هواداران یک باشگاه وقتی به اسامی حاضر در ترکیب تیم نگاه می کنند، اسم ها، شماره ها و پُست های بازیکنان را می شناسند. هواداران افراطی یک تیم، وقتی به ترکیب نگاه می کنند، بازیکنانی که در دنیای آن ها باید در ترکیب باشند اما بنا به دلایلی غایب است را شناسایی می کنند. پس از آن، مردم هستند؛ مردم واقعی فوتبال. آن هایی که می دانند یک باشگاه فوتبال چگونه عمل می کند و آن را درک می کنند. مردمی که می دانند همیشه در پشت صحنه، اتفاقاتی در حال رخ دادن است. این ها، همان هایی هستند که می دانند یک آکادمی خوب، نه تنها می تواند بذری برای آینده شان باشد، که می تواند باعث برداشتِ محصول شان شود. برای آن ها، آکادمی بیانگر جامعه آنهاست. مردم ِ واقعی ِ فوتبال می فهمند که آکادمی های بزرگ به جای آن که مشغول اضافه کردن اسامی به لیست شان باشند، در حال حذف اسم ها هستند. ماهیت یک آکادمی فوتبال، می تواند بعضاً گیج کننده باشد و به یک سری از پارامتر ها، بستگی داشته باشد. بعضی از باشگاه ها، از «فروشنده بودن» خوشحال و راضی هستند. آن ها آماده هستند تا استعداد هایشان را به فروش برسانند.
اما برخی دیگر از باشگاه ها، صرفاً «باشگاه خریدار» هستند. آن ها از لحاظ برندی، به رسمیت شناخته شده اند و با توجه به سرمایه شان، می توانند هر بازیکنی که بخواهند را وسوسه کنند. این بازی، همیشه همین گونه طبقه بندی شده است. باشگاه هایی مانند بارسلونا، رئال مادرید و بایرن مونیخ تبدیل به برند های ملی شده اند و با قدرت دسته چک شان، می توانند هر بازیکنی از لیست آرزو های سرمربی شان را خریداری کنند تا بین توسعه یافتن بازیکنان ترکیب شان، تعادل رعایت شود. یک باشگاه نمادین مانند آژاکس، مانند خیلی های دیگر نمی تواند قدرت خودش را به رخ بکشد. بنابراین، دیگر همه چیز به تولیدات آکادمی این تیم باز می گردد تا با تولید محصولات خوب، بتواند این باشگاه را در چرخه «پول نقد برای بازیکن» حفظ کند. افراد بسیار کمی می دانند که بهترین باشگاه ها استعدادیاب هایی را استخدام می کند که تنها هدف آن ها بررسی وضعیت این بازیکنان جوان است. آن ها باید بگویند که این ستاره های جوان ارزش این را دارند که باشگاه زمان، انرژی، منابع و پولش را روی آن ها سرمایه گذاری کند یا خیر. باشگاه هایی که از لحاظ تاریخی محصولات بسیار خوبی را تولید کرده اند، به خوبی فرق بین پیشرفت و منافع بازیکن و باشگاه را می دانند و آن ها را متمایز از یکدیگر می دانند.
باشگاهی مثل وست هم- که علی رغم هجوم استعداد های خارجی در فوتبال مدرن، همواره به خاطر تولید ستاره های انگلیسی شناخته شده است- بیانگر باشگاهی است که اساس آن بر روی تولید بازیکنان ماهر و انتقال آن ها به باشگاه های دیگر است. وست هم با تولید بازیکنانی چون سر ترور بروکینگ، بابی مور، جو کول، ریو فردیناند، فرانک لمپارد، جرمین دفو، مایکل کریک و گلن جانسون به عنوان یکی از باشگاه های برتر در زمینه معرفی و رونمایی از استعداد های بریتانیایی شناخته شده است. اما با این حال، هنوز هم نتوانسته است از آکادمی خوب خودش سودی داشته باشد و در لیگ برتر انگلستان، از آن ها استفاده کند. یکی از مورد بحث ترین سوال های ممکن در یک بحث فوتبالی، همواره این است که کدام باشگاه بهترین آکادمی را دارد؟ احتمالاً هیچ پاسخ قطعی ای برای آن وجود ندارد که کدام آکادمی فوتبال، بهترین آکادمی است. با این حال، چند آکادمی وجود دارد که دیگران، مایل به تقلید از آن ها هستند.
