* خواهشا این مقاله را تا آخر بخوانید این مقاله به هیچ وجه قصد متهم کردن هیچ تیمی در هیچ لیگی را ندارد. * معمولا همواره هوادارن ایرانی تیم ها به دنبال بهانه تراشی برای توجیه قدرت بسیار زیاد یک تیم رقیب هستند. البته در خارج از ایران هم چنین چیزی وجود دارد اما قطعا بسیار بسیار کمتر از این جا. چرا که فرهنگ هواداری ما بیش از حد وابسته به کل کل ها در شبکه های اجتماعی شده است و اساسا هر چیزی هم که در این کل کل کمک کند تا فاتح بحث باشید حتی اگر مثل یک احمق جلوه کنیم مورد استفاده قرار می گیرد. یکی از چیز هایی که معمولا در فرهنگ کل کل هواداری این سال ها باب بوده است. طعنه زدن به تیم هایی بوده که قدرت مالی و البته شهرت و افتخار بیشتری هم داشته اند و خوب بازیکنان همان لیگ و سایر لیگ ها نیز به سمت این تیم کشیده می شدند. و همین امر نیز در کل کل های هواداری به عنوان یک پوئن منفی برای تیم ها به حساب می آید. هر چند از دید طرفدار هر تیم امتیاز منفی برای دیگران است نه تیم خودش. در همین ابتدا توضیح بدهم که هنگام خرید یک بازیکن ابتدا پیشنهاد مبلغی برای بند آزادی بازیکن از باشگاه ارائه می شود. در این مرحله حتی باشگاه مالک بازیکن است که تصمیم می گیرد بازیکن را در ازای مبالغ مختلف بدهد یا خیر. در صورت توافق بازیکن باشگاه نیز اگر موافق باشد به پیشنهاد حریف پاسخ مثبت می دهد و در صورتی که موافق نباشد حتی اگر بازیکنش موافق باشد می تواند پاسخ منفی بدهد و بازیکن به هیچ وجه نمی تواند از تیم جدا شود مگر در مواردی خاص که در قرار داد بازیکن ثبت شده باشد. در مرحله دوم باشگاه با بازیکن وارد مذاکره می شود و پیشنهاد قرارداد و حقوق ماهیانه به او می دهد و توافق بازیکن را نیز پس از باشگاه جلب می کند تا یک بازیکن از تیمی به تیم دیگر منتقل شود. یعنی در هنگام انتقال یک بازیکن قطعا و بی شک با تمایل کامل بازیکن و باشگاه مالک آن بازیکن یک انتقال صورت می گیرد. پس نه زوری در کار است نه اهرم فشاری و نه عمل خلاف عرف و قانونی. گذشته از این باشگاه فروشنده می تواند با پول حاصل از انتقال بازیکنی هم سطح یا حتی بهتر از بازیکن فروخته شده بخرد. و البته فراموش نشود که بسیاری از تیم هایی که در این کل کل ها محکوم می شود به غارت گری خود نیز در موارد بسیاری بازیکنان بزرگشان را به تیم های دیگر می فروشند. به هر شکل این مسئله که در بالا ذکر شد مدتی پیکان انتقادش به سمت رئالی ها بود، مدتی به سمت یوونتوس و مدتی به سمت چلسی و سیتی وبارسلونا و منچستر و .... که این ها سایر تیم های لیگ را تضعیف می کنند تا به قدرت برسند. و حالا نیز این مساله در کل کل های هواداری گریبان بایرن را گرفته است. در هر صورت اکنون نوک پیکان این انتقاد یا بهتر بگویم این کری خواندن به سمت بایرنی ها است آن هم بایرنی که از 28 بازیکن حاضر در لیست این فصل خود14 بازیکنش محصول آکادمی مونیخ ها هستند و 7 بازیکن دیگرش را هم از خارج از لیگ آلمان خریده و 7 بازیکن