در دوران کودکی و نوجوانی من، مرسوم بود که میگفتند «گل روبرتو کارلوس به فرانسه قوانین فیزیک را نقص کرد!» و ما هم که درک درستی از فیزیک نداشتیم و تنها تصورمان از آن «یک چیز خفن» بود، این حرف را باور کرده و تا میتوانستیم آن را اشاعه میدادیم.... ولی آیا واقعا چنین است؟
در فیزیک، معادلهای داریم به اسم «معادلهی برنولی» که به زبان ساده میگوید: «در یک ارتفاعِ مشخص، باید حاصلجمع سرعت و فشار هوا ثابت بماند؛ یعنی هرچه سرعت هوا بیشتر باشد، فشاری که هوا به محیط اطرافش وارد میکند کمتر است و بالعکس».
حال یک توپ را در نظر بگیرید که در حال حرکت و چرخیدن است. نکتهی اساسی در کات گرفتن توپ همین چرخیدن آن است، توپی که نچرخد کات هم برنمیدارد... یک توپ در حال چرخش، هوای اطراف خود را در دو جهت مخالف هم (سمت راست و سمت چپ توپ) میچرخاند، در نتیجه سرعت هوا در دو طرف توپ متفاوت خواهد شد و بنابر اصل برنولی فشارهای مختلفی از دو طرف به توپ اعمال شده و توپ کات برخواهد داشت. میزان کات برداشتن به سرعت حرکت توپ و همچنین سرعت چرخش آن برمیگردد... هنر کارلوس در این بود که توانست توپ را با سرعتی بچرخاند که اکثر فوتبالیستها از آن عاجزند و این چنین بود که شد آنچه شد.
در واقع فیزیکی که باعث کات گرفتن توپ میشود همان فیزیکی است که باعث میشود هواپیما در آسمان به پرواز درآید و ماشینهای سبک در هنگام سبقت گرفتن از ماشینهای سنگین به سمت آنها منحرف شوند!
اگر این توضیحات شما را قانع نکرد و یا علاقهمند هستید که بیشتر بدانید، میتوانید به ویدیو هم مراجعه کنید. (منبع ویدیو: vidoal.com)
پ ن غیر فوتبالی: عجیبترین و ناباورانهترین اتفاقات زندگی انسان در دوران جهل او اتفاق میافتد. جهل، زایندهی خرافات، پدر اساطیر و بنیاد حکومت در دولتهاست. کافی است که مردم را در جهل نگه دارید و تعدادی اسطوره را به خوردشان دهید، اکنون میتوانید با خیال راحت بر آنها حکومت کنید. میل انسان به جاودانگی باعث شده که همهی انسانها تا حدودی مایل به اساطیر باشند و هیچ جامعهای را پیدا نخواهید کرد که اسطورهای در آن خلق نشده باشد... هرچه جامعه عقب ماندهتر و توسری خورتر و کونْگشادتر، تعداد اساطیر و میل به اسطوره پذیری هم بالاتر...
- سوالی داشتید در خدمتم