BVB09.ir- پس از کش و قوسهای فراوان و صحبتهای بسیار، سرانجام روبرت لواندوفسکی با امضای قراردادی 5 ساله به تیم رقیب یعنی بایرن مونیخ پیوست.
اختصاصی BVB09.ir- مهاجم لهستانی زنبورها همچون گوتسه و کاگاوا به تیمی که او را ساخته بود و به جهان معرفی کرده بود پشت کرد تا راه سعادت و خوشبختی را در جایی بجز دورتموند دنبال کند!
دنیای فوتبال دیگر همانند گذشته ها فقط مبتنی بر عشق، تعصب، پاکی و جوانمردی نیست. پول، شهرت، سرمایه داران خارجی، اسپانسرها و غولهای رسانه ای، همه و همه بر پاکی و زیبایی فوتبال سایه افکنده اند. در این دنیای فوتبالی ناپاک و ناجوانمردانه هنوز تیمی از ایالت روهر سر تسلیم و باز ایستادن برابر این غول بی شاخ و دم مبتنی بر قدرت و ثروت ندارد و نه تنها حاضر نیست معادلات و قواعد این بازی نابرابر را بپذیرد بلکه یک تنه به جنگ آن رفته است .
پسران طلایی وستفالن که روزگاری با داشتن بزرگانی چون سورک، سامر، چاپیوسات، کوهلر، ریدله، اندی مولر و ... بر بام فوتبال آلمان و اروپا قرار داشتند بعد از وقفه ای چندساله به دلایل مالی که آنها را تا آستانه ورشکستگی و نابودی پیش برد دوباره در قامت یک مدعی کمر راست کرده و ایستادند. شیرمردان وستفالن با مربی جوان و نوگرایشان و با پروراندن جوانانی کم نام و نشان به جنگ تیمهای تا دندان مسلح آمدند و ثابت کردند در دنیای امروزی اگرچه پول فاکتور مهمی است اما همه ی دنیا پول نیست.
باور کردنی نبود که تیمی صرفا با تکیه بر سه مدیر ارشد و کاردانش ( رائوبال، سورک و واتسکه ) به همراه یک مربی جوان و ستاره هایی با انگیزه در ظرف 5 سال با بودجه ای نه چندان چشمگیر از تیم در آستانه سقوط، مبدل به تیمی شود که غولهای اروپا را زمین گیر و تحقیر کند. تیمی که با مشکلات فراوان مالی با بودجه ای چه بسا کمتر از هامبورگ، ولفسبورگ و شالکه، توانست با اراده ای پولادین و عزمی راسخ دنیا را با نمایشهای چشم نواز و زیبایش به لرزه درآورد و بازگشتی تمام عیار به جمع بزرگان بی چون و چرای فوتبال اروپا داشته باشد.
همه چیز این تیم نامتعارف از تابستان 2008 شروع شد. جایی که مدیران ارشد این باشگاه پرافتخار برای استارت پروژه بلندپروازانه ای که در سر میپروراندند برای سپردن سکان هدایت تیمشان به بهترین گزینه ممکن سرگرم گرفتن مصاحبه از مربیان مختلفی بودند. مرد بلند قامت با موهای زرد و ژولیده، که بدلیل نپوشیدن کت و شلوار در مذاکره با مدیران هامبورگ توسط بندر نشینان پس زده شده بود پس از ملاقات چند ساعته اش با مدیران دورتموند آنها را مجاب به پذیرفتنش به عنوان سرمربی دورتموند کرد تا کلوپ جاه طلب که لقب فیلسوف دیوانه را یدک میکشید بر مسند مربیگری غول سابق اروپا تکیه بزند و دوران درخشان جدیدی را در وستفالن رقم بزند. انتخاب کلوپ به راستی نقطه ی عطفی در بازگشت دورتموند به روزگار خوش گذشته بود.
کلوپ جوان با بها دادن به جوانان کم سن و سال و ساختن و مبدل کردن آنها به فوتبالیستهایی قابل، توجهات را به خود جلب کرد. برنامه ی 4 ساله ی کلوپ برای قهرمان کردن دورتموند در بوندس لیگا زودتر از موعد مقرر به بار نشست و در پایان فصل 2010-2011 دورتموند بعد از قریب به 9 سال فاتح مجدد و مقتدر بوندس لیگا شد و سینی نقره ای را بالای سر برد. آنها سال بعد با تحقیر بایرن در فینال برلین دبل کردند و در فصل 2012-2013 با ارائه بازیهایی تهاجمی و تماشاگر پسند نایب قهرمان اروپا شدند.
