همه مي دانيم كه حال ميلان خوش نيست و هر كسي عنصري را علت اين ناخوشي مي داند ، اما شايد بيش از هر موردي پاي آقاي سرمربي وسط كشيده شده باشد. وينچنزو مونتلاكه پيش فصل خوبي را سپري كرده بود در ١١ بازي ابتدايي فصل ٥ شكست و ١ تساوي را تجربه كرده است كه اين به مذاق هواداران ميلان خوش نمي آيد. قبل از بررسي علل عدم نتيجه گيري ميلان ، كمي با وينچنزو مونتلا آشنا شويم.
وينچنزو مونتلا در دوران بازيگري يكي از مهاجمين زهردار پرشمار آن سالهاي ايتاليا بود ، بيش از هر چيزي اما لقبش در يادها مانده ، "aeroplanino" يا هواپيماي كوچك كه به ايراني "هواپيماي تك نفره" ترجمه شده است و اشاره به شادي پس از گل خاص او داشت.
كرير مربيگري مونتلا با هدايت تيم زير ١٥ ساله هاي رم شروع شد و در ادامه چند بازي به عنوان مربي موقت روي نيمكت اصلي رم نيز نشست. شروع درست مربيگري او با تيم كاتانيا بود كه در آنجا توانست رتبه ي خوب ميانه ي جدولي اي را با كاتانياي هميشه قعر نشين كسب كند و براي اولين بار در بازه ي هشت ساله ي منتهي به آن فصل از رقيب خوني كاتانيا يعني صورتي هاي سيسيل "پالرمو" در جاي بالاتري در جدول رده بندي هفته آخر قرار گرفتند.
بعد از يك فصل درخشان قرارداد دو ساله اي را با ويولا منعقد كرد ، كه بعدا يك فصل يگر نيز تمديد شد ، مونتلا در سه سال حضور خود در فيورنتينا ٣ عنوان ٤امي كسب كرد ، عناويني كه هرچند خارق العاده نبودند اما به گواه تمامي كارشناسان چيزي فراتر از ظرفيت فيورنتينا بود. در فصل حضورش تنها يك هفته كم آورد و در هفته ي آخر رتبه ي سومشان را به ميلان اهدا كردند. در اين سه سال مونتلا دو افتخار ديگر نيز كسب كرد ، رسيدن به فينال جام حذفي ايتاليا ، هر چند با شكست مقابل ناپولي همراه بود اما براي فيورنتينا عملكردي مناسب محسوب ميشد. مونتلا همچنين توانست فيورنتينا را به نيمه نهايي ليگ اروپا نيز برساند كه با شكست مقابل سه ويا قهرمان بلامنازع ليگ اروپا دستش از رسيدن به فينال كوتاه ماند.
سبك بازي مونتلا دو فيورنتينا ، سبكي مالكانه با استفاده از سيستم هاي ١-١-٥-٣ و ٤-٢-٤( نوعي ٤-٣-٣) بود. خط دفاعي سه نفره ي ساخته دست مونتلا ، كه از استفان ساويچ ، فاكوندو رونكاليا و گنزالو رودريگز ساخته شده بود يكي از بهترين خطوط دفاعي ايتاليا محسوب ميشد. مونتلاي جوان شكوه خاصي را به آرتميو فرانكي هديه داده بود ، شايد جالب باشد بدانيد در خيلي از مناطق فيرنزه هنوز سالروز پيروزي ٤-٢ مونتلا بر يوونتوس آنتونيو كونته و آن كامبك رويايي مانند جشني مقدس گرامي داشته مي شود ، پيروزي اي كه از بعد از سالها در آرتميو فرانكي در مقابل يوونتوس كسب شده بود.
در هر صورت بعد از سه سال حضور درخشان در فيورنتينا ، سران فيورنتينا نتايج مونتلا را در حد و اندازه هاي قدرت فيورنتينا ندانستند و او را اخراج كردند و پائولو سوسا را جانشين او كردند كه تيمي كه سه سال توسط موتلا هماهنگ شده و برناردسكي ِ حالا ستاره را نيز در اختيار داشت ٥ام شد.
