با عرض سلام و خسته نباشید به شما کاربران سحرخیز بارسایی همچنین عرض پوزش بابت گذاشتن این مطلب در این ساعت از روز باید خدمتتون عارض باشم که داشتن تئوری تکنیک - تاکتیک با وجود هم چین بازیکنایی من جمله راکیتیچ و دینیه که به غیر از پاسای روبه عقب هیچ آپشن جدیدی رو به تیم اضافه نکردن واقعا کار دشواری بوده و هست که ماستر ارنستو به خوبی هرچه تمام تر این قضیه رو برامون قابل تحمل فرمودن و نکته ی دیگه در رابطه با ایشون اینه که از زمانیکه چشمان مارو به قدم مبارکشون منور کردن تیم یه نظم و ترتیب بینظیری رو شاهد بوده و از حمله های بی حساب کتاب و خوردن ضدحمله های وحشتناک تا الان خداروشکر در امان بودیم(مشکلی که در دوران انریکه در مقابل ضعیف ترین تیم های لالیگا هم مارو به وادی مسلخ و مرگ روحی روانی میکشوند) و میدونم این سبک باب دل شما عزیزان دل انگیز نیست اما باید این هم در نظر گرفت که سبک بازی بارسا زمانی زیبا و لذت بخش پیاده میشه که مهره هایی با حداقل مشخصات و دی ان ای بارسا در این تیم موجود باشن که نیستن به غیر از مهره های اصلی تیم که اوناهم یادگار دوران درخشان قسمت دوم توتال فوتبال به کارگردانی پپ گواردیولا هستن و قبل تر از اون فرانک رایکارد فقید بودن که بعد از ۱۶ سال دوباره بارسلونا رو به UCL رسوند که سال آخر فاجعه بارش رو فاکتور میگیریم تنها به این دلیل که باعث شد مسی به دنیا و فوتبال معرفی بشه و پایه گذار این لذت و هیجان بی نظیر به بارسایی ها بشه. سرتون رو درد نمیارم فقط خدمتتون عارضم که جناب والورده با امثال این افراد تونستن از آبرو و اعتبار ما محافظت کنن و بهتون قول میدم اگه بازیکنی در حد و اندازه های نیمار یا هافبک خلاقی در حد دی بروینه یا اریکسن تو ترکیبمون داشتیم لذت دوران بی نظیر پپ که بی رقیب بودیم و تیم حریف برای شکست دادنمون باید متوسل به تاکتیک ضد فوتبالی میشد برامون تکرارشدنی بود با این مزیت که درصد شکست دادنمون برای حریف به نسبت به دوران گواردیولا خیلی کمتر میشد.