کاریزما، تکه مفقوده پازل استقلال تاکتیک، تکنیک، هماهنگی، وحدت، روحیه، مدیریت، مثبت اندیشی و ... ،‌همه و همه عوامل موفقیت و نتیجه‌گیری تیم ها هستند؛ نه تنها تیم‌های ورزشی بلکه هر گروهی که برای رسیدن به هدفی واحد در یک برهه‌ای از زمان هم‌سنگر شدند.‌و اما کاریزما،‌مفهومی فرازمینی که به‌غیر از تمثیل اشخاص حامل این صفت،‌سخت به توصیف می باشد. کاریزما را می‌توان در اصطلاح ادبی به فرهمندی یا در محاوره به مهره‌مار تعبیر کرد. اگر هنوز کاریزما برایتان ملموس نیست بهتر است به قهرمان‌های فیلم های اساطیریتان که همیشه میل به موفقیتشان در یکایک ذرات وجودتان تنیده شده بود،‌رجوع کنید، افرادی نظیر ماکسیموس، مخلوق بی‌نظیر دیوید فرانزونی که کمتر کسی شیفته‌جنگاوری و شهامتش نشده، یا شاید کسی شبیه جوکر، یکی از دوست‌داشتنی ترین انتاگونیست های تاریخ سینما، به جا مانده از هث لجر فقید.‌و حالا پرده‌نقره‌ای را روی مستطیل سبز تصویر کنید. افرادی مثل مالدینی، بوفون، پیرلو، زانتی که هر کدام در صفحه‌ای از کتاب فوتبال پرچمدار کاریزما تیم خود بودند.اما موفق‌ترین کاریزماتیک ها همیشه درون زمین بازی نیستند، آن‌ها معمولا در محوطه‌مستطیلی خود روی پیست تارتان به‌ظاهر درحال انتقال دستورات تاکتیکی هستند،‌اما‌در‌عمل کار اصلی آن‌ها دلرباییست.‌آن‌ها بازیکنان را وادار به فرمانبری بی‌قید‌و‌شرط و هواداران‌را بدون تحریک لیدر ها وادار به تشویقشان میکنند.‌آن‌ها رهبران واقعی هستند. فرگوسن، گواردیولا، کلوپ، کونته یا چرا راه دور برویم، برانکو یا ولاسکو خودمان.تیم های این رهبران وامدار موهبتی الهی بودند و هستند که نه تنها هواداران خودی بلکه رقبا را نیز به ستایش خود وامیدارند تکه‌گمشده‌پازل‌استقلال همین کاریزماست، استقلال این فصل دل هواداران را نمی‌رباید،‌چنته استقلال این فصل خالی از اعتماد به نفس است.آن‌ها به خود باخته اند نه به حریف بیرونی.‌حتی اگر آن‌ها پر از تاکتیک و برنامه باشند دل هواداران با آن‌ها صاف نیست.‌تماشاچیان از شفر انتظار فرگوسن، گواردیولا یا کونته بودن ندارند،‌تنها خواسته آن‌ها بازگرداندان اعتبار از کف رفته و تاج از سر افتاده به جای اصلیشان است.