طرفداری- انگلیس ران گرینوود به عنوان تیمی شکست نخورده از رقابت های جام جهانی 1982 بازگشت. آن ها در پنج بازی تنها یک گل دریافت کردند اما شریف ابوبکار تفاوت ها را به گونه دیگری رقم زد. در آن تیم ابوبکار عقاید عجیبی داشت و فارغ از تمام حوادث و اتفاقاتی که در راه آماده سازی پیش آمد، او به ران گرینوود پیشنهاد کرده بود از جادوگری استفاده کنند اما گرینوود این پیشنهاد را مودبانه رد کرد تا دن هاو را به عنوان مشاور خود برگزیند.

توانایی تفکر و میل به بازی هجومی گرینوود، با توانایی هاو برای بازی محافظه کارانه ترکیب شده بود. این دو شاید اختلاف نظر داشتند اما ترکیب تفکر این هاو و ران، تیمی قدرتمند را روانه مسابقات کرده بود. بگذارید از اول شروع کنیم. انگلیس در رسیدن به جام جهانی 1982 خوش شانس بود. ران گرینوود قصد داشت تفکرات و سبک بازی دوران دان روی را از تیم پاک کند و مدت زیادی را صرف این امر کرد اما او توانست با وجود فشار رسانه ها، بالاخره تیم را به بزرگترین رقابت بین المللی ببرد.

ران گرینوود

وقتی که انگلیس در سپتامبر 1981 و در یک شب به یاد ماندنی در اولسو مقابل نروژ شکست خورد، همه چیز تمام شده به نظر می رسید. بگذارید کمی به عقب تر برگردیم. با توجه به اینکه قبلا به سوئیس و  رومانی باخته بودند، سفر به بوداپست برای بازی با مجارستان خیلی سخت و عجیب به نظر می آمد. هفت روز قبل از بازی با مجارستان، انگلیس در بازل به سوئیس باخته بود و می گویند در سفر به کشور، ران گرینوود از سمت خود استعفا کرده بود، تصمیمی که اوج نا امیدی را نشان می داد اما کادرفنی با او صحبت کردند تا بالاخره ران از تصمیمش منصرف شد.

در نپاشتادیون، انگلیس با پیروزی شگفت آور 3-1 خود را به یک باره مدعی صعود به جام جهانی دید. می گویند عملکرد عالی کوین کیگان و ترِور به خاطر ران گرینوود بوده و آن شب بازیکنان سه شیر ها از روحیه پیروزی طلبی که در خون بریتانیایی ها جاری است، نهایت استفاده را برده اند. این یک پیروزی ساده نبود، بلکه راه فراری برای رفتن به جام جهانی 1982 بود.

ران گرینوود-مجارستان-انگلیس

با این حال همه چیز آنقدر ها هم ساده نبود. باخت به نروژ، فردای آن روز تساوی معنا دار رومانی و مجارستان و بازی های پیچیده ای که باید انجام می شد همه در ذهن گرینوود به گردش در می آمد. در آن چند روز تنها کاری که گرینوود می توانست بکند، تماشای مصاف رقبای مستقیم بود. امید هرگز از بین نمی رود. این حرف همیشه در میان بریتانیایی ها چه در عمل و چه در حرف رواج دارد. 

همه چیز به مجارها بستگی داشت. رومانی به یک پیروزی  و یک تساوی نیاز مبرمی پیدا کرده بود و باید سوئیس را شکست می دادند. چندین و چند بازی باید در یک ماه برگزار می شد اما گرینوود، امید داشت، امیدی که قرار بود او را به خواسته اش برساند.

گرینوود مزد اعتماد به سرنوشت را گرفت. رومانی خودش مقابل سوئیس نابود کرد. آن ها در 10 اکتبر 1981 در بخارست 2-1 شکست خوردند تا فدراسیون فوتبال این کشور، تمام تیم را منحل و برکنار کند! این باخت آن ها را عصبانی کرده بود، باختی که به کام گرینوود بود.

مجارستان-انگلیس

مارسل رادوکانو، ستاره آن روزهای رومانی هم در سفر به دورتموند، به آلمان غربی پناهنده شد تا فقدان او بیش از پیش حس شود. رومانی خودش را نابود کرد. در آخرین بازی مقابل سوئیس مساوی کردند و تنها باخت انگلیس می توانست امید های آن ها را زنده کند اما سه شیرها به لطف گل پل مارینر، در مقابل مجارستان پیروز شدند تا جواز حضور در جام جهانی را به دست بیاورند. ران تیمی که رِوی، آن را برای مربیگری در امارات به ازای دستمزدی سنگین رها کرده بود به جام جهانی برده بود، آن هم پس از مدتی زیاد.

ران، در نقطه مقابل رِوی قرار داشت، مردی که قهرمان ملتش شده بود در برابر کسی که به خاطر پول، فدراسیون را در شرایطی بد رها کرده بود. در شرایطی که همه خواستار سر کار آمدن برایان کلاف بودند، فدراسیون فوتبال انگلیس تصمیم گرفت به ران گرینوود فرصت دهد که زمان هم ثابت کرد اشتباه نکرده اند.

ران کارش را خوب پیش می برد، در واقع او پس از پیروزی مقابل ایتالیا در ومبلی، کارش را تثبیت کرد و نشان داد می خواهد کاری جدید و نوین انجام دهد. سال ها بود تیم ملی انگلیس از نظر بین الملی وجهه خوبی نداشت اما گرینوود عزمش را جزم کرده بود.

به قلم Steven Scragg از سایت Thesefootballtimes