درخشش آیمار در ریور پلات آن قدر خوب بود تا همه انتظار ورودش به اروپا را بکشند. او جام جهانی 1997 جوانان را همراه استبان کامبیاسو و خوران رومن ریکلمه فتح کرده بود (و بعدها در جامهای جهانی 2002 و 2006 هم به میدان میرفت). در آرژانتین او را « Payaso » میخواندند.یعنی «دلقک»، چرا که همیشه و در هر شرایطی لبخندی روی لبانش جاری بود. آنچه به او ترکیب دوست داشتنیتری میداد.
آیمار سرانجام سال 2001 با مبلغ 24 میلیون یورو از ریورپلات راهی والنسیا شد. زمانی که 21 سال داشت و او را «مارادونا جدید» میخواندند. هکتور کوپر مربی والنسیا بود و تیمش با درخشش آیمار و همینطور مندیتا پا به فینال لیگ قهرمانان 2001 نمیگذاشت. آیمار بین دو نیمه به دلیل مصدومیت به بیرون فراخوانده شد تا والنسیا نزول کند و سرانجام طی ضربات پنالتی مغلوب بایرن مونیخ شود. سپس رافا بنیتس وارد والنسیا تیمش را حول آیمار شکل داد. رافا سنتی بود و آیمار را بدل کرد به هنرمند و بازیساز تیمش و نقش شماره ده سنتی را پشت سر مهاجم نوک برعهده گرفت. هافبکهای قدرتمند مثل کیلی گونزالس نبردهای فیزیکی را انجام میدادند و مهاجمان هوشمندی مثل خوان سانچز و جان کارو دروازهها را میگشودند. آن روزها آیمار را در اسپانیا «جادوگر» میخواندند. یک شعبده باز. بازیکنی با کنترل توپهای خارقالعاده در موقعیتهای بسیار دشوار. با چشمانی که فضاهای مناسب را به سرعت میدید و پاسهایی بیش از حد دقیق بودند. والنسیا با او طی سالهای 2002 و 2004 قهرمان لیگ شد و جام یوفا را هم با پیروزی برابر مارسی فتح کرد. پس از آن بنیتس با مدیران والنسیا درگیر شد و جمله معروف «من درخواست یک میز کرده بودم و آنها برایم یک لامپ خریدند» را بر زبان آورد و اسپانیا را به مقصد لیورپول ترک کرد. شاید بنیتس باید آیمار را با خودش به آنفیلد میبرد، ولو آن که لیورپول در آن دوران هم ژابی آلونسو را داشت و هم لوییز گارسیا را. همان زمان کلودیو رانیری رهبری والنسیا را در دست گرفته بود و اعتماد چندانی به آیمار نداشت و او را بارها از ترکیب اصلیاش بیرون گذاشت. در 2006 آیمار راهی رئال ساراگوسا شد. راهی باشگاه قعر جدولی که شباهتی به والنسیا اوج گرفته نداشت. او در فصل دومش با آسیب دیدگیهای متوالی روبرو شد و در فصل 2008-2007 فقط 22 بار به میدان رفت در حالی که هموطنش روبرتو آیالا را کنار میدید. ولی ساراگوسا به لیگ پایین سقوط کرد و دوران حضور آیمار در اسپانیا به پایان رسید.
اگر بخواهید سختگیرانه زندگی حرفهای آیمار را جمعبندی کنید باید گفت او خیلی زود در حالی که به نظر میرسید در حال اوجگیری است سقوط کرد. او با آن ترکیب پسرانه معصومانهاش در ریور پلات و سپس والنسیا پروازی بلند کرده بود، ولی جسم او توانایی آن تکلها و ضربهها را نداشت و چه حیف. او میخواست با ارائه بازیهای خوبی در ریور پلات کفشهایش را بیاویزد، ولی مصدومیتهای پی در پی اجازه ندادند دوباره در تیمی که دوستش داشت بدرخشد