طرفداری- قبل از متئو دارمیان، فدریکو ماکدا و ماسیمو تائیبی، نام یک ایتالیایی دیگر نیز در کتاب تاریخ باشگاه منچستریونایتد نوشته شده بود- اولین بازیکن غیر بریتانیایی شیاطین سرخ؛ کارلو سارتوری. سارتوری در دهم فوریه 1948 در شهر کادرزونه، شهری با جمعیت کمتر از 500 نفر، در خارج از محدوده شهر ترنتو به دنیا آمد. او که یکی از معدود مو قرمزهای ایتالیایی محسوب می شد، در ترکیب اسکاتلندی-انگلیسی سر مت بازبی چهره ای همگون داشت. پس از پایان جنگ جهانی دوم، بسیاری از خانواده های ایتالیایی در جستجوی یک زندگی بهتر به ایالات متحده، استرالیا و انگلستان مهاجرت کردند. خانواده سارتوری فقط یکی از این خانواده ها بودند. آن ها پس از تراژدی از دست دادن نوزاد دخترشان، به تپه های خونینِ ترنتو پشت کردند و راهی سرزمین دیگری شدند. مادر، پدر و چهار خواهر و برادر کارلو، منطقه "آنکوتس" در ناحیه منچستر بزرگ را به عنوان مقصدشان انتخاب کردند. بسیار متفاوت از آن چه Manchester Evening News در ابتدای سال جاری میلادی درباره منطقه آنکوتس و بی نظیر بودن وضع معیشتی این ناحیه در کل انگلستان گفت، آنکوتس در آن زمان به عنوان یک گتو (ghetto) ایتالیایی محسوب می شد. با این حال، زمانی که کارلو فقط دو ساله بود، او و خانواده اش دوباره تغییر مکان دادند و به محله تازه ساخت کالیهرست نقل مکان کردند. در همین جا بود که خانواده سارتوری، تجارت موفق "تیز کردن چاقو" را شروع کردند. او که به عنوان یک بازیکم کم سن و سال توجه مدرسه اش را به خود جلب کرده بود، یک مایل دور تر از اسطوره های آینده یونایتد - برایان کید و نابی استیلز - تحصیل کرد؛ به نظر می آید تقدیر واقعا چیز مشخصی را در آینده برای او مقدر کرده بود. کارلو، پسر بچه ای پر مشتری بود؛ اورتون، برنلی و وست بروم تا قبل از تمام شدن تحصیل سارتوری به دنبال جذب او بودند. او حتی پس از گذراندن یک دوره آزمایشی در منچسترسیتی، در زمین سابق این باشگاه - مین روعد - مهمان تور استادیوم من سیتی شد.برادران کارلو، هوادار منچسترسیتی بودند و او بارها به آن جا رفته بود، بنابراین پیوستن به سیتی برای او بسیار وسوسه انگیز بود. ملاقات شدن کارلو از سوی یکی از استعدادیاب های منچستریونایتد در آخرین روز مدرسه اش اما ورق ها را برگرداند. سارتوری بعدها با یادآوری این واقعه، بیان کرد:
در آخرین روزم در مدرسه، یکی از معلم ها به من خبر داد که آقای جو آرمسترانگ از باشگاه منچستریونایتد به خانه مان می آید تا من را ببیند. او با مادرم یک فنجان چای خورد و ما سپس با اتوبوس به زمین تمرینی منچستریونایتد رفتیم. در آنجا بود که من به برخی از بازیکنان معرفی شدم، از جمله دنیس [لاو].
پس از معرفی شدن کارلو سارتوری به چیزی که او آن را "روش منچستریونایتدی" می نامد، این آماتورِ کم سن و سال شکی نداشت که اینجا همان جاییست که او باید در آن باشد. او پس از چهار سال حضور در تیم رزروهای یونایتد، نهایتاً در فصل 1968/69 به تیم اصلی باشگاه راه یافت، جایی که ناگهان خود را در حال بازی کردن در کنار اسطوره های باشگاه پیدا کرد. سارتوری چند سال قبل در صحبت با سایت اختصاصی باشگاه منچستریونایتد در این باره گفت:
در زمانی که یک بچه مدرسه ای بودم، دنیس لاو اسطوره من بود. زمانی که در مدرسه تحصیل می کردم، عاشق دنیس بودم و خصوصیات او را تقلید می کردم. ناگهان خودم را در حال بازی کردن در کنار او دیدم.
سارتوری در اولین فصل حضورش در تیم اصلی منچستریونایتد از سوی بازبی به کار گرفته شد و در پایان آن فصل به طور معمول در ترکیب تیم قرار می گرفت. بازنشسته شدن سرمربی اسطوره ای اسکاتلندی در پایان اولین فصل حضور سارتوری در منچستریونایتد، نقش کاتالیزور را در جدایی سه سال بعدِ این ایتالیایی از شیاطین سرخ ایفا کرد. چند فصل نا امید کننده برای کارلو تحت هدایت ویلف مک گینس و فرانک اوفارل باعث شد تا این مهاجم ایتالیایی به مشکل برخورد و اغلب اوقات خود را روی نیمکت تیمش ببیند.
سارتوری پیش از بازگشت به ایتالیا، چهار فصل حضور در منچستریونایتد و آمار 55 بازی و شش گل را برای خودش ثبت کرد.
وقتی که 10 ماهه بودم، خانواده ام به اینجا مهاجرت کردند. من خودم را هم انگلیسی و هم ایتالیایی قلمداد می کنم، اما باید اذعان کنم که ریشه هایم در ایتالیا هستند.
