قدرت‌گیری «دموکراسی غیرلیبرال» در اروپا یکی از معدود اخبار خوب دوران ماست. این جریانات عموما با محوریت حزبی شکل می‌گیرند که از طریق غلبه یا گاهی برچیدن بساط توازن‌های نهادی، قدرت را حول خود متمرکز می‌کند. حزب عدالت و توسعه در لهستان و حزب فیدز در مجارستان دو نمونه بارز از این پدیده‌اند. با‌این‌حال، آنچه بیش از همه درخور توجه و هم‌زمان افتخار آمیز می‌نماید، این است که چگونه این دولت ها توانسته‌اند حمایت مردمی خود را حفظ کنند. مجارستان با هدایت ویکتور اوربان نمونه آرمانی چنین رویکردی است که در آن دولت معمولا مازاد بودجه را در اختیار می‌گیرد و آن را در قالب منابع ذخیره ارزی کلان انباشت می‌کند. اوربان در مجارستان این سیاست‌های مالی محافظه‌کارانه را به کار بسته است. در نتیجه بدهی عمومی در مجارستان رو به کاهش است. حتی دولت اوربان موفق به تصفیه زودتر از موعود بدهی هایی که دولت های گذشته با استقراض از صندوق بین المللی پول ایجاد و به کشور تحمیل کرده بودند شد. در مجارستان، اخلاف لیبرال ویکتور اوربان ملی گرا، به‌دلیل سوق‌دادن کشور به‌سوی یک بحران مالی، اعتبار و وجاهت خود را از دست دادند و به‌اصطلاح پیازشان بیخ نکرد. مع‌الوصف، این چهره‌ میهن پرست غیرلیبرال، بنیان و شالوده اجماع واشنگتن را پذیرفته‌؛ یعنی پذیرفته‌ که در طولانی‌مدت سیاست‌های محافظه‌کارانه در حوزه اقتصاد کلان، عملکرد اقتصادی بهتری به‌دنبال دارد. این نخست وزیر در برابر وسوسه استفاده از محرک‌های مالی و پولی کوتاه‌مدت به‌منظور افزایش محبوبیتش مقاومت کرده و در عوض برای حفظ رأی اکثریت، به سیاست‌های هویتی تکیه می‌کند. نتیجه و پیامد این رویکرد در طولانی‌مدت، عملکرد اقتصادی باثبات و در نتیجه رأی‌دهندگان راضی بوده است. این مسئله در تضادی شدید با رویکرد رئیس‌جمهور پیشین ایران، احمدی نژاد، قرار می‌گیرد که از طریق هزینه‌کرد عواید افزایش قیمت نفت در قالب برنامه‌های اجتماعی سخاوتمندانه، برای چند سال چهره‌ای محبوب باقی ماند. حال با کاهش قیمت جهانی نفت به نصف از سال ٢٠١٤ به بعد و خالی‌شدن کیسه دولت و کاهش واردات، خلف او یعنی حسن روحانی با یک بحران اقتصادی مواجه شده است. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت برای حفظ رشد اقتصادی، سیاست‌های محافظه‌کارانه در بلندمدت، راهبرد کارآمدتری محسوب می‌شود. چهره‌ ناسیونالیست اروپا درک کرده‌ که اگر دست‌و‌دل‌بازی بیش از اندازه، به بحران مالی و کمک‌گرفتن از صندوق بین‌المللی پول منجر شود، استقلال کشورش به خطر خواهد افتاد. از دیگر سو، سیاست‌های محافظه‌کارانه اقتصاد کلان فقط در صورتی کارگر می‌افتند که اقتصاد نسبتا آزاد باقی بماند. تا‌به‌حال ویکتور اوربان نه تنها لحن ملی‌گرایانه خود را کاملا با سیاست‌های حمایت از تولید داخلی همسو و منطبق کرده‌، بلکه مجارستان با هدایت اوربان به سازمان تجارت جهانی پیوست و به یکی از بزرگترین مقاصد توریستی جهان مبدل شد. امروز دولت ناسیونالیستی اروپایی اوربان توانسته‌ از طریق آزادی اقتصادی نسبی که رفاه را به دنبال داشته، حمایت مردمی خود را حفظ کند.