دیروز ساعت چهارصبح بود که برخلاف بقیه روزها که با فریاد فرمانده گروهان از خواب بیدار میشدیم با صدایه فریاد دوستامون از خواب پریدیم همه دوستان ایلامی کرمانشاهی دچار دلهره شدید بودن... باجه هایه تلفن خراب بودن همینم باعث شده بود استرس بچه ها بیشتر بشه مخصوصا بچه هایه کرمانشاه.... بعد پیگیریهایه زیادی که کردیم موفق شدیم مرخصی بگیریم وقتی از پادگان اومدیم بیرون موفق شدیم با منزل و آشناها تماس بگیریم فهمیدیم که تو ایلام خوشبختانه تلفاتی نداشت روحیمون بهتر شد ولی وقتی گریه بعضی دوستان همزبانمون رو میدیدم دوباره غرق در ماتم شدیم ...طوری که وقتی اتوبوس واسه شام وایساد هیچکدوم از بچه ها چه ایلامی چه کرمانشاهی مخصوصا چنتا از دوستان که بچه سرپل بودن حالی براشون نمونده بود تو اتوبوس موندیم... وقتی رسیدم خونه تلگرامو وا کردم تصاویرشو دیدم بی اختیار گریم گرفت...مادری که جسد دوفرزندش در دستش بود یا بچه ای که تو جشن تولدش جونشو از دست داده...ای کاش میتونستم کمک کنم . . . #کرماشان_سرپل_قصر_تنیا_نین