بازیکن تکنیکی، مربی انقلاب گر و دانشمند دنیای فوتبال به مدت 40 سال چشم ها را به بازی جذاب خود خیره کرد و لشگری از پیروان سبک خود را پس از مرگ نیز به همراه دارد و هم اکنون داستان دوران باشکوه زندگی او را در آستانه اولین سالگرد درگذشتش در تاریخ 24 مارس 2016 (فردا) را مرور خواهیم کرد. زمانی که او یک بچه سر راهی بود و نام ژوپیه کرایوف گرفت و با تیم اول آژاکس تمرین می کرد، بسیاری از بازیکنان بزرگسال تیم او را از قبل می شناختند. یوهان در چند صد متری استادیوم کوچک آژاکس در منطقه شرق آمستردام رشد کرد و به همین دلیل از 4 سالگی در اطراف استادیوم و تمرینات تیم و همچنین رختکن آژاکس پرسه می زد و توانست هم تیمی های خود را به شگفتی وادارد که در ادامه، تمامی ساکنان آمستردام را و سال ها بعد دنیای فوتبال را با نبوغ خود شگفت زده کرد. تنها توانایی هایش نبودند که هم تیمی هایش را تعجب زده می کرد بلکه او قادر بود با دهان خود نیز این کار را انجام دهد !، او حتی زمانی که توپ را دراختیار داشت نیز هرگز از صحبت کردن دست نمی کشید و به بازیکنان بزرگ بین المللی و ملی پوش تیمش دستور می داد که درون زمین به کدام سمت حرکت کنند و عموما تصمیمات درستی می گرفت و همه به او حق می دادند. بنابراین بزرگی کرایوف داستان امروز را اینگونه بیان می کنیم: لحظه ای فکر کنید که بازیکنی جوان در میانه میدان توپ را دراختیار دارد و بازیکنان حریف احاطه اش کرده اند و او برای رهایی از این محاصره به هم تیمی هایش دستور نفوذ و حرکت را می دهد و همانند یک رهبر ارکستر تیم را هدایت می کند. در هر شرایطی یوهان از صحبت کردن دست بر نمی داشت و با هم تیمی هایش و حتی داوران و مربیان برای اینکه چه کاری باید انجام گیرد صحبت می کرد. ولی او گاهی اوقات به هم تیمی هایش برای حرکت اشاره نمی کرد و با حرکتی سریع سعی می نمود تا از مدافع مقابل خود بگذرد. به سرعت؟ بله او در 30 سالگی نیز با حداکثر سرعت می دوید با توانایی شتاب دادن بیشتر پس از شتاب گرفتن! می خواهید از شگفتی او بیشتر متعجب شوید؟ او با هر نقطه از پای خود، می توانست به توپ ضربه بزند. اما کرایوف قصه ما، چیزی فراتر از یک فوتبالیست بزرگ است. برخلاف پله و مارادونا، او یک تئوریسین بزرگ در فوتبال بود درست به مانند ادیسونی که لامپ را اختراع کرد، او فوتبال هلندی را اختراع نمود. سخت است که در طول تاریخ بخواهید کسی را به عنوان مخترع فوتبال انگلیسی یا فوتبال برزیلی نام ببرید چون سیر تحولی آن ها به صورت دسته جمعی و در گذر زمان شکل گرفته ولی یوهان کرایوف با رینوس میشل مربی خود در تیم آژاکس، فوتبال هلندی را اختراع کرد نسخه ای که امروزه توسط هلند و نسخه اصلاح شده باشگاه بارسلونا توسط دو مردی که از آمستردام ظهور کرده بودند اجرا می گردد. یوهان کرایوف که نام اصلی او کرویف است اما غیر هلندی ها مثل ما ترجیح می دهند کرایوف صدایش کنند !