زمانی یونان و زمانی مورینیو با فوتبال تدافعی تقریبا به یک شیوه به موفقیت می رسیدن اینها در این روش اغلب از ضربات ایستگاهی و به طرزی که احیانا از نظر فنی غیر کلاسیک و از دیدگاه احساسی تماشاگران فاقد حس همذات پنداری بود به گل می رسیدن حتی همین گلهای اندک که انها را به موفقیت میرساند هم نازیبا به ثمر میرسید نماد آن همیشه شلوغی جلوی دروازه بود که گل به ثمر میرسید ( در بازی مستقیم و ایستگاهی ) و البته سبکهای تیمهای مقابل برای این تاکتیک حریف چاره ای نیندیشده بود اما هر چه بود برای مقابله باهاش باید فکر چاره ای بود ..... اینبار فوتبال از هر دو به شکل نازیبا به پیش میرود ... از دیدگاه مشاهده عینی بازیهای تهاجمی یکطرفه هم حتی از بین رفته ... بله تیم مهاجم هم بازیکن بیشتری در زمین خودش قرار میده .. این ساده ترین کار البته بدترین کار برای حل مشکل تاکتیکی در برابر این تیمهای نتیجه گرا بوده ... بجای اینکه تلاش بیشتری برای حملات راهگشا ایجاد بشه آیینه ای از تیم ما مقابل شدن ..شاید برای نگه داشتن و خنثی کردن مفید بوده باشه اما بازیها همه شبیه هم شده ..