نقش بی بدیل تیم های پایه امروزه بر هیچ کس پوشیده نیست. تیم های پایه ، قرار است نسل های آینده ی یک تیم را بسازند و خب همین موضوع سبب شده که جنگ تیم ها علاوه بر جنگ هایی که در زمین و زمینه های بسیاری با هم دارند ، به زمینه ی تیم های پایه هم برسد.
تیم های پایه با سلسله مراتب منطقی ای که دارند کاملا زمینه را برای پیشرفت پله به پله جوانان و نوجوانان فراهم می سازند. در کنار همه ی چیز هایی که باید یک تیم خوب داشته باشد ( امکانات،اردو ها و بازی های مناسب ) وجود یک رهبر و در واقع وجود یک مدیر در سطح بالا ، یک مسئله ی بسیار مهم در تیم هاست؛ این مسئله برای تیم های پایه بنظر دو چندان است. مربی های پایه نه تنها مربی بلکه در سطوح بالاتر، منبع الهام و نقطه اتکای بازیکنان جوانان آکادمی هستند.
اما در بارسلونا ، مربی خیلی بیش از این حرف هاست. مربی ها در بارسلونا بسیار جلوتر از این حرفاها باید باشند ؛ اصولا توقعات از لاماسیا بیش از این حرف هاست و برای رسیدن به افتخاراتی بیش همان حرف ها ، به تلاشی مضاعف تر است. و این را هم اضافه کنید که بازیکنان جوان، حساستر و عاطفی تر هم هستند.
شاید فکر کنند که آکادمی بارسلونا بعد از دوران طلایی که محصولاتی همچون پویول ، ژاوی، اینیستا، فابرگاس، مسی،پیکه،پدرو ، بوسکتس و والدس را تحویل داد کم کم از آن فروغ افتاده و دیگر از آن، بخاری بلند نمی شود و حتی بالاتر:
نسل طلایی لاماسیا یک اتفاق بود!!
آیا بعد از این دوران آکادمی بارسلونا هیچ بازیکنی را نتوانسته معرفی کند؟این سوال تنگ نظرانه ای است. بویان،بارترا،مونیزیا،فونتاس،مونتویا،سرجی روبرتو،جوردی آلبا،تیو،کوئنکا،تیاگو ، آداما ترائوره ، آلن هلیلویچ ، مونیر، جوردی امبولا و.. را در نظر بگیرید. چرا بویان مسی دوم نشد؟ چرا تیاگو ژاوی بعدی نشد؟
جواب خیلی ساده است.
بعد از فنخال،رایکارد،پپ و تیتو چه کسی به آنها اهمیت داد؟ دیگر چه کسی مسی جوان را به رونالدینیو و زلاتان ترجیح میدهد ؟ چه کسی با برای بیشتر بازی کردن بوسکتس ، یحیی توره ها را بیرون میکند؟
جواب هیچ کس است شاید.
اما کسی که امروز کور سوی امید بازیکنان لاماسیا شده ؤ فقط و فقط جرارد لوپز است
کسی که خودش هم بارسا ب شروع کرد و پنج فصل بازیکن بارسلونا در خط هافبک بود. این مرد 38 ساله ، اکنون فرصتی پیداکرده تا تمام دورانی را که باید در زمین به او اهمیت دادند را تلافی کند.
مهم ترین خصلت جرارد بنابر صحبت های شاگردانش درک نزدیک آنها از یکدیگر و اعتمادی است که بر اثر این درک ایجاد شده. او بازی بازیکنانش را بازی به بازی زیر نظر میگیرد و آنها را در انجام وظایف شان کمک می کند.
اما چیزی که اصلا این همه مقدمه را گفتیم تا به آن برسیم این است:
هوشمندی بی نظیر لوپز در انتخاب بازیکنان از لاماسیا و خرید های موثر از سایر تیم هاست. در واقع او با درایت تمام سیاست های بارسلونا در حوزه نقل وانتقالات بازیکنان تیمش را رهبری میکند.
می توانم برای فرق بارسلونا ب قبل از او با بعد از او را کاملا شفاف بفهمانم به چند خرید اشاره کنم تا حالتان بهم بخورد اما در واقع خرید و حضور بازیکنانی مانند : جوردی امبولا ، خوزه آرنایز ، چوکو لوزانو ، آبل روییز ( در جام جهانی به ایران هم گل زد! ) ، آدرین اورتولا ، وینفرد کپتوم ، جان آیه ، ویتینیو و حتی مارلون سانتوس مرهون اوست.
عملکرد او با این بازیکنان هم کاملا مشخص است ؛ قهرمانی فصل پیششان در سگوندا و دومی امسالشان در همین جاست.
خدا را چه دیدید شاید مربی بعد بارسا هم شد!