این روز ها شاهد پخش مسابقه ای هستیم به نام " آقای گزارشگر " که هر شب از شبکه ی سه روی آنتن می رود . اما دریغ از نوک سوزنی فکر و ابتکار برای ساخت یک مسابقه ی فاخر ...
برنامه که شروع می شود ، مجری ( همیشه جوگیرش ) سلام میکند و رو به سوی میهمانان گرامی که آن ها هم با بینندگان سلامی داشته باشند .
کارشناسانی که بیشترشان کارشناس نیستند و بیشتر " کارنشناس " اند تا کارشناس . کسانی که اغلبشان مشکلاتی در چگونگی بالا و پایین بردن صدا در حین گزارش دارند ، حالا به سان کسانی که فینال جام جهانی را برای چند میلیارد نفر ، گزارش کرده اند با ژست استاد منشانه ایراد جوانانی را میگیرند که شاید با کمی کار آزمایشی بتوانند حداقل مثل خودشان گزارش کنند.
کسانی که فوتبال های اروپایی رو از سیمای ملی ( بخوانید میلی ) دیده اند میدانند چه میگویم . آقای علیفر که خود مکررا به "دفاع خطی" گلایه میکند و مربیان پیشرو دنیا چون آرسن ونگر ، الکس فرگوسن ، مورینیو ، گوآردیولا و امثالهم را به مناظره میطلبد ، هیچوقت زمانی که یک تیم مثل مالاگا در همین فصل با نزدیک به 10 بار آفسایدگیری بازیکنان سرعتی ای مثل رونالدو و موراتا را زمینگیر میکنند ، دفاع خطی را عامل کم گل خوردن نمیداند ولی اگر یک توپ رد شد تئوری نسبیت ایشان در جهان صدق میکند و بعد از بازی هم کارشناس (بخوانید کارنشناس) برنامه نوشابه ای برایشان باز میکند و گویی مبدع و مهد تاکتیک جهان جناب سرهنگ علیفر هستند .
منهای مزدک میرزائی و عادل فردوسی پور که حتی آنها هم گاهی متلک هایی به تیم هایی مثل رئال مادرید و منچستر یونایتد و یا چلسی می اندازند مابقی گزارشگران سیما بیشتر برای گزارش در کانال های هواداری مناسبند تا رسانه ی ملی ....
اینکه آقای احمدی که در حین گزارش خودشان نیمی از وقت را صرف گفتن این که " کی چی گفته ؟ " و خواندن مصاحبه ی بازیکنان و گفتن دَه باره ی نتایج از ظهر تا نیمه شب اروپا می کنند و همیشه با تُن صدای "بالا" در هر حالی ، خواه اوت کناری باشد یا گل ، از شرکت کنندگان انتظار رعایت نکاتی را دارند که خود نیز در انجامش عاجزند .
آقای خیابانی که خود اعجوبه ایست طوری گارگرفته که آدم به فکر فرو میرود که سابقه ی 50 سال گزارش در این حرف ها پنهان است!
گفتن اسم " کریستین بیل " در همان آغاز مسابقه که هنوز 60 ثانیه هم از آن نگذشته ، واقعا تجربه میخواهد . گفتن اینکه " در اروپا مثل ایران نیست که یک شبه تیم را از هم بپاشانند و سالی یکی دو بازیکن میگیرند " هم از افاضات ایشان در آن شب بود که گویی فراموش کرده اند که امسال رئال نیم از تیمش را دگرگون کرد و با آوردن ایاررامندی (جانشینی برای آلونسو) ، دنی کارواخال ( که موسیو علیفر از کاروایال نام میبرند و عضو سابق آکادمی رئال که قرضی در لورکوزن یک فصل به کسب تجربه مشغول بود ) ، ایسکو ، فروختن اوزیل و هیگوآئین و کایه خون و خرید گران قیمت بیل که مجموعا (جمع خرید و فروش ها) بیش از 200 میلیون یورو جابجایی پول به همراه داشت ، از دید ایشان کاریست عادی و طبق روال .
معلوم نیست که کارشناسان داوری و کارشناسانی که بیشترشان فقط اسم فنی ( منهای بزرگانی چون استاد حاج رضایی ، دکتر حمیدرضا صدر و آقای محصص و آقای اخباری- و فرد دیگری که اکنون نامش را به یاد ندارم که یک سال با تیم شهرداری یاسوج به نیمه نهایی جام حذفی صعود کرد ولی اخراج شد - در شبکه ی ورزش و سه ) را یدک میکشند ، چطور وقتی از انجام کار خود عاجزند در کاری دیگر کارشناس میشوند .
مبحث دیگر بازمیگردد به شرکت کنندگان که معلوم نیست چطور غربال شده اند که حتی با وجود انتخا تیم و لیگ بای گزارش ، حتی سانیا و کازورلا را هم نمیشناسند . کاسانو را نمیشناسند ولی از ایتالیا می آیند . داوید سیلوا ناشناس است . نمیدانند که دنی آلوز در سویا بازی کرده و به تیم سابق خود گل میزند .
در مرحله ی شناختن تیم ها از روی عکس دسته جمعی ، خاوی مارتینز که گرانترین خرید باشگاه مونیخی است رانمیشناسد. و فقط بلندند که برای عشق به فوتبال اشک بریزند .
مراحل مسابق هم که اصلا خود بی کفایتی سازندگانش را به رخ میکشد . من فقط ناظر دو برنامه بودم ولی نصف خلاصه ی بازی ها تکراری بود . هایلایت هایی به نمایش در می آمد که فاقد جریان بازی بود و سریعا توپ در جای دیگری بود و حس گزارش را نداشت و فقط گل ها گزارش میشدند .
گزارشگران اغلب فقط تیمهای خود را میشناسند و با این وضعیت کسانی که در سیستم غربال رد شده اند احتمالا فرق بین توپ فوتبال و بسکتبال را نمیدانسته اند.
با این سبک و سیاق بعید است که به جایی برسیم و به قول معروف " همه چیزمان به هم می آید " .