اول از همه تبریک صمیمانه به هواداران بارسا.کسایی که بعد از 90 دقیقه هیجانی با لبخند خوابیدن.
من هم بازی رو به عنوان یک بی طرف دیدم.تجربه ی جالبی بود که یک بازی فوق العاده رو بدون استرس و ناخن جویدن و عرق کردن ببینم.
بازی دیشب نکاتی داشت که منو به فکر واداشت.من یک کارشناس داوری نیستم(چیزی که اینجا زیاد داریم مثل اینکه)و نمیخوام درباره ی صحنه های مشکوک صحبت کنم.صحبت زیاد شده و صحبت بیشتر اضافه گوییه.
برای رسوندن حرفم باید بریم کمی قبل تر.زمان حکومت مورینیو در تیم اول شهر مادرید.مربی که مصاحبه جنجالی زیاد کرد و به نقل منتقدان ارامش تیم رو به هم زد.
صادقانه بگم که من خیلی از جنجال هایی که راه می انداخت رو قبول نداشتم.فشاری که روی داورها میگذاشت و زبون تندی که داشت رو غلط میدونستم.و شاید"ترسو"تر از اونی بودم که اعتراف کنم.
این فصل همه از ارامشی که کارلتو به رئال اورد حرف میزنن.او در مصاحبه هایش یک جنتلمن است.با شخصیت و محترم.چیزی که مورینیو حداقل در رسانه ها از خودش نشون نمیداد.
انجلوتی تا اینجای فصل یک سوپر تیم رو ساخته که روان و غیر قابل پیش بینی بازی میکنه.اما چند نکته در این تیم به نظرم اومد و من به سه تاش اشاره میکنم.
اول:افت دفاع رئال.نه از نظر سطح کیفی.بازیکنان با کیفیتی در دفاع این تیم حضور دارند.چیزی که من دیدم "عدم دفاع شجاعانه"بود.راموس و په په کاملا از درگیر شدن میترسند.
دوم:تمایل عجیب رونالدو به شیرجه زنی.رونالدو فصل پیش را به یاد بیاورید. از زمین خودی توپ را بر میداشت و چنیدین ثانیه بعد مقابل دروازه حریف بود.تنومند ترین ها هم اون رو نمیتونستن زمین بزنن.اما در بازی دیشب مخصوصا چند دقیقه ی اول بیش از حد نقش بر زمین میشد
سوم:افت نسبی لوپز.البته ان چنان رو این نکته تاکید ندارم.اما لوپز فصل قبل رو بهتر میدونم.
همه میدانیم راموس تبدیل شده به نماد کارت قرمز گرفتن.داوران اخراج کردن او را کار ساده ای میبینند.خطا هایی که برای بقیه کارت ندارد برای راموس زرد را در پی دارد و یک اشتباه برابر است با اخراج او و هر برخوردی که در اطراف او رخ دهد خطای اوست.باید پذیرفت که این شرایط پیرامون او و په په وجود دارد.این دو بازیکن امسال محتاط تر شده اند ولی مهاجمین زیرک از این جو پیرامون بهترین استفاده را میکنند.این باعث شده راموس از درگیر شدن فرار کند.چون میداند که رای داور به ضرر اوست.
این اتفاقات بر روی کل تیم اثر میگذارد و همه را عصبی میکند.بازیکنان هم تیمی اخراج های راموس را در طول بازی به خاطر تمارض حریف میبینند حتی اگر تمارضی نبوده باشد.
در بازی رفت الکلاسیکو نیمار در نیمه اول راموس را کاملا به بازی گرفت واین رونالدو را عصبی کرد و باعث شد او کمی بدون منطق به داور اعتراض کند و عصبی شود.
نکته ی دیگر درباره ی لوپز است.امسال هر اسطوره رئال و کارشناس تلویزیونی از نیمکت نشینی کاسیاس انتقاد کرده و تنها به این افراد محدود نمیشود والدس دروازه بان بارسلونا و کالدرون از دیگر معترضان بوده اند.
