◄ ادعاهای داوکینز و پاسخ های مک گراث (قسمت اول پیچیدگی خدا و مانع بودن خدا برای علم)
داوکینز و مک گراث دو دانشمند هستند که هردو در اکسفورد درس خواندن و هردو تجربه الحاد داشتند با این تفاوت که داوکینز هنوز بر الحاد خودش پافشاری میکنه و مک گراث دست از الحاد شسته و به خداباوری روی اورده و جوابهای جالبی به ادعاهای داوکینز داده
مک گراث الهی دان ایرلندی هست که دو مدرک دکترای فلسفه زیست شناسی مولکولی و الهایت را از دانشگاه آکسفورد گرفته و کتابهای مثل "سپیده دم الحاد" ، ""خدای داوکینز:ژنها میم ها و معنای زندگی" ، "الهیات علمی" و "توهم داوکینز" نوشته
1️⃣اشکال اول: خداوند بسیار پیچیده هست و نیاز به تبیین کننده دارد
یکی از مهمترین ادعاهای داوکینز این هست که اگر خدا وجود داشته باشه بسیار پیچیده هست چون بدون در نظر گرفتن چنین موجودی هیچ موجود دیگری توانایی تنظیم همه پیچیدگی های هماهنگ جهان را چه آنی و چه تدریجی نداره
?از طرف دیگه داوکینز معتقده هر موجود پیچیده ای باید نتیجه یک روند تکاملی باشه پس خدا هم باید نتیجه یک روند تکاملی باشه. داوکینز میگه:
"هر هوش آفریننده ای که پیچیدگی کافی برای آفرینندگی داشته باشد فقط میتواند محصول نهایی یک فرایند پیوسته تکامل تدریجی باشد چون هوش های آفریننده در جهان تکامل یافته اند ناگزیر مقدم بر وجود خود جهان نیستندفلذا نمی توانند مسئول طراحی جهان قلمداد شوند ، به این معنا خدا یک پندار مهلک است"
و بعد میگه خداباوران چنین چیزی را نمیپذیرند چون بناشون رو بر این گذاشتند که از قبل موجودی با دانایی و پیچیدگی زیاد وجود داشته
درواقع حرفش همون شبهه معروف هست که خدا را چه کسی خلق کرد
مک گراث سعی میکنه بدون وارد شدن به الهایت ،صرفا با وارد شدن به بحث های علمی جواب داوکینز را بده
?درباره پیچیده بودن خدا و اینکه چرا هرچیزی که پیچیدست باید نامحتمل باشه؟ اینطور میگه که امروز نظریه ای داریم به نام " همه چیز" که بسیاری از دانشمندا از جمله هاوکینگ دنبالش هستند. مک گراث میگه اگر قرار باشه هر چیز پیچیده را بگیم غیر ممکن ، پس نظریه "همه چیز" که از همه نظریه ها پیچیده تر هست از همون اول بگیم غیر ممکنه و پرونده این فرضیه رو ببندیم. درواقع مگ گراث میگه چطور نظریه "همه چیز" که از همه نظریه ها پیچیده تر هست را غیر ممکن نمیدونی اما به خدا که میرسی میگی خدا خیلی پیچیده هست پس غیر ممکنه؟
?اما درباره سوال داوکینز که گفته بود خالق خدا کیه؟ و خدا باید خالقی داشته باشه
اگر مک گراث بتونه یک مثال علمی بیاره که بدون تبیین ، امور دیگه را توضیح بده ، ادعای داوکینز هم نقش بر اب میشه. اینجا مک گراث میگه اون مثال همین نظریه "همه چیز" هست
یعنی نظریه "همه چیز "، قراره همه امور را توضیح بده اما از خودش بالاتر وجود نداره که کسی بخواد اون رو تبیین کنه. و میگه چطور درباره نظریه "همه چیز" که خودش نیاز به توضیح نداره این را میپذیری اما برای خدا این را نمیپذیری؟
مک گراث میگه اگر این ادعای داوکینز ارزشی داشت ، این همه دانشمند دنبال نظریه "همه چیز" نمیرفتند و از همون اول میگفتند نمیشه که چیزی بدون تبیین باشه و قضیه تمام میشد
اما اینکه این همه دانشمند مثل هاوکینگ دارن روی این نظریه کار میکنن یعنی میشه چیزی باشه که نیاز به علت و تبیین نداشته باشه
2️⃣اشکال دوم : خداباوری مانع علم است
داوکینز میگه اگر وجود چنین خدایی را ما در ابتدا فرض بگیریم ، اون موقع حیات مسلم هست و میتونیم توضیحی دربارش ندیم و نتیجه این میشه که علوم طبیعی تعطیل میشه. داوکینز مینویسه:
" اگر قرار باشد ما اجازه داشته باشیم بدون ارائه توضیحى وجود یک پیچیدگى سامانمند را مسلم فرض کنیم، بنابراین به همان صورت به راحتى مى توانیم وجود حیات را نیز به آن صورتى که مى شناسیم نیز مسلم بدانیم"
?مک گراث میگه که داوکینز به ما میگه ایمان یعنی حقیقتی کور در غیاب سند. اما کی چنین چیزی را قبول داره؟ بهتر بود داوکینز لااقل یک سند از یک نفر در چنین تعریفی از ایمان و دین میاورد و بعد ادعا میکرد و میگه هنوز دانشمندی را ندیده که این تعریف از دین را قبول کرده باشه و این تعریف داوکینز هست که در ذهن خودش ساخته و ارزو داشته مخالفینش چنین ادمهایی باشن تا بتونه اونها رو به زمین بزنه(مغالطه پهلوان پنبه) و بعد برای نمونه یک تعریف از ایمان میاره و میگه گریفیث توماس میگه :
"ایمان بر تمام طبیعت انسان تاثیر میگذارد، بر اساس دلیل مناسب با اعتقاد ذهن و فکر شروع میشود، با اطمینان قلب و احساسات بر اساس اعتقاد ادامه پیدا میکند، در توافق میل و اراده به اوج کمال میرسد و نتایج ان در رفتار ظاهر میشود"