روزی روباهی به فرزندش گفت: فرزندم از تمام این باغها میتوانی انگور بخوری غیر از آن باغی که متعلق به کشیش ده است! حتی اگر گرسنه هم ماندی به سراغ ان باغ نرو! روباه جوان از پدرش پرسید : چرا مگر انگور این باغ سمی است؟ روباه به فرزندش پاسخ داد: نه فرزندم، اگر کشیش بفهمد ما از انگور باغ وی خورده ایم، فتوا میدهد گوشت روباه حلال است و دودمان ما را به باد میدهد! . . . با این جماعت که قدرتشان بر جهل مردم استوار است، هرگز در نیفت!!!!