، در تاریخ 25 آوریل 1947 به دنیا آمد و از پدری بقال به نام مانوس، زاده شد که در آژاکس میوه عرضه می کرد. می توان با قاطعیت گفت که یوهان در خانه و بقالی پدرش بزرگ نشد و در باشگاه رشد یافت. او به خوبی انگلیسی را بابت صرف ناهار های گرم انگلیسی در خانه مربیان انگلیسی باشگاه آژاکس و احتمالا بیشتر از زبان هلندی اش و همچنین اسپانیایی در کنار کیت اسپورگئون و ویک باکینگهام یاد گرفت و شخصا در این خصوص در سال 2000 گفت: من برای یاد گرفتن زبان انگلیسی دوره طولانی مدتی را سپری نکردم و همه چیز را به صورت عملی و فعالیت ها و صحبت های روزمره یاد گرفتم. مرگ پدر، آغاز راه آرزوهای بزرگ او تنها یک پسر بچه بود که پدر خود را در 12 سالگی از دست داد و پدرش نتوانست شاهد افتخار قرارداد 10 هزار پوندی پسرش باشد و احتمالا از همین جا بود که دوران حرفه ای و آینده درخشان کرایوف جرقه خورد و شکل گرفت. او حتی پس از گذشت چندین دهه از مرگ پدرش نیز، گاهی اوقات در آشپزخانه خانوادگی در بارسلونا می نشست و با رو پدرش درد و دل می کرد. او به عنوان پسری پدر از دست داده، خشن تر از سایرین در رختکن بارسلونا به نظر می آمد و حتی گزارشاتی در دست است که او بچه های مورد علاقه و محبوب خودش را می زد. قلب توتال فوتبال در اولین بازی کرایوف برای آژاکس، این تیم با نتیجه 3-1 مقابل تیمی که GVAV نامیده می شد شکست خورد. گزارشات حاکی از آن است که عمدتا نام او را اشتباه می نوشتند و او به عنوان پسری 17 ساله، برای مدتی در بازی های خارج از خانه آژاکس حضور پیدا نمی کرد. مادرش که رختکن های باشگاه آژاکس را تمیز می کرد گفته بود که یوهان تنها اجازه داشت تا در بازی های خانگی آژاکس بازی کند چون برایش امن تر بود. آژاکس در آن روزها، پیراهن های نیمه حرفه ای را برتن می کرد چون یک تیم محله ای در شرق آمستردام بود. ولی دو ماه پس از اولین بازی کرایوف، در 22 ژانویه 1965، یک مربی بدنساز برای کودکان ناشنوا به نام رینوس میشل به عنوان مربی باشگاه منصوب شد. میشل ایده های دیوانه واری داشت چون می خواست آژاکس را به باشگاهی بین المللی تبدیل کند و دست بر قضا بچه کرایوف نیز به همان اندازه بلند پرواز بود و این همراهی به مدت 6 ساله ادامه یافت. سبک اختراعی این دو هم اکنون به توتال فوتبال معروف است. سوارت بازیکن افسانه ای آژاکس با حدود 600 بازی با لباس این تیم درخصوص این عبارت گفته است: ما هرگز توتال فوتبال نمی گفتیم چون این کلمه از انگلستان آمد. این سبک بازی سریع با پاس کاری های تک ضرب بی وقفه از سوی بازیکنان با یافتن فضاهای خالی همراه بود و هر بازیکنی موظف بود تا مثل یک بازیساز فکر کند تا توپ را به مقصد برای هم تیمی خود برساند. حتی دروازبان تیم نیز موظف بود که خود را به عنوان یک مهاجم فرض کند یعنی یک بازیکن خارج از محوطه که صرفا دستکش در دست دارد. وینگر ها و مدافعان کناری در طول زمین گستردگی دارند. کرایوف را اولین بار جهان در سال 1966 در جریان برتری 5-1 آژاکس مقابل لیورپول شناخت در شبی پر از مه که به سختی بازیکنان یکدیگر را می دیدند. البته، کرایوف و میشل خوش شانس بودند چون برحسب اتفاق نیمی از مردان شرق آمستردام به عنوان فوتبالیست های حرفه ای و در سطح جهانی متولد شده بودند. پیت کیزر که بابت سیگار کشیدن نامتعارفش مشهور بود به یک وینگ چپ افسانه ای تبدیل شد، کوکی کرول قهرمانی متفاوت از شهر آمستردام