این حرفا رو از ته قلبم میزنم. دیشب داشتم بازی رو میدیدم و دلم از گل زیبای بارسا که در دقیقه 6 توسط نیمار به ثمر رسید خوشحال بود. ناگهان، یه اتفاق دنیا رو تو چشمام سیاه کرد. مصدومیت والدز...
از زمانی که طرفدار بارسا شدم و از زمانی که فوتبال میبینم و بازی میکنم فقط و فقط و فقط یه دروازه بانو دوست داشتم و عاشقش بودم. اونم کسی نبود جز ویکتور عزیزم. الان که دارم اینا رو مینویسم بغض کردم. آخه چرا باید ویکتور مصدم بشه؟؟ چرا اون؟؟ چرا الان؟؟ اصلا من قهرمان شدن یا نشدن بارسا برام مهم نیس فقط میخوام والدز برگرده، فقط همین...
نمیدونم چطوری احساسمو نسبت به والدز بیان کنم. ولی بچه ها بدونید خیلی داغونم... خیلی... اشک از چشمام داره میاد. فقط دعا میکنم که ویکتور عزیزم سریع تر حالش خوب بشه.
ویکتور جان، عزیزدلم... من باتو عاشق فوتبال شدم. باتو عاشق بارسلونا شدم. بارسلونا رو بدون تو نمیخوام. فقط تو، تویی که میتونی بارسا رو برام زنده نگه داری... دنیا روبدون تو نمیخوام. من قهرمان خودمو میخوام. من ویکتور عزیزم رو میخوام. از بس گریه کردم دارم از سردرد میمیرم. خدایا خدایا کاری کن ویکتور عزیزم برگرده. کاری کن حالش سریع تر خوب بشه. خدایا... التماست میکنم...
هعی... چی بگم. فقط الان یاد یه جمله می افتم: زمانی که بارسا در نیمه نهایی چمپوینز لیگ از چلسی باخت، یه خبرنگار از گوآردیولا سوال کرد الان به یه بچه ی 6 ساله که عاشق تیمشه و بخاطر باخت دردناک تیمش داره گریه میکنه چه پیامی داری و بهش چی میگی؟ گوآردیولا گفت: بهش میگم (به باشگاه خوش اومدی...)
آره. فوتبال همینه. یه وقت یه نفری مصدوم میشه که تو عاشقش بودی ولی باید تحمل کنی... میگذره... هرچند نمیدونم درد نبودن والدز در جام جهانی رو چطوری تحمل کنم... واقعا سخته واسم.
به عقیده من ویکتور عزیز یکی از بهترین دروازه بانان دنیا و حتی بهترین دروازه بان جهان هست. ویکتور عزیزم. تحمل کن. تو برمیگردی...
در کلام آخر فقط از خدای بزرگ سلامتی و بازگشت هرچه سریع تر ویکتور عزیزم، کسی که عاشقشم رو التماس میکنم. الهی آمین