال، روزنامه نویس واینر نوشت: «کجای دیگه می تونید 40 تا 50 هزار تماشاچی رو ببینید که یکشنبه به یکشنبه در ورزشگاه ها جمع میشن؟ مهم نیست یکشنبه ها بارونی باشند یا آفتابی [مردم همیشه هستند]. در کجا بخش زیادی از مردم، بسیار به نتایج بازی ها علاقه مند هستند و عصر هر روز می تونید تقریبا از هر فردی درباره نتایج بازی های این هفته لیگ و چشم انداز پیش روی تیم ها بشنوید؟». پاسخ ساده بود، اگر بریتانیا را کنار بگذاریم، در هیچ کجای دیگر اروپا چنین جوی دیده نمی شد. تو انگلیس در میخانه ها درباره فوتبال صحبت می کردند اما اتریشی ها بحث درباره فوتبال رو به قهوه خونه ها و کافه ها بردند. اما در دهه 1930 میلادی، فوتبال تبدیل به ورزشی برای طبقه کارگر شد. در اروپای مرکزی، این ورزش توسط آنگلوفایل های طبقه متوسط بالا وارد شد و سپس به عنوان ورزشی برای طبقه کارگر در این کشورها توسعه یافت. سپس، روشنفکران اروپای مرکزی، وارد فوتبال شدند.



