ابی(بهروز وثوقی):خیلیا منو زدن ... پاسبونا ... شوفرا ... پارچه فروش های کوچه مهران ... آدمای ممد ارباب ... سیاهی های کوچه سرخپوستا ... می دونی ... همیشه بعدِ هر یه کتک خوردنِ مفصل یه جوری میشم ... مثل آدمی که خارش داشته باشه و حسابی بخاروننش ... از دردش خوشم میاد ... مثلِ این می مونه که حکمِ مرخصیمو امضا کرده باشن.... میزنند ناقصت میکننا من نمیدونستم تو اینقضه کله خری! بهروز:عه واسه چی اینقدر تو دل من خالی میکنی... تو چی میدونی توله سگ... از بس زدن تو سرم دمبل درآوردم..از بس دوو اومدم هیچ غلطی نکردم حالم به هم میخوره. کندو-فریدون گله