مسخره است اگر بخواهیم به حامیان کاسیاس خرده بگیریم.کاسیاس یک انسان فوق العاده است و طبیعی است که از او حمایت شود.اما این انتقاد از نیمکت نشینی کاسیاس رقیب او را از لحاظ روحی تخریب میکند.خودتان را جای لوپز بگذارید.اینکه هر روز بشنوید افراد مهمی جایگاهتان را حق شما نمیدانند و نیمکت را جایگاه شما میدانند چه حسی دارد؟این برای لوپز تضعیف روحیه نیست؟
این ذهنیت را حفظ کنید تا برگردیم به سال های قبل.راموس در ابتدای کار مورینیو هم بازیکن خشنی بود.ولی مورینیو او را به مرکز دفاع اورد و هر چه میگذشت او نقش کلیدی تری میگرفت و شد رهبر خط دفاع و سرانجام رهبر کل تیم.او فرد مهم تری در زمین شد و اخراح کردنش کار سختی شده بود.مورینیو بارها حریفان را شیرجه زن خطاب کرد و داوران را به باد انتقاد های گاه بی منطق میگرفت.ولی او فشاری که میخواست را تحمیل میکرد.او افکار عمومی را کنترل کرد.او فشار می آورد.اما نه روی بازیکنانش.بلکه روی داوران و مهاجمان حریف.مهاجم حریف از زمین خوردن میترسید.حتی اگر واقعا روی او خطایی میشد.میدانست که افکار عموم او را متقلب صدا میزنند.داورها در برخورد های راموس را با سخت گیری بیشتری قضاوت میکردند.شاگردان مورینیو نیازی نداشتند فشاری را تحمل کنند.آن ها در بازی راحت بودند و زمین برای ان ها جای بهتری بود.مورینیو همه چیز را کنترل میکرد.راموس و په په تا حدودی نگرانی کمتری داشتند و با خیال راحت تری درگیر میشدند.جو حاکم عرصه را برای یک دفاع جانانه و گاه وحشیانه(باید پذیرفت)اماده کرده بود.و این در تمامی زمین نمود میافت.قضاوت های تند و گاه غیر منطقی مورینیو ارامش را در فضای رسانه ای به هم میزد ولی تیم او ارامش داشت.او با تمام وجود از بازیکنانش حمایت کرد و لوپز را به اوج اعتماد به نفس رساند(درباره ی موضوع نیمکت نشینی کاسیاس نظر نمیدهم.)
مورینیو یک جنتلمن بوده و هست.(از فرگوسن بپرسید.)اما گاه باید باشخصیت بودن را کنار گذاشت.
انجلوتی مرد محترمی است.همیشه ادب و منطق را چاشنی حرف هایش میکند و به معنای واقعی یک جنتلمن است.اما این جنتملن بودن باعث نمیشود که رسانه ها همه چیز را انطوری که میخواهند برداشت کنند؟
باعث نمیشود که نشان دادن کارت قرمز به راموس اسان ترین و اعلام خطا روی رونالدو سخت ترین کار ممکن برای داوران شود؟
منطق و ادب انجلوتی باعث نشد که تمارض بازیکنان در مقابل یوونتوس و الچه سوژه ی کاریکاتور ها شودو جو مخربی علیه رئالی ها به وجود بیاید؟تمارض برای هر تیمی ممکن است پیش بیاید.ولی این سکوت مربی افکار عمومی را به جهتی مییرد که به نفع رئال نیست.
یادمان نرود که جنجال های مورینیو بود که باعث شده بود افکار عمومی رئال را تیم مظلوم علیه داوری ببیند(که شاید واقعا اینگونه نبود) و اخراج اشتباه په په در 2011 بسیار بیشتر از اخراج نانی در 2013 جنجال به پا کند.
گاه در رسانه باید جنگید.من از یک حالت ایده ال حرف نمیزنم.هیچکس طالب جنجال نیست.اما شرایط موجود حکم میکند که گاه باید شخصیتت را قربانی کنی تا اتفاقات بدتری رخ ندهد.این جنتلمن بودن خواسته یا ناخواسته فشار را به تیم تحمیل میکند.از فوتبال بازی کردن باید لذت برد.اما تیمی که از تظر عصبی به هم ریخته است چگونه میخواهد این لذت را تجربه کند؟
گاه بهتر نیست مربی این فشار را برای بازیکنانش هم که شده متحمل شود؟این نیمکت یک جنتلمن نمیخواهد.
..............................................
این مقاله کاملا نظر شخصی من است و مسلما عده ای نظر دیگری دارند.قصد من هم تحمیل عقیده نیست و خوشحال میشوم همه نظرات را بشنوم.