به نظر می‌رسد واژه کُرد... تمام اقوام صحراگرد ساکن در ایران قبل از اسلام اعم از اقوام گیل، دیلم، لک، لر و همچنین صحراگردانِ [استانِ] فارس را شامل می‌شده است.* ... فردوسی [بنا به مندرجات شاهنامه و داستان ضحاک] کُردها را صحراگردانی معرفی می‌نماید که با حیواناتِ خویش در مناطقِ غیرِآباد زندگی می‌کردند.** در نامه‌ای که اردوان پنجم آخرین پادشاه سلسله اشکانی به اردشیر موسسِ سلسله ساسانی در اعتراض به شورشِ وی نگاشته چنین آمده است: «ای کُردِ تربیت شده در خیمه کُردان از حدِ خود بیرون رفته‌ای»***. بهرام چوبین سردارِ ساسانی که علیه خسروپرویز پادشاه ساسانی شورش کرده بود نیز در نامه‌ای به خسرو چنین خطاب می‌کند «ای روسپی زاده که در چادرِ کُردان بزرگ شده‌ای»***... در هر دو مورد یاد شده بیش از آنکه کُرد به مفهومِ نژادی آن موردنظر باشد، به مفهوم عام آن یعنی نوع زندگی صحراگردی و شبانکارگی بوده و به دلیل آنکه صحراگردان جایگاه مناسبی در نظام طبقاتی و اجتماعی آن عصر نداشته‌اند مرتبط کردنِ شاهانِ ساسانی به کُردها نوعی توهین به آنان تلقی شده است. (از مقاله کُردهای فارس و زمینه‌های شکل‌گیری سلسله ملوک شبانکاره، دکتر علی رضاییان) * تاریخ مردم ایران، عبدالحسین زرین کوب * تاریخ ایلات ایران، آن لمبتون ** شاهنامه، ابوالقاسم فردوسی *** تاریخ طبری، محمد بن جریر طبری