دیگر را هم از لیگ آلمان خریده است! تصمیم گرفتم تا در این مطب فقط به اسم بازیکنانی که در لیگ یک کشور طی سال هایی که فوتبال دیده ام به تیم های قدرتمند همان کشور منتقل شده اند اشاره کنم تا طرفداران تمام تیم ها حتی طرفداران تیم محبوب خودم بایرن مونیخ نیز ببیند که این شرایط برای تمامی تیم های قدرتمند اروپایی همواره به همین شکل بوده است و غالبا ستاره های یک لیگ به سمت تیم های درجه یک آن لیگ سرازیر می شدند و البته این به هیچ وجه به معنی تاراج آن لیگ نبوده است. اواخر دهه 90 میلادی پارما تبدیل به تیمی بسیار قدرتمند شد و با کمک ستارگان و سرمربی خود به قهرمانی جام یوفا رسید. پس از آن قهرمانی تیم های مطرح ایتالیا به سمت پارما آمدند و : سال 2001 تورام به یوونتوس پیوست و سپس سال بعدش فابیو کاناوارو به اینتر و سپس به یوونتوس رفت. وانولی دیگر دفاع این تیم نیز پارما را به مقصد فیورنتینا ترک کرد. دیگو فوسر نیز سال 2001 به تیم آ س رم پیوست. خوان سباستین ورون هم بعد از همان قهرمانی پارما را ترک کرد و به لاتزیو رفت. چیسا زننده یکی از گل های پارما در فینال جام یوفا نیز در تور فیورنتینا و سپس لاتزیو رفت. بالبو دیگر مهاجم این تیم نیز پارما را به مقصد فیورنتینا و سپس رم ترک کرد و در نهایت فوق ستاره پارما هرنان کرسپو نیز به پیشنهاد لاتزیو پاسخ مثبت داد و بعد از آن هم به اینتر و میلان رفت. یوونتوس سال 2001 جان لوئیجی بوفون را از همین تیم خرید. پارما با وجود از دست دادن ستاره های بسیاری دو فصل پیاپی به فینال کوپا ایتالیا رسید که نتیجه اش شکست در برابر فیورنتنیا و سپس کسب قهرمانی در برابر یوونتوس بود. اما باز هم داستان قبلی تکرار شد. دی وایو سال 2002 به یوونتوس رفت. سارتور همان سال به رم رفت. استفان آپیا را سال 2003 یوونتوس خرید. فیورنتینا سال 2006 فری را از پارما خرید در حالی که متئو فراری سال 2004 به رم رفت. لاموچی نیز سال 2003 به اینتر رفت. ماتیاس آلمیدا همان سال 2002 از پارما به اینتر رفت. مارکو مارکیونی را 4 سال بعد یوونتوس خرید. به عبارتی یوونتوس طی 6 سال 5 بازیکن پارما را به طور مستقیم خرید. اینتر طی 3 سال 3 بازیکن این تیم را مستقمیا خریداری کرد. رم نیز 3 بازیکن این تیم را در 4 سال ابتدایی هزاره سوم خرید. فیورنتینا و لاتزیو نیز طی همین مدت 5 بازیکن این تیم را خریداری کردند. این تنها داستان یکی از تیم های قدرتمند این سال های ایتالیا بود. در همین سال های اخیر نیز می توان به انتقال پاتزینی از فیورنتینا به اینتر و یا انتقال مونتاری از اینتر به میلان و یا انتقال مونتولیوو از فیورنتینا به میلان و یا پالاسیو از جنوا به اینتر اشاره کرد. یوونتوس نیز ایسلا و آساموا را از اودینزه خریداری کرد. و بسیاری بازیکنان کوچک و بزرگ دیگر که فرصت نوشتن اسم همه آن ها نیست. به اسپانیا که بیایم نیز داستان از همین قرار است. رئال طی همین سال ها راموس و باپتیستا را از سویا خریده است و پابلو گارسیا را از