دوست داشتنی ترین تیم دنیا اما 3 سالی است که آماج زیاده خواهی های باشگاههای ثروتمند و متمول اروپا قرار گرفته است. بعد از از دست دادن شاهین، کاگاوا و گوتسه در سالیان اخیر، اکنون خبر میرسد که روبرت لواندوفسکی لهستانی که تا پیش از پیوستن به دورتموند کسی حتی پست بازی او را نیز نمیدانست در پایان فصل راهی مونیخ میشود. لواندوفسکی که در سال 2010 با قراردادی 4 ساله به دورتموند پیوست و فقط یک نام از شرق اروپا بود، با نمایشهای ضعیفش در 18 ماه نخست حضورش، به هیچ عنوان آن بازیکنی نبود که در لهستان و شرق اروپا تبلیغ میشد! او هواداران دورتموند را عاصی کرده بود. او به واقع 18 ماه تمام سوهان روح هواداران بود تا کلوپ بتواند از او مهاجمی کلاس جهانی بسازد. خیلیها لوا را عامل اصلی حذف دورتموند در مرحله گروهی لیگ قهرمانان فصل 2011-2012 میدانند، جایی که او با هدر دادن موقعیتهای مسلم گلزنی برابر مارسی و المپیاکوس موجبات حذف قهرمان بوندس لیگا را فراهم کرد. به نوعی درخشش لوا از نیم فصل دوم فصل 2011-2012 آغاز شد و در فینال جام حذفی برابر بایرن در همان فصل به اوج رسید.
پس از فینال به یاد ماندنی برلین مدیران دورتموند بدون وقفه پیشنهاد تمدید قرارداد به لوا دادند آن هم در حالی که هنوز 2 سال از قرارداد لوا باقی مانده بود اما این مهاجم لهستانی هر بار پیشنهاد تمدید قرارداد را رد کرد و این کار را در 2 سال باقی مانده از قراردادش ادامه داد تا نهایتا با پایان یافتن قراردادش راهی مونیخ شود. جایی که او سالانه 12 ملیون یورو دستمزد میگیرد یعنی تقریبا 4 برابر دستمزد فعلیش در دورتموند (دستمزد سالانه لوا در دورتموند 3/5 ملیون یورو بود که البته از ابتدای فصل جاری بخاطر راضی نگه داشتن لوا به 6 ملیون یورو افزایش یافت.) مدیران دورتموند نهایت تلاش خود را برای نگه داشتن مهاجمشان انجام دادند و حتی حاضر به شکستن رکورد دستمزد پرداختی خود با دادن پیشنهاد دستمزد سالانه 8 ملیون یورویی به لوا شدند (دستمزدی که از توان خیلی از بزرگان اروپا از جمله یوونتوس و میلان نیز خارج است.) اما در نهایت برابر دستمزد اغوا کننده ی 12 ملیون یورویی، بعلاوه مزایای قابل توجه بایرنی ها کاری از پیش نبردند.
اکنون در ایالت روهر، هواداران دورتموند دلسرد و غمگین از این اتفاق به این فکر میکنند که چگونه مهاجم متوسط و درجه دوی 4 سال پیش را بعد از مبدل کردن به یکی از بهترین مهاجمان جهان باید فصل آینده در لباس تیم رقیب ببینند!
اما کلوپ و مدیران عاشق و فهیم دورتموند با خونسردی و نگاه مثبت به آینده به چگونگی رقم زدن فردایی بهتر میاندیشند. واتسکه در اولین مصاحبه بعد از بستن قرارداد لوا با بایرن به خبرنگاران گفت "ميشائيل سورك مدير ورزشی باشگاه، به شدت در حال يافتن آلترناتيو و جانشينی مناسب در خط حمله است."
فیلسوف دیوانه، یورگن کلوپ نیز ظاهرا دیگر به لوا فکر نمیکند و تنها فکر و ذکر خود را معطوف به چگونگی ترسیم دورتموند بعد از لوا کرده است. براستی که تاب تحمل کلوپ عادی نیست. مردی بزرگ که هر ساله شاهد کوچ بازیکنانی است که خود با خون دل ساخته اما درست در جایی که باید ثمره اش را ببیند لاجرم رفتن آنها را مشاهده میکند اما دم نمیزد و دوباره از صفر شروع میکند و باز هم بهترینها را برای تیمی که عاشق آنست پرورش میدهد.
وستفالن این میعادگاه عاشقان و دلباختان غول طلایی اروپا به نامهربانی ها و بی وفایی های فرزندانش عادت کرده اما هرگز در برابر این فوتبال نابرابر عصر حاضر سر خم نکرده و تسلیم نشده است.
در این روزها باز هم خیلی ها از تضعیف دورتموند و تمام شدن افسانه اش سخن میگویند اما عشاق دو آتشه دورتموند با اعتماد به مدیران ارشد باشگاه و کادر فنی، مطمئن اند که این رودخانه زلال و پاک فوتبالی سر باز ایستادن ندارد و نه تضیف شده و نه بی مهاجم خواهد ماند، همانگونه که بعد از رفتن شاهین، گوندوگان خریداری شد و بعد از رفتن کاگاوا، رویس و بعد از رفتن گوتسه، میکیتاریان. مسلما بعد از رفتن لوا هم جانشین مناسبی به ترکیب این دورتموندِ همیشه بزرگ و دوست داشتنی اضافه خواهد شد.
در آخر اینکه: هواداران غول طلایی اروپا نه بخاطر ستاره ها یا جام های قهرمانی، بلکه بخاطر روح و عشق فوتبالی و ذات جوانمردانه معبودشان است که هر هفته دیوار زرد را بر پا کرده و عاشقانه دیدارهای عشق ابدی شان را نظاره میکنند. ستاره ها می آیند و میروند اما آنچه باقی میماند بروسیا دورتموند است. فوتبال حقیقی و پاک هرگز نمیمیرد.
نویسنده: مهدی قاسمی