روزی فردی میخواد سوار هواپیما بشه با خودش یه سنجاب همراه داشته میبینه رو در هواپیما نوشتن ورود حیوانات ممنوع بعد مرده برای این سنجاب رو ببره اونو تو شرتش میزاره و سوار هواپیما میشه بعد تو راه یهو مرده میگه آخ بغل دستیش پرسید چی شده آقا مرده گفت پیاده شدیم میگم بعد چند دقیقه مرده با صدای بلند تری گفت آخخخ بعد بغل دستی پرسید آقا چی شده گفت پیاده شدیم میگم بعد نزدیک مقصد مرده یه دفعه با صدای بلندی گفت اخخخخخخخخخخ که همه شنیدن بعد که پیاده شدن بغل دستی گفت اون اخ ها واسه چی بود؟ مرد گفت اول واسه این بود که سنجاب رفت جلوی شرتم یه چیزی رو گرفت دستش فکر کرد دونست یه گاز زد گفت اخ دوم چی بود؟ گفت سنجابم دور زد رفت پشت شرتم رفت داخل سوراخ فکر کرد لونه هست گفت اخ سوم چی بود که همه شنیدن؟ گفت سنجابم رفت از جلوی شرتم دونه رو برد تو لونه