مراحل مسابقه شامل بخش های مختلفی است. در مهم ترین بخش آقای گزارش گر، شرکت کنندگان به شکل تصادفی با دقایقی از یک مسابقه فوتبال مواجه می شوند و باید در لحظه آن را گزارش کنند. این که کدام عقل سلیمی با چنین شرایطی به آزمون فن گزارش گری کسی می پردازد، واقعا مورد سوال است. آیا هیچ کدام از گزارشگران مثلا اهل فن صدا و سیما به یکباره پشت میکروفن قرار می گیرد و بدون آگاهی از شرایط دو تیم حاضر، پیگیری اخبار آن، استفاده از ترکیب و شماره بازیکنان و خبرگیری از وضعیت جدول یا تورنمنت مورد نظر، جرات ارائه گزارش برای مردم را خواهد داشت؟ با وجود اینکه بعضا چنین به نظر می رسد (!)، جواب مسلما خیر است. آنها روزها قبل از بازی، از گزارش خود در مورد آن با خبرند، ساعت ها قبل آن، آماده می شوند و در تمام دقایق بازی، از طریق اینترنت، آخرین تغییر و تحولات را دنبال می کنند تا خدای نکرده سوتی ندهند و پرواضح است که گزارشگران ما اصلا سوتی نمی دهند! آنها از همان بازی اولی که برای گزارش پشت میکروفن قرار گرفته اند، هم تن صدای خود را در تمام طول 90 دقیقه تنظیم کرده اند و هم کاملا مسلط به دستور زبان و ادبیات فارسی و واژگان آن بوده اند.
در مرحله دیگری، صحنه ای از یک مسابقه، پخش، متوقف و از شرکت کنندگان ادامه آن سوال می شود. این که آیا توپ مورد نظر گل خواهد شد یا به اوت خواهد رفت یا به تیر خواهد خورد؟ مسلما طرح چنین سوالی برای تست فن بیان و آگاهی یک شرکت کننده بسیار خلاقانه بوده و هیچ جای دیگر هم نظیر آن پیدا نمی شود. در مورد مراحل مسابقه، به همین دو مورد قناعت کرده و حوصله کاربران عزیز را با تعریف و تمجید از مراحلی چون تشخیص ورزشگاه از فواصل خیلی دور و خیلی نزدیک، شناسایی بازیکنان بازنشسته و قدیمی، و نوشتن و نام بردن بازیکنان نشسته و ایستاده یک تیم، سرنمی بریم. این مراحل همه کارشناسی شده و کلی زمان برده اند!

به هیات خیلی کارشناس داوری که برسیم، افق فکری بلند سازندگان (بخوانید عمق فاجعه) شخص می شود. هادی طباطبایی یکی از اعضای این گروه است که هر چقدر هم در دوران اوج اش دروازه بان خوب و انسان قابل احترامی بوده باشد، آگاهی اش از فنون و مهارت گزارش گری، شاید به اندازه آگاهی من و شما از نواختن هارپ باشد، پس من و شما و بیش از 70 میلیون ایرانی دیگر هم می توانیم داور این مسابقه باشیم. هوشنگ نصیرزاده کارشناس داوری خوب و متکلم خوش مشربی است، ولی شاید اتاق این برنامه را با استودیو 90 اشتباهی گرفته و سازندگان آقای گزارش گر هم در رودربایستی، یک صندلی هم برای ایشان در نظر گرفته اند، چون توجیه دیگری نمی توان بری حضور یک متخصص داوری در چنین برنامه ای، یافت. جواد خیابانی دیگر کارشناس خبره جمع داوران است، خیلی خیلی خبره که به عقیده اش ما شبکه سوم نداریم، شبکه سه داریم و کسی هم که در تشخیص اهمیت تفاوت اعداد شمارشی و ترتیبی دچار خطا شود، مسلما از گزارش گری چیزی نمی داند و نمره پایینی می گیرد.
مزدک میرزایی اما به نظر با وجود انتقادات وارده، معقول ترین انتخاب سازندگان آقای گزارش گر بوده و می توان گفت او حداقل استودیو را اشتباه نیامده یا دچار رودربایستی نشده است! صندلی پنجم هم گویا هر شب با فرد جدیدی پر می شود که به دلیل کم سعادتی در دنبال این برنامه جذاب، از کارشناسان آن، آگاهی نداریم. در هر حال، صندلی های هیات داوارن غرور و اعتماد به نفس کاذبی به آنها بخشیده که نظر به فیگورهای عجیب و غریب و انتقادات علمی-فلسفی آنها، گوش عالم را حتما کر می کند.
شرکت کنندگان این مسابقه اما جوانانی هستند از جنس من و شما و بدون شک خوره فوتبال. آنها با رویای زمین چمن و برد تیم های محبوب شان می خوابند و برمی می خیزند و یک روز تصمیم به شرکت در مسابقه ای می گیرند که می تواند آنها را برای مدتی مدید، به محبوب شان پیوند بزند. تنها خدا می داند که هر کدام با چقدر برنامه ریزی و آمادگی و شور و شوق و صرف هزینه، پای به این مسابقه می گذارند غافل از آنکه قرار است توسط جناب خیابانی پراشتباه و طباطبایی دروازه بان، مورد سنجش قرار گیرند. قسمت عمده انتقادات کارشناسان برنامه مربوط به تقلید صدا و جملات شرکت کنندگان از گزارش گران سیمای ملی است؛ مسلما با توجه به ارائه 6-4 مدل گزارش گری طی حدود 20 سال در صدا و سیما و دست باز شرکت کنندگان به شنیدن انواع و اقسام تن های صدا و سیستم گزارش گری گونه گون، این انتقاد کاملا وارد است! تیغ سرد بی ربط ترین و نامنصفانه ترین انتقادات ولی کورسوی امید قسمت اعظمی از این جوانان را ناامید کرده و آنها را بعد از حدس تصویری سیاه و سفید و گزارش دو دقیقه فوتبالی نامشخص، دست از پا درازتر، روانه خانه می کند تا باز هم پای گزارش های جذاب و هیجان انگیز همین گزارش گران عزیز بنشاند. کسانی هم که هنگام شنیدن صدای برخی از این آقایان، صدای تلویزیون را می بندند، حتما باید نویسنده طنز شوند.
دست آخر به مردمی می رسیم که برای لذت بردن از ایام تعطیلات نوروز و با اشتیاق برنامه ای متفاوت و جدید، پای گیرنده های خود می نشینند و آنچه می بینند، نمایش مفتضحانه ای از یک مسابقه تلویزیونی است که سعی در جلب توجه و سرگرم کردن آنها دارد و اصلا هم با شعور آنها توهین نمی کند!
آقای گزارش گر با توجه به مراحل مختلف اش و هیات داوارن نخبه اش و سیر برنامه جذابش، می تواند به نوعی با خنده بازار شبکه سوم (ببخشید شبکه سه) رقابت کند و به محبوب ترین برنامه طنز سیما بدل شود و مسلما تند بودن متن این یادداشت هم در نابخردی و ناآگاهی نویسنده آن نهفته است و لاغیر.



