اینبار خبری از پایان دراماتیک نبود...تلخ بود،مثل دیدن اشکهای جیجی بوفون...
دقیقا سال بعد این روزها قهرمان جامجهانی مشخص شده و امروز یک روز عادی در لیگهای اروپایی به حساب میاد.اما چه قهرمانی؟قهرمانی که در اون خبری از لالههای نارنجی با روبن و لاجوردیهای چکمه پوش با بوفون نیست...
سوئد بدون زلاتان چند هفته قبل قاتل هلند شد و دیشب ایتالیا...هلند به شش گل نیاز داشت تا راهی پلیآف شود اما ایتالیا تنها ۲گل تا روسیه فاصله داشت آن هم در سنسیرو...سنسیرویی که شب قبل نه برای میلان و نه برای اینتر بلکه متحد برای ایتالیا مملو از جمعیت شده بود...ولی یک جای کار میلنگید،جیامپیرو ونتورا مربی ۶۹ ساله و همیشه معمولی آبیها مربی برندهای نبود...شاید بهترین برخورد رو دهروسی با او انجام داد تا پیرمرد بفهمد تیم به مهاجم و گل احتیاج دارد نه هافبک...رفتار دیشب دهروسی برگرفته از دو چیز بود،یک:بازی نکردن خودش از دقیقه یک درشب مهم ایتالیا و دوم بازی ندادن به اینسینیه آماده و چیدن ترکیبی بدسلیقه که کاملا احساسی و بدون فکر فقط ارسال میکردند و ارسال و چه بسا داور اسپانیایی هوایشان را نداشت معلوم نبود چه فاجعهای در میلان رخ میداد...
حالا خیلیها کسلتر و کرختتر منتظر جامجهانی خواهند بود...جامجهانی که بوفون رو از دست داده و این رو حتی داور بازی هم با اون بغل کردن احساسیاش پس از بازی به همگان نشان داد.
تا چند روز دیگر قرعهکشی جامجهانی بسیار مجللتر از همیشه در کاخ کرملین مسکو برگزار خواهد شد...جامی بدون شیلی،هلند،ایتالیا،بوفون و...اعتبار!