بعد از اين اتفاق مونتلا تصميم گرفت به سمپدوريا برود ، يك سال حضور او در سمپدوريا سران ميلان را متقاعد كرد كه با فررو چانه زني ها براي به خدمت گرفتن مونتلا را شروع كنند و سرانجام مونتلا راهي سن سيرو شد.
فصل اول حضور مونتلا در ميلان هرچند با موفقيت چشمگيري همراه نبود اما كسب سوپركاپ ايتاليا ، رساندن تيم ميلان به ليگ اروپا و بالاتر از اينتر فصل را تمام كردن همراه با بازي هاي تهاجمي موجب رضايت نسبي هواداران ميلان شد.
فصل دوم با انقلاب چيني در ميلان همراه بود. خريد يك جين بازيكن جديد نويد بخش روزهاي خوبي براي ميلان بود اما با وجود همه ي اين حرف ها ميلان در حال حاضر در رتبه ي نازل ٨ام جدول قرار دارد ، اما آيا مقصر اين رتبه مونتلا است ؟ اگر با اخراج الگري موافق بوديد ، پس باز هم ميتوانيد سرمربي را سيبل قرار دهيد.
تزريق ١٢-١٣ بازيكن جديد به هر تيمي ميتواند مشكل ساز باشد و براي هماهنگ شدن اين بازيكنان ، جدا از اينكه چه كسي مربي است ، فاكتور زمان ، مهمترين فاكتور خواهد بود. ميلان ِ ناهماهنگ با دو پيروزي فصل را شروع كرد اما در همان هفته ي سوم مغلوب لاتزيو شد ، لاتزيويي كه در دو بازي اخير خود دو بار يوونتوس را نيز شكست داده بود ، شكست به سمپدوريا ، رم ، اينتر و يوونتوس نيز بعد از اين شكست ها از راه رسيد. شايد در نگاه اول اين نتايج فاجعه بار به نظر بيايد اما وقتي قدرتمندي رقيب ،ناهماهنگي بازيكنان و اشتباهات بچه گانه ي فردي را ميبينيم ، نميتوانيم مونتلا را عامل اين نتايج بدانيم ، بماند كه عنصر شانس نيز در بازي هايي مانند بازي با اينتر ابدا با ميلان سر دوستي نداشته است.بدشانسي بدتر از بازي با اينتر اما مصدوميت ٦ ماهه كونتي بود ، وينگ بك راستي كه در پست خود در ايتاليا بهترين است و از قضا مهمترين پست در سيستم ١-١-٥-٣ مونتلا نيز محسوب مي؟شود ( در فيورنتينا اين نقش را كوادرادو ايفا ميكرد ، در آنجا به قدري درخشيد كه اكثر تيم هاي بزرگ خواهان او شدند و در نهايت سر از چلسيِ قهرمان انگليس در آورد.)
شرايط ميلان خوب نيست ، واضح است ، اما مقصر اين قضيه مونتلا نيست همانگونه كه ميهايلويچ و الگري نيز مقصر نبودند، شايد با تقريب خوبي بتوان مهمترين عامل "فرم" فعلي ميلان را تغييرات فراوان در زمين دانست ، تغييراتي كه با گذشت زمان تاثيرشان كمرنگتر خواهد شد.
فراموش نكنيد ، يوونتوس ِ دو سال قبل شروعي به مراتب بدتر از ميلان فعلي داشت و در آخر قهرمان شد و رم ِ رودي گارسيا شروعي به مراتب بهتر از ناپولي داشت و در آخر نتوانست صدرنشين بماند.
بزرگترين چيزي كه ميلان نياز دارد ، صبر و انگيزه است نه تغيير مربي. ميلان با چند برد پياپي تمامي اين روزهاي سياه را به فراموشي بسپارد و براي سهميه ي ليگ قهرمانان بحنگد.