یلم با چهره درهم و کتک‌خورده قهرمان (الناز شاكردوست) آغاز می‌شود كه با پای لنگان وارد خانه می‌شود و جلو تلفن می‌نشیند. انتظار در چشمانش موج می‌زند و با به صدا درآمدن زنگ تلفن، داستان فیلم كه شرح بازه‌ای از زندگی اوست، آغاز می‌شود. پرستاری مجرد كه در آستانه میان‌سالی ست، با زندگی یكی از بیمارانش درگیر می‌شود و تصمیم می‌گیرد به او كمك كند تا از زندگی با همسرش كه او را به‌جایی رسانده كه خود را به دیوانگی بزند و از خانه‌اش فرار كند، خود را خلاص كند. دو نكته مهم در شخصیت‌پردازی کارکتر‌های خوب «خفه گی» شایان توجه است كه باعث شده تا تماشاگر منطق روایت را بپذیرد و با آن همراه شود، اول نیاز پرستار به خانه‌ای جدید، چرا كه خانه‌اش دارد كوبیده می‌شود تا تبدیل به یك برج شود و دوم دست و پا چلفتی بودن و کم‌تجربگی‌اش در ارتباط با مردان كه نه تنها باعث شده كه تا این سن وارد ماجرای عاطفی جدی نشده باشد، كه برق نگرانی از تنها ماندن و “شوهر نكردن” را هم در چشمان او پدید آورده است. پرداخت خوب و ظریف به این دو مسئله، به‌خصوص مورد دوم مهم‌ترین نكته‌ایست كه «خفه گی» را یك سر و گردن بالاتر تر از نگار، تبدیل به فیلمی ملموس و باورپذیر می‌کند. كاراكترهای فرعی هم در اینجا به كمك فیلم می‌آیند و ضمن اینکه داستان را غنی‌تر می‌کنند، نماینده انتقادات اجتماعی فیلم‌ساز و دست درازیش به اوضاع روز جامعه هم می‌شوند. ماهایا پطروسیان در این میان مهم‌ترین بازیگر فرعی محسوب می‌شود كه علاوه بر موارد ذکرشده، شاید تنها كسی باشد كه مرهم پرستار داستان است و در ابتدای فیلم مخصوصاً تا حد زیادی پیش برنده درام. بازی خوب ماهایا پطروسیان بعد از دوری نسبتاً طولانی‌اش از پرده سینما، باورپذیری مخاطب را ارتقا می‌بخشد. خرده داستانی كه او در نیمه ابتدایی فیلم تدارك می‌بیند، یعنی مهمانی كه برای معرفی پرستار به یكی از دوستان پیر شوهرش گرفته و استفاده درست و به جا از موتیف‌هایی کلیشه‌ای مانند بوی بد پا و سرفه‌های شدید پیرمرد و… به اخت شدن تماشاگر با پرستار، دغدغه‌های ذهنی‌اش، وحشتش از “ترشیدگی!” و فهم تنهایی‌اش منجر می‌شود. به طوری که وقتی در انتهای فیلم، به خاطر فرار از هجوم همین كابوس دست‌به‌کاری جنون زده می‌زند نه تنها برای تماشاگر قابل درك كه حتی همدلی برانگیز هم می‌نماید. تماشاگر به راحتی می‌تواند با جهان «خفه گی» ارتباط بگیرد و شبكه روابط و رویدادها را مانند پازلی، در خلل كشف قطره‌ای چرایی‌ها و معماها، در ذهنش كنار هم بچیند و با منطق روایی آن هم احساس غریبی نكند. همه‌چیز خوب پیش می‌رود و بیمار به پرستار در ازای انجام كاری كه برای او حكم طناب نجات را دارد، وعده یك خانه و به بیانی بهتر نجات او از آوارگی را می‌دهد تا اینكه سروکله شوهر (نويد محمدزاده) كه مخاطب از ابتدای فيلم با او و اخلاقياتش آشنا شده، به زندگی شخصي پرستار باز می‌شود و با دلبری‌هایش یکدل نه كه صد دل پرستار را عاشق و وابسته خود می‌کند.

دانلود با کیفیت: 480 - 720 - 1080