روسونری‌ها در مقابل حریف دیرینه‌شان آن‌هم در مصاف دلامادونینا با آنکه جانانه بازی کردند و مردانه باختند اما یاد گرفتند که برای برد و نتیجه‌گرفتن تنها سرمایه و سرمایه‌دار لازم نیست. گاهی زمین و هواداران و حکم میزبانی هم آنچنان تأثیری در برد ندارد. تیم‌های همچون میلان و منچستر یونایتد و.... برای داشتن کارنامه‌ای درخشان و مزه‌مزه‌کردن طعم برد محتاج برگشتن به خویشتن خویش‌اند. کلید «اصالت»، کارگشای امثال این تیم‌هاست. تیم‌هایی که برای خودشان مکتب خاصی دارند و فوتبالیست‌های بنام. کالج این تیم‌ها فوتبالیست‌هایی به دنیا معرفی کرده است که گاه دنیای فوتبال را انگشت به‌دهان گذاشتند. اگر روزی رسد که تیمی همچون بارسلونا به بن‌بست برسد و ایام نکبت‌بارش، سایه‌ای بر تیم اناری‌پوش بیندازد؛ هیچ شکی به دل راه ندهید که با بازگشت به اصالت و مرور مکتب بارسلونا در کمترین زمان شوک بزرگی برای تیم پیش خواهد آمد تا دوباره برخیزند و احیا شوند. میلان دقیقا در چنین فضایی دست و پا می‌زند اما غافل‌اند که «اصالت» را در خود به یغما برده‌اند. میلان فرزندزاده‌ای از جنس خود را می‌خواهد تا دوباره تیم را به قیام دعوت کند و مالدینی‌وار بر باخت‌ها و حقارت‌ها فائق آید. روزی اگر پرچم اصالت و تعصب در در دستان باره سی بود و مالدینی پدر، اما در نسل بعدی پدیده‌ای بنام مالدینی پسر خود داوطلبانه خواستار بالا نگه‌داشتن پرچم میلان می‌شود. درست بعد از مالدینی پرچم اصالت بر زمین می‌افتد و میلان نیز سخت زمین می‌خورد. تیم میلان الان تنها وزنه‌ای می‌خواهد تا بیرق پیروزی و بازگشت به دوران اوجش را نظاره‌گر شود. آیا میلان دوباره برخواهد خواست؟ و …