بود و در این بین رود و سوارت نیز در کنار سایرین حضور داشتند ولی با این حال، کرایوف بزرگ ترین و اصلی ترین بازیکن شرق آمستردام بود چون نیکو چیپ میکر زندگی نامه نویس او بعد ها در مورد او اینگونه سخن گفت که: درحالی که سایر بازیکنان دو پا داشتند، او چهار پا داشت. به سختی کسی مثل کرایوف با بیرون پا ضربه می زد و او حتی در سیگار کشیدن نیز مهارت داشت ولی با این حال، کرایوف روی سرعت افکار خود تاکید می کرد او اعتقاد داشت که فوتبال بازی تفکر است و باید به جای پا با مغز بازی کرد. او مردی بود که از نظر اطرافیان از مریخ به روی زمین آمده بود و درخصوص این ادعایش گفته است: این به مانند این است که مردم همیشه انجامش می دهند اما در نوشتن اشتباه می نوسیند. بازاندیشی، بازسازی و بازنویسی فوتبال کرایوف مجددا سنگ بنای فوتبال را تراش داد بدون توجه به اینکه تفکراتش با سنت مقابله کند. بزرگ ترین گل دوران حرفه ای او تنها به آن اشاره می شود چون در جریان دیدار دوستانه آژاکس مقابل تیمی آماتوری، هیچ دوربینی برای به تصویر کشیدن بازی وجود نداشت اما قطعا آنچه را که تعریف می کنند اتفاق افتاده است. در جریان آن دیدار، کرایوف پا به توپ به سمت دروازه خودی می دوید که دروازبان حریف پشت سر او حرکت کرد و در جایی متوجه شد که کرایوف اصلا توپ را دراختیار ندارد درحالی که او توپ را درون دروازه او قرار داده بود. کرایوف تنها درخصوص عملکردش مورد خطاب میشل قرار نمی گرفت چون میشل به او گفته بود: اگر تیم مرتکب اشتباه می شود، تو باید از آن جلوگیری کنی فرانک ریکارد نیز درخصوص مقایسه کرایوف و مارادونا گفت: مارادونا می توانست با مهارت فردی خود پیروزی را به ارمغان آورد ولی هرگز نمی توانست با جنبه تغییر تاکتیک کرایوف برنده شود. کرایوف کودک زمان خودش بود درست مثل فرانز بکن باوئر یا بچه های خیابان پاریس در سال 1968 که مانند بچه ای بی تاب از نسل پس از جنگ برای در دست گرفتن قدرت رفتار می کرد چون تا قبل از کرایوف، بازیکنان به درب اتاق رئیس باشگاه ضربه نمی زدند تا پول درخواستی خود را مطالبه کنند ولی کرایوف این کار را با انجام اقدامات قاونی با اوردن پدرش کرد تا برای دستمزد دریافتی اش صحبت کند که این کار او، همه را در آژاکس شوکه کرد. کرایوف دیوانه وار همه را در آژاکس در درون زمین با متوقف نکردن حرف هایش رهبری می کرد آن ها با گرامر و الفاظ مخصوص به خودش که یکبار درخصوص نحوه بازی خود و صحبت کردن هایش درون زمین گفت: بدترین چیز این است که شما همواره چیزهای بهتری را بفهمید و کشف کنید چون به این معنی است که همیشه باید صحبت کنید و همیشه رویکرد های قبلی خودتان را اصلاح کنید. روانشناس های کرایوف شخصیت یوهان به گونه ای بود که میشل نه یکی بلکه دو روانشناس را برای فهمیدن بیانات او به کار گرفت. کرایوف همیشه افکاری جدید داشت و عاشق صحبت کردن بود به صورتی که دولف گرانواد پدر کرایوف را سرزنش کرده بود و در این خصوص گفت: واقعا کرایوف قدرت را انکار می کند چون به صورت ناخودآگاه هرکسی را به مقایسه با پدرش سوق می دهد. اگر او نمی تواند میشل را به خوبی پدرش نداند کاری نمی شود کرد. پس