سارتوری برای پیوستن به بولونیا وارد ایتالیا شده بود، اما در زمان بازگشت به کشورش متوجه شد که باید خدمت سربازی اش را بگذراند.
تا 28 سالگی باید این خدمت را می گذراندید و من در آن زمان 25 ساله بودم.
این همان سنی بود که جورج بست در آن از جمع شیاطین سرخ جداشد.
من همچنین به تیم ملی ارتش ایتالیا پیوستم و ما در یک سه شنبه همدیگر را در رم ملاقات کردیم، با یک تیم دسته دومی یا سومی بازی می کردیم تا فقط آماده بمانیم، و سپس به باشگاه های خودمان باز گردیم.
استعدادهایی که در آن تیم (ملی ارتش ایتالیا) وجود داشتند، بسیار خاص بودند.
بازیکنانی در آن تیم حضور داشتند که در جام جهانی 1982 برای تیم ملی ایتالیا بازی کردند- گابریله اوریالی، فرانچسکو گراتزیانی، ایوانو بوردون - بنابراین ارتش دورانی خاص را می گذراند. در سال 1973، وقتی من به جمع آن ها پیوستم، ما در جام جهانی فوتبال ارتشی ها بازی کردیم که درکنگو برگزار می شد و در آن قهرمان شدیم. پس من مدال قهرمانی جام جهانی را دارم!
سارتوری که در ابتدای حضورش در ایتالیا به دلیل قوانین شهروندی از بازی کردن برای باشگاه جدیدش منع شده بود، به طرز خنده داری خود را در حال بازی برای تیم ملی کشوری دید که او را از بازی کردن منع کرده بود ! بولونیا بالاخره توانست مسئولان قانون گذار را قانع به تغییر مقرراتشان کند و بدین نحو سارتوری رسما در یکم جولای 1973 با آن ها قرارداد امضا کرد.
سارتوری در فوتبال ایتالیا زندگی عشایر گونه ای را داشت. او برای تیم های تازه وارد به سری آ - اسپال و بنونتو - بازی کرد و همچنین مقاطعی را در لچه و ریمینی سپری کرد و نهایتاً در حرکتی که به نوعی بازگشت به خانه محسوب می شد، در ترنتینو به فوتبالش پایان داد. زمانی که او به طور قرضی در بنونتو به سر می برد، فرم عالی اش باعث شد تا تیم های زیادی از سراسر لیگ به دنبال مهاجمی باشند که در آخرین سال قراردادش به سر می برد. یوونتوس و ناپولی با او وارد مذاکره شدند، اما سارتوری در آن زمان در لچه وضعیت خوبی داشت، تیمی که چندین بار تا آستانه صعود به سری آ رفت، اما کم آورد.
پس از انتقال به تیم شهرش، ترنتینو، سارتوری دو سال را در استادیوم بریاماسکو گذراند و دوره های مربیگری اش را نیز در همان جا گذراند تا برای فعالیت به عنوان یک سرمربی آماده شود. پس از بازنشستگی از دنیای بازی، او پیشنهاد سرمربیگری در تیم مرانو از سری سی ایتالیا را دریافت کرد، اما این کار برای او مقدر نشده بود.
به همان کسب و کار تیز کردن چاقو و دلیل کارلو برای ترک کردن زندگی پر از شادی اش در ایتالیا بر می گردیم.
در آخرین سال بازی ام در ایتالیا، دوره های مربیگری را گذراندم تا در فوتبال باقی بمانم، اما برادرم در سال 1983 درگذشت، و برادر دیگرم در حال اداره کردن شعبه دیگری از تجارت چاقو تیز کنی ما در لیورپول بود؛ تجارتی که پدرمان آن را آغاز کرده بود. برادرم می بایست سفارشات در لیورپول و منچستر را تحویل بگیرد، و از من درخواست کمک کرد. من در این باره فکر کردم، به انگلستان برگشتم، سفارشات منچستر را بر عهده گرفتم و این کار را برای 29 سال ادامه دادم.
به یاد ماندنی ترین لحظه های سارتوری برای هواداران منچستریونایتد به گل پیروزی بخش او در مقابل اندرلخت در رقابت های اروپایی نوامبر 1968 و حضور در دیدارهای پر اتفاق مقابل لیدز یونایتد در جام حذفی سال 1970 مربوط می شوند. کارلو سارتوری با نیکی از سوی بسیاری از کسانی که در آن دوره زندگی می کردند، یاد می شود. داستان او، داستان پیشرفت و بهبود است؛ کسی که از ویرانه های به جا مانده از دوران حکومت موسولینی فرار کرده بود. سارتوری هنوز هم چیزی که یونایتد به او اعطا کرد را به یاد می آورد. اگر این هدیه، تبدیل شدن او به یک ستاره فوق العاده نبود، حداقل تجربه حضور در گروهی بود که فقط یک بار در هر نسل تکرار می شود. سارتوری حتی تا به امروز، هنوز هم یک هوادار یونایتد باقی مانده است.
یونایتد اولین نتیجه ای است که همیشه در لیست نتایج باشگاه ها به دنبال آن می گردم. انجمن بازیکنان سابق باشگاه، چند بار در سال ما را گرد هم جمع می کند و یادآوری روزهای گذشته همیشه خوشایند است.
کارلو سارتوری اکنون بازنشسته است و در روچدیل زندگی می کند. او همچنان به تجارت خانوادگی اش مشغول است.