اوساسونا و گارای را نیز از سانتاندر خریده است. پدرو لئون بازیکن ختافه بود. دیگو لوپز دروازه بان سویا بود آیارامندی و ایسکو نیز به ترتیب از سوسیداد و مالاگا به این تیم آمدند. رئالی ها آلوارو نگردو را دو بار خریداری کردند بار اول از وایکانو و بار دوم از آلمریا ! این نکته نا گفته نماند که رئال معمولا خرید های اصلی اش را از خارج از اسپانیا می کند. اما رقیب سنتی رئال که این تیم را به عدم داشتن آکادمی مناسب و خرید ستارگان دیگر تیم ها محکوم می کند. دنی آلوز و سیدو کیتا را سال 2008 و آدریانو را سال 2010 و از سویا خریداری کرد. پینتو پیش از بارسلونا دروازه بان سلتاویگو بود و جوردی آلبا و دیوید ویا هر دو بازیکنان والنسیا بودند. اتوئو مهاجم مایورکا بود. کاسرس ، تیو، ریوالدو و ازکوئرو نیز طی سال های گذشته به ترتیب از ویارئال، اسپانیول، لاکرونیا و بیلبائو خریدادری شدند. به این تعداد می توان بازیکن هایی که از خارج از لیگ آماده اند را نیز اضافه کرد. ستارگانی از قبیل هانری، مارادونا، رونالدینیو، کلایورت، ماسکرانو، پیکه، فابرگاس و ... در لیگ انگلیس نیز اوضاع به همین شکل است و بر خلاف عقیده بسیاری که تنها چلسی و سیتی را به این موضوع متهم می کنند باید گفت که منچستر یونایتد نیز ید طولایی در این زمینه دارد. خرید های چلسی و سیتی را که اکثرا به خوبی می دانیم و نیازی به یاد آوری نیست. اما منچستر در همین سال های گذشته در خرید هیچ ستاره نو ظهور و حتی فوق ستاره ای در لیگ جزیره کوتاهی نکرده است. رونی و فلینی هر دو بازیکنان اسبق اورتون هستند. اشلی یانگ و والنسیا را از دو تیم استون ویلا و ویگان خریداری کرد. ماتا و فان پرسی بازیکنان چلسی و آرسنال بودند. کریک نیز زمانی که 24 سال داشت از تاتنهام به این تیم آمد منچستر 8 سال قبل شرینگهام را هم از همین تیم خریده بود. آلن اسمیت هافبک لیدز و ریو فردیناند مدافع این تیم را نیز به فاصله دو سال از هم خرید. البته لیدز 10 سال قبل تر نیز اریک کانتونا را به منچستر فروخته بود. مایکل اوون نیز از نیوکاسل به این تیم آمد. البته این اولین خرید منچستری ها از نیو کاسل نبود چرا که قبل تر و در دهه 90 اندرو کل را نیز از این تیم خریده بودند. بی شک یکی از بهترین بازیکنان منچستر در تمام این سال ها ادوین فن در سار بود که او هم قبل از منچستر 4 سال برای فولام بازی کرده بود. در نهایت باز هم می گویم که این یک روند قانونی باشگاه ها و البته خصلت های وجودی یک انسان مثل میل به قدرت و کسب افتخار و یا شرایط بهتر زندگی از لحاظ جایگاه و از لحاظ مالی برای بازیکنان است که سبب می شود انتقالات اروپایی انجام شوند. و به هیچ وجه نمی توان اسم تاراج یا غارت لیگ را بر روی آن گذاشت چرا که به تمام دلایلی که گفته شد این امر هم در تمام لیگ ها وجود دارد و هم این که نه منع قانونی دارد و نه منع اخلاقی!

این یک قانون است نه جرم؛ به آن احترام بگذاریم
۲٬۸۵۹ بازدیدچهارشنبه ۰۶ فروردین ۱۳۹۳ - ۲۳:۱۰