از گفتن این حرف، دولف بیان کرد که کرایوف عصبی تر و پرحرف تر شد ولی زمانی که پذیرفت آرام شد و سپس نگرش خود را تغییر داد: او صدایش را پایین آورد، نشست و کمتر حرف زد و چشمانش هم تاحدودی مرطوب شده بود. پس از این روانشناس و اتمام همکاری، میشل او را به نزد روئلف زون فرستاد تا جایی که این روانشناسان به کرایوف کمک کردند تا بین سال های 1971 تا 73 به فتح سه جام معتبر و پی در پی اروپایی نایل شود کاری که یک تیم محلی در شرق آمستردام هرگز در تاریخ و گذشته اش انجامش نداده بود. ماجرای خروج از آژاکس و انتقال به بارسلونا اما خبری باعث انفجار وحشتناک در آژاکس شد و آن خبر جدایی او در سال 1973 بابت دوگانگی در اردوی آژاکس بود. کرایوف برای گرفتن بازوبند کاپیتانی و قدرت اول تیم تحریک شد تا جایی که بازیکنان برای رای گیری در هتلی در حومه شهر جمع شدند و با دادن اکثریت رای به کزر، شرایط جدایی او فراهم گشت تا کرایوف پس از آن هرگز موفق به جام اروپایی دیگری نگردد. کرایوف در تابستان 1973 با 1 میلیون پوند راهی بارسلونا شد و رئیس باشگاه بارسلونا به نام آگوستی مونتال که در 22 مارس 2017 فوت کرد، او را به خدمت گرفت کسی که از لحاظ تقویمی دو روز زودتر از او فوت کرده است و پیوند ان ها در زمان مرگ نیز نزدیک به یکدیگر شد. کرایوف در بارسلونا در همان بازی نخست دو گل زد تا آبی اناری ها اولین قهرمانی لیگ را پس از 14 سال در فصل 1973/74 کسب کنند و پس از این قهرمانی، کرایوف سریعا خود را برای جام جهانی 1974 در آلمان غربی آماده کرد. او در تیم ملی هلند نیز فرمانروا بود. کرایوف کاپیتان تیم بود و به آری هان هافبک تیم می گفت که به عنوان پاسور بازی کند. آری هان به او در جواب گفت: "دیوانه شده ای؟". این ها نشان می دهد که کرایوف افکار خودش را داشت. او جانی رپ مهاجم جوان آژاکس را رهبری می کرد و گاهی اوقات از روی نیمکت بر روی او فریاد می زد "رپ باید گرم می کردی" این بهترین ماه کرایوف نبود ولی او در این تک ماه برگزاری جام جهانی به اکثر مرد فهماند که سبک خودش را دارد و اختراعی جدید کرده است. خیلی ها هنوز هم کرایوف را بابت جام جهانی 1974 به خاطر دارند. او به عنوان سنتر فوروارد یعنی مهاجم مرکزی در جام جهانی بازی می کرد و با حداکثر سرعت برای نفوذ به سمت دروازه به جناح های چپ و راست می دوید. او حتی خط حمله را رها می کرد و تا خط میانی برای فریاد زدن بر سر مدافعان عقب می کشید. آرسن ونگر حتی می گفت که کرایوف به دو هافبک تیم دستور تعویض پست را داد تا جایشان را با هم عوض کنند و 15 دقیقه بعد دستور داد تا سر جایشان برگردند. کرایوف و مهمانی با دختران برهنه ! پس از اینکه در جام جهانی 1974، هلند با صدرنشینی در جدول چهار تیمه یک چهارم نهایی بالاتر از برزیل به فینال مقابل آلمان غربی رسید، نشریه بیلد روز قب از برگزاری فینال تیتر زد: "کرایوف، شامپاین و دختران برهنه" بیلد در گزارش خود خبر داد که کرایوف و هم تیمی هایش در هتل محل اقامتشان، در نیمه شب، صعود به فینال را با حضور دختران جشن گرفته اند. از این رو با پخش شدن این خبر، همسر کرایوف برآشفته شد و با یوهان تماس گرفت و ....