فوتبال حرفه ای برای ما خلاصه شده در قرارداد های میلیاردی ان هم نه از درامد خود ساخته باشگاه ها که از جیب ملت لفظ باشگاه هم انگار معنایی ندارد شاید بهتر است بگوییم تیم ها باید پذیرفت که ما رفتارمان حرفه ای نیست نه تیم ها نه بازیکنان نه تماشاگران و نه حتی اصحاب رسانه انگار سال هاست افتاده ایم در دور باطل فوتبال آماتوری حرفه ای نما که فقط بلد است شماره بازیکنان را از فارسی تبدیل کند به لاتین همین!
رفتار بیرانوند این روزها شده نقل محافل انگار یادمان رفته کم نداشتیم و نداریم از این بیرانوند ها شاید تنها تفاوت بیرانوند با بقیه دو رنگی دیگرانست و سادگی علی که ان چه میگذرد در ذهنش میاورد به زبان !
بازیکن دلش با تیم نیست، منافع اش را ترجیح می دهد به منافع باشگاه انصافا چنتایمان اگر جای او بودیم بر خلاف اوعمل می کردیم این مشکل فرد گرایی متاسفانه جنبه فرهنگی دارد که باید از ریشه حل شود یا شاید همین که دل و زبانمان یکی نباشد کافی است! ،این که عشقمان را به باشگاه بکنیم در بوق و کرنا و بعد ان پشت مشت ها ان کار که به نفعمان است انجام دهیم و بعد بچه مان بشود بهانه یا زندگیمان هان؟
بیاییم حرفه ای گری را اندکی تمریم کنیم باشگاه باید مساله بیرانوند را حل کند سکو نشینی جریمه یا هر چیزی که قانون می گوید تماشاچی باید بایکوت کند چنین بازکینی را این کار از هر شعاری موثر تر است و رسانه ها باید که ریشه یابی کنند رفتار او را و علی باید که کمی فکر کند مشورت کند با بزرگان فوتبال با پیشکسوتان باید که بداند چطور می شود شد حجازی یا عابدزاده، باید که کاری کند تا محو نشود انتقاداتی داریم به او چه فنی چه غیر فنی اما دوستش داریم به عنوان سنگربان تیم ملی این را باید درک کند خیلی زود!