از آن جا که هدف یک آکادمی، تولید بازیکنانی است که باشگاه بتواند در نهایت از آن ها استفاده کند یا برای کسب یک سود مناسب، آن ها را به فروش برساند، ساختار مناسب یک آکادمی، هنوز هم یکی از جنبه های تاریک فوتبال است. وضعیت فوتبال مدرن به خوبی نشان می دهد که پیشرفت و توسعه یک بازیکن، در نهایت و به ناچار منجر به شناسایی او و انتقالش به تیم های بزرگ تر می شود. مهم است که بدانیم پیشرفت و شناسایی یک بازیکن، دو جزء جدایی ناپذیر برای پیشرفت و پایداری یک باشگاه است. بر اساس مدل های توسعه یافته، دو آکادمی مورد نظر که بر روی آن ها متمرکز خواهیم شد، آکادمی آژاکس و بارسلونا هستند.
برای شروع، به سراغ لاماسیا می رویم. جایی که در حال حاضر، بسیاری آن را بهترین آکادمی جهان می دانند. لا ماسیا مسئول این است که علاوه بر پرورش استعداد ها، بیانگر فرهنگ کاتالان باشد. و همچنین برای باشگاهی که در اضافه کردن بازیکنان آکادمی به تیم نخست، به اوج خود رسیده است، آموزش درستی از فوتبال داشته باشد. تولید بازیکنانی چون پپ گواردیولا، ژاوی هرناندز، لیونل مسی، سرخیو بوسکتس، پدرو رودریگز، سسک فابرگاس، جرارد پیکه و آندرس اینیستا، تنها از روی شانس یا شناسایی آن ها نبوده است. در حقیقت، لا ماسیا از سیستمی استفاده می کند که بسیاری از آکادمی های دیگر توجهی به آن ندارند؛ تطبیق شخصیت بازیکن و توانایی او برای یادگیری اطلاعات. بازیکنان در لا ماسیا یاد می گیرند که ضمن احترام به فرهنگ کاتالان، به عقیده این باشگاه، «چیزی بیش از یک باشگاه» باور داشته باشند. احتمالاً چیزی که بیش از همه در خصوص لا ماسیا تحسین برانگیز است، سادگی تدریس و بالا بردن اعتماد به نفس هر بازیکن برای اجرای سبک بازی باشد. بسیاری از آکادمی ها بازیکنانی را تولید می کنند که می توانند پاس های دقیقی ارسال کنند و از اهمیت عوض کردن پُست در زمین، آگاه باشند. این آکادمی ارائه فوتبالی زیبا را نه تنها با هویت باشگاه بارسلونا برابر می داند، که به فوتبال اسپانیا نیز می پردازد و به چیز هایی فراتر از تنها یک فوتبال جذاب فکر می کند. برخی از بازیکنانی که در لا ماسیا رشد کرده اند، قرار است که بازیکن کاملی باشند. بازیکنانی که توان پاس دهی خوبی دارند و با جریان روان بازی و تعادل لازم برای اجرای سبک «تیکی تاکا» آشنا هستند. ارسال پاس، دریافت آن، تحرک و ایجاد یک مانترا با دقت و توجه به ساده ترین جزئیات، به بازیکنان آموخته می شود. بازیکنان می آموزند که از یک بازیساز، چگونه برای منافع باشگاه شان تبدیل به یک مدافع ِ فداکار شوند.




