اختصاصی طرفداری- جملات اساطیر یا همان سخن بزرگان در فضای مجازی فارسی به شدت محبوب است. طبیعتا جامعهای که سرانه مطالعهاش به ۵ دقیقه در روز نمیرسد باید هم ۷۰ درصد از حجم اینترنتش را در دو شبکه اجتماعی به خصوص بگذراند. طبق یک تحقیق، سواد اینترنتی ایرانیان از ۱۰۰ نمره، ۱۲ است و این یعنی ایرانیان هنوز الفبای نرم افزار را هم یاد نگرفته اند. همچنین رئیس اداره تشخیص و پیشگیری از جرائم سایبری پلیس فتا استان آذربایجانشرقی میگوید:" ۸۲ درصد کاربران تلگرام، ایرانی هستند و هر ایرانی روزانه نزدیک به پنج ساعت در تلگرام حضور دارد." فیلیپین و برزیل دو کشوری هستند که متوسط زمان سپری شده هر فرد در شبکات اجتماعی آنها، نزدیک به ۵ ساعت است و در دنیا صدرنشین هستند اما ایرانیان تنها در یک شبکه اجتماعی به این آمار جهانی رسیده اند.
ماجرا از کجا شروع شد؟
علی کریمی جملهای از کوروش را در صفحه خود منتشر کرد که بعدها مشخص شد متعلق به کوروش نیست. گروهی از کاربران که مشخصا با موضع گیریهای سیاسی او مخالف هستند، شروع به تمسخر این جمله غیر واقعی کوروش کردند. کریمی هم جملهای را از یکی از بزرگان تفکر منتقدانش منتشر کرد تا با زبان آنها جوابشان را بدهد. اگر آن جناح را شناخته باشیم، مضمون آنچنان اهمیتی ندارد. پس کیبوردها شروع به ترور شخصیت کردند و باغ الفبای منتقدان، میوه ای تلخ داد. آینه دل آنها مدتها پیش با مچ دستان کریمی در کره، چین خورده بود. پس، توبه نمیکند اثر، مرگ مگر اثر کند. قصد نقد جناح مخالف را نداریم چون لالایی خواندن در گوش مرده متحرک است. آنها چشم ببسته اند که خواب کنند حریف را. اما رویه علی کریمی در اینستاگرام که به او هم ختم نمیشود و از بازیگران رانتی گرفته تا مدلهای مجازی را در بر میگیرد، باید به نقد گذاشته شود. در این یادداشت هیچ اشارهای به کارنامه بازی کریمی و مسائل مربوط به مربیگری وی نمیشود و اسم آوردن از وی تنها برای نقد رویهای است که خیلی از بازیکنان سابق و حال حاضر فوتبال ایران را در بر میگیرد.

طبق یک تحقیق، افرادی که بیشتر تحت تاثیر سخن بزرگان قرار میگیرند، به احتمال زیاد از هوش بالایی برخوردار نیستند و قدرت حل پیچیدگی سوژه ها رو ندارند. این قطعا به این معنی نیست که هر کس که از این جملات زیاد استفاده میکند لزوما از هوش بالایی برخوردار نیست اما درسهای زندگی به خاک بازی بچگی ما شباهت ندارد که جوابی یک خطی داشته باشند. در جوامعی که با سانسور روبرو هستند، معمولا جوابها از دو درگاه به مغزها تزریق میشود؛ ایدئولوژی حاکمیت و سنت. به شکل کاملا اتفاقی، هر دو این گفتمان، جوابهایی تک خطی و کوتاه برای تمامی مسائل دارند. از آداب معاشرت گرفته تا جدیدترین یافته های علمی. حالا تمام این مقدمه چینی ها به چه درد علی کریمی و ورزشکاران میخورد؟
در دغدغه داشتن علی کریمی شکی نیست اما جواب مسائل مختلف از سنگ نوشتههای هخامنشی در نخواهد آمد حتی اگر سوار ایرانی مردم را از مدینه تا مدینه آزاد کرده باشد. کریمی برای دادن درس زندگی، باید بیشتر بخواند، بیشتر ببیند و بیشتر گوش کند. هیچکدام از بزرگان با سخن بزرگان مشکلی را حل نکرده است. سخت است جوانان جامعه ای که خبر از اختلاس های چند هزار میلیاردی از آن دائم مخابره میشود را به عرق ریختن تشویق کرد اما علی کریمی پایگاه مردمی دارد که نه از سیاسیون آن را گرفته است و نه از رانت ژن خوب. پس در این دیار خسته کش، چه بهتر حالا که او کمی بیکار تر است، جای اینکه جملاتی را منتشر کند که معلوم نیست کدام میر غضبی آن را به اسم کوروش منتشر کرده است، این نوجوانان علاقهمند را در مسیر عرق ریزی و نه لایک زنی هدایت کند زیرا ساعت ها درس گفتار مصطفی ملکیان اندازه یک پست علی کریمی مخاطب ندارد. ۸ محبوب، نمیتواند مشکل سیستماتیک کمبود مطالعه، سانسور و فقر تفکر در علوم سیاسی را حل کند، اما حداقل میتواند الگو با سوادتری برای هوادارانش باشد. هوادارانی که وقتی او جلوی خشک اندیشی ایستاد، پشتش را خالی نکردند.

در آخر شاید برای علی کریمی این نکته مایه تعجب باشد اما ما واقعا نیاز نداریم در مورد تمامی سوژههای روز، نظری داشته باشیم. با وجود محترم بودن آزادی بیان، گاهی ما واقعا چیزی برای ارائه نداریم حتی اگر علی کریمی باشیم!



