ققنوس PHOENIX پرندهاي است افسانه اي و بسيار زيبا و منحصر به فرد در نوع خود كه بنا بر افسانهها 500 يا 600 سال عمر ميكند، خود را بر تلي از خاشاك مي سوزاند، از خاكسترش دگر بار با طراوت جواني سر بر ميآورد
حال که ایتالیا بعد از 60 سال از رسیدن به معتبرترین تورنمنت فوتبال باز مانده و غم بسیاری در دل هواداران خود در سراسر جهان برجا گذشته و جام جهانی محروم از وجود بازیکنان ایتالیا که همیشه بازی هایشان نوستالژیک و یادآور خاطرات گذشته برای همه هوادران کهنه کار بخصوص هوداران تیم ملی ایتالیا بوده است . کاری نمی توان کرد جز اینکه امید داشت این نتیجه زمینه ساز تغییرات اساسی و اصولی و پایه ای در تمام ارکان و ساختار مدیریتی و تصمیم گیری بسیار پوسیده و کهنه و قدیمی با افکار پوسیده باشد. بقول معروف ققنوس وار از خاکستررویاهای ویران شده خود دوباره و قدرتمند تر از قبل بر خیزند.
زمینه جایگزینی افراد جوان و به روز با پیرمردان خرفت و قدیمی که باعث عقبگرد و افت فوتبال ایتالیا شده و معمولا اجازه نواوری و به روز شدن را به ساختار فوتبال ایتالیا نمی دهند. پیرمردانی که فقط به افکار قدیمی خود اعتماد دارند . چون اگر اینگونه نبود فردی چون تاوکیو انتخاب نمی شد که به دنبال آن پیرترین مربی تاریخ ایتالیا بدون هیچ سابقه ای انتخاب شود و اینگونه باعث حذف یکی از 3 تیم پر افتخار جهان شود. ونتورایی که باید می رفت در کنار نوه های خود در کنار کوه های الپ روزگار سپری می کرد کی توان هدایت تیم بزرگ ایتالیا را داشت . اما فردی چون تاوکیو که بجای آلبرتینی جوان انتخاب شد اینها را نفهمید. در حالی که تیم های بزرگ همه مربیان به روز و جوان دارند ایتالیا در عقب گردی عجیب از لیپی و پراندلی و کونته به ونتورا می رسد!!
می توان امید داشت که این باخت زمینه ساز تغییر دید مدیران ارشد و تصمیم گیر فوتبال ایتالیا به بازیکنان جوان در تیم ملی شد نه اینکه بازیکنی وقتی به سن 27 یا 28 رسید تازه دیده شود . البته باید از نظر روانشاسی نیز بازیکنان ایتالیایی بسیار پیشرفت کنند که همچون بازیکنان المان و اسپانیا در جوانی به مرز پختگی و کارایی برسند نه در سنین بالا که البته در این زمینه باید سیستم آموزشی ایتالیا هم تغییر کند . قطعا نقیصه ای در چرخه پرورش جوانان وجود دارد که این اتفاق رخ نمی دهد. یعنی اوج کارایی در جوانی و نه در سنین بالا .
کاش قبل از ونتورا تاکیو استعفا دهد چرا که تااین فرد هست فوتبال ایتالیا پیشرفتی نخواهد کرد .
کاش این حذف باعث شود که تصمیم سازان و مدیران فدراسیون ایتالیا اندکی بفکر روند و سیستم آموزشی به روز و متناسب با فوتبال ایتالیا برپا کنند که چون آلمان و اسپانیا سالیان سال فوتبالی در اوج و پر قدرت داشته باشند . آلمان از سال 1994 تا 2002 تقریبا دوران افت و افول فوتبالش بود اما با تصمیمات درست و پایه ریزی سیستم اموزشی مناسب از سال2006 به بعد شروع به بهره برداری از آن کردند که تا کنون ادامه دارد و مطمئنا سال های بعد نیز ادامه خواهد داشت یا اسپانیا نیز بهمین گونه اما متاسفانه ایتالیا چندین سال است که از داشتن یک مهاجم ستاره محروم بوده چیزی که سالیان پیش به وفور داشت . اما با تغییر رویکرد دیگر کشورها و به روز شدن سیستم های آموزشی ایتالیا از آن جا ماند
بنظر این حقیر که عاشق و دوستدار فوتبال ایتالیا از سالیان دور (حدود1990) تا کنون بوده، هستم و خواهم بود گرچه هیچ چیز سخت تر و دردناک تر از جام جهانی بدون ایتالیای دوست داشتنی نیست، اما اگر این حذف زمینه ساز اتفاقات خوب از صدر تا ذیل فوتبال ایتالیا شودکه برخی در متن فوق ذکر شد واگر بخواهیم نیمه پر لیوان را ببینیم البته درصورت وقوع همه اتفاقات فوق چه بسا سالیان سال ایتالیایی پرقدرت را ببینیم که همیشه در اوج باشد و دیگر نتایجش بصورت گلخانه ای نباشد بلکه پایدار و دامی باشد.
باید منتظر ماند و دید که چه می شود ایا فوتبال ایتالیا از این حادثه یا بهتر بگویم فاجعه فوتبالی قرن درس عبرت می گیرد یا اینکه هنوز میخواهد به سیستم فشل و پوسیده خود و به هدر دادن نیروهای جوانی که بسیار یافت می شوند ادامه خواهد داد. امیدوارم راه اول که تغییرات اساسی و پایه ای و اصولی است را انتخاب کنند. البته نباید از باندهای قدرت که سود سرشارشان ادامه همین روند کنونی بوده و بسیار در تار و پود این سیستم پیچیده و اجازه هر تغییری به راحتی نمی دهند غافل شد .
به امید برخواستن قدرتمندانه فوتبال ایتالیا
در اخر نوشته زیبای دکتر شفیعی کدکنی تقدیم به همه هواداران فوتبال ایتالیا که این روزها چون من غمگین اند:
درانجایی که آن ققنوس آتش می زند خود را
پس از آنجا
کجا ققنوس بال افشان کند
در آتشی دیگر ؟
خوشا مرگی دیگر
با آرزوی زایشی دیگر