علی محمد عبده در خانواده‌ای مذهبی در بروجرد به دنیا آمد و فرزند شیخ محمد عبده بروجردی، نخستین دادستان دوران رضاشاه پهلوی بود. او ۳ برادر به نام‌های جلال، مهدی و حسین داشت. جلال، برادر بزرگ او، نماینده ایران در سازمان ملل متحد بود.در سال ۱۳۳۶ با هما مهاجرین ازدواج کرد.یکی از فزرندان او به نام رضا عبده کارگردان نمایش و نمایش‌نامه‌نویس بود.پسر دیگر او سالار عبده که نویسنده و استاد نویسندگی خلاق در سیتی کالج نیویورک است[ او دختری به نام نگار (زاده ۱۳۵۲) دارد. و پسری بنام علی (زاده ۱۳۵۷)دارد. فرزندان عبده تاکنون اقدامی برای بازپسگیری اموال مصادره‌شده پدرشان در ایران نکرده‌اند عبده در سال ۱۳۵۸، در حالی که در جکوزی بود بر اثر سکته درگذشت.[عبده یک مشت‌زن حرفه‌ای بود. او در سال‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۵۲ در دو وزن مختلف قهرمان بوکس واشینگتن شداو میان سال‌های ۱۹۵۳ تا ۱۹۵۵ رئیس امور ورزش ارتش ایالات متحده آمریکا در واشینگتن بود. او سپس رئیس فدراسیون والیبال واشینگتن نیز شد. در مقاله‌ای دربارهٔ او روزنامه اعتماد آمده‌است: «کار تا آنجا پیش رفت که می‌گفتند او در ارتش آمریکا در جنگ ویتنام هم شرکت کرده‌استعبده پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به ایران بازگشت و شرکت سهامی سی‌آرسی را در سال ۱۳۳۵ بنیانگذاری کردبنا بر نوشته روزنامه اعتماد; آذر ابتهاج، نماینده مجلس شورای ملی به دلیل اختلاف با او بر سر بولینگ عبده به جان او سؤقصد می‌کند. او دو نفر را اجیر می‌کند تا با چاقو به او حمله‌سرایدار باشگاه پرسپولیس (محمود رشتی سلمانی) که به بیماری روماتیسم قلبی مبتلا بود، را با هزینه شخصی خود برای درمان به انگلستان فرستاده‌است و به بازیکنانی که ازدواج می‌کرده‌اند هدیه می‌داده‌است مهدی حدادپور در روزنامه گل می‌نویسد: «عبده البته خودش آدم چندان مقیدی نبود، اما در فوتبال آدم اخلاق‌مدار و اصولگرایی بود. عبده اگر می‌شنید، بازیکنی با دهان آلوده به الکل سر تمرین آمده، آن دهان را با سیم می‌دوخت، اما در میهمانی‌های خصوصی خودش به هر کاری تن می‌داد… اما در محیط فوتبال، هیچ رفتار سیاهی جای نداشت.» ماجرای سیلی زدن او به صفر ایرانپاک به خاطر عکس‌انداختن با یک هنرپیشه زن نیز نقل شده‌استور شوند. آن دو نفر در خیابان مفتح امروزی او را مضروب می‌کنند. افرادی عبده را به بیمارستان هشترودی می‌رسانند تا او از مرگ نجات یابد. یکی از ضاربین نیز دستگیر می‌شود.عبده و پرویز خسروانی، مدیرعامل باشگاه تاج همواره رقابت شدید داشتند.[او با محمود خیامی و محمد خاتمی نیز رابطه نزدیکی داشت