مساله رقابت ورزشی با نمایندگان اسرائیل به یکی از چالش‌های ورزش ایران تبدیل شده. در سال‌های گذشته، در رشته‌های مهم و مدال آور ما این رقابت اصلا شکل نمی‌گرفت و کمتر با این چالش روبرو می‌شدیم، اما هر چه زمان می‌گذرد، رقابت‌های ورزشی فراگیرتر و نحوه رقابت ها پیچیده‌تر می‌شود. ابتدا اجازه بدهید که این موضوع را به دو بخش ماقبل و مابعد عدم رقابت تقسیم کنیم. یعنی صرفا بپذیریم که بایستی مانع از شکل گیری این رقابت شد. چیزی که دستگاه ورزش ما آن را ترویج کرده و از ورزشکاران انتظار عمل به آن را دارد. چرا که بررسی ماقبل از این تصمیم خود بحثی جداگانه و خارج از چارچوب های صرفا ورزشی را می‌طلبد. اما آنچه برای اجرای این تصمیم نیاز است، اتخاذ سیاستی تدوین شده از سوی دستگاه متولی ورزش یعنی وزارت ورزش است. این ایراد در این مقطع به وزارت ورزش و فدراسیون‌ها وارد است که اگر محرومیت به مبارزه با نماینده صهیونیستی ارجحیت دارد، چرا خود متولیان ورزشی طعم این محرومیت‌ها را نمی‌چشند؟ چرا به صورت رسمی این سیاست را اعلام نمی‌کنند و برای از پیش برداشتن موانع آن، با متولیان بین المللی ورزش رایزنی نمی‌کنند؟ چرا این فقط ورزشکار است که باید از حق خود بگذرد؟ اینها سوالاتی هستند که همیشه ذهن علاقمندان به ورزش را به خود درگیر کرده اما فعلا از این موضوع هم چشم پوشی می‌کنیم و به بحث اصلی که نقطه ضعف روال فعلی است می‌پردازیم. سوال اساسی این است که مدیران ورزش ما تا به حال چه کاری برای ورزشکاران کرده اند؟ آیا تا به حال آیین نامه ای تدوین شده یا آموزشی به ورزشکاران داده شده که در چه سطحی نباید رقابت کنند و چگونه قرارداد بین المللی با باشگاه امضا کنند تا درگیر این مسائل نشوند؟ مثلا آیا فقط بازی رودرروی ملی مهم است؟ یا مانند آنچه که برای احسان حاج صفی و مسعود شجاعی رخ داد، حضور در بازی باشگاهی نباید صورت گیرد؟ اگر در رقابتی باشگاهی یک بازیکن تیم حریف تابعیت اسرائیل داشت، تکلیف چیست؟ اگر با باشگاهی قرارداد ببندند که در آن یک بازیکنی با این تابعیت بود، باید چه کار کرد؟ اگر در رشته های رکوردی، مثل وزنه برداری، در یک وزن نماینده ای از رژیم صهیونیستی حضور داشت، آیا باید نماینده ما انصراف بدهد؟ حتی اگر فرد مذکور اصلا در حد رقابت با نماینده ما نباشد و با فاصله ده دقیقه ای روی تخته برود؟ با این وضعیت آیا فکر نمی‌کنید که مثلا کشورهایی مثل روسیه و چین با تمرین دادن چند وزنه بردار اسرائیلی سعی کنند حداقل در هر وزن یک شرکت کننده اسرائیلی برای کسب رکورد ورودی المپیک یا رقابت های جهانی تربیت کنند، تا ما را از گردونه رقابت ها حذف کنند؟ آیا برای رخ دادن این موارد احتمالی تدبیری اندیشیده‌اید؟ یا همانند کشتی گیر روسی الاصلی که با تابعیت اسرائیل در رقابت ها حاضر شد، کشورهای رقیب ما سعی کنند ورزشکاران دسته چندم خود را به اسرائیل بفرستند تا در صورت احتمال قرار گرفتن آنها مقابل ورزشکاران ایرانی، ما را از کسب مدال و رقابت بازدارند. تا به حال به این موارد فکر کرده‌اید؟ چاره اندیشیده اید؟ پس لازم است که اگر قرار بر عدم رقابت با ورزشکاران منتسب به اسرائیل است، حدود و گستره این تصمیم مشخص شود و تبعات احتمالی آن با بررسی های مختلف سنجیده شده و راهکار آن ها پیدا شود. دومین مورد هم تدوین قوانین برای ورزشکارانی است که از این گونه رقابت ها دست می کشند. چه برنامه ای برای آینده آنها وجود دارد؟ چه حمایت مالی و معنوی در آینده از آنها خواهد شد؟ مگر نه اینکه همین علیرضا کریمی این کار را در رقابت‌های قبلی هم انجام داده بود؟ جز بی اعتنایی با او چه کردیم؟ جز آرش میر اسماعیلی، کدام ورزشکار بعد از عدم رقابت با ورزشکار اسرائیلی به حق خود رسیده؟ به خصوص ورزش های انفرادی که مرز بین خوشبختی و شکست، مدال بین المللی است و ورزشکاران شکست خورده هیچ نفع مالی نمی برند. اگر قرار باشد که ورزشکاران ما قید مدال و سرازیر شدن جوایز بعد از آن را بزنند باید نه فقط مثل یک دارنده مدال طلا او را از لحاظ مادی و معنوی حمایت کرد، بلکه باید بیشتر از دیگران نازش را خرید، چون از نظر سیستم، کار او با ارزش تر از مدال طلاست. پس اگر باارزش تر و مهم تر از هر نتیجه ای است نباید فقط با زبان گفت، بلکه باید در برخورد با ورزشکاران هم اینطور عمل کرد. تا زمانی که وزارت ورزش نتواند متعهدانه آینده ورزشکارانی که مقابل قرعه اسرائیل قرار می گیرند را تامین کند، نباید از ورزشکاران انتظار داشت که به راحتی به عدم رقابت تن دهند. افرادی که تمام جوانی خود را گذاشته اند برای کسب مدال و می دانند که اگر مدالی نگیرند، مجبورند حتی برای تامین مایحتاج زندگی خود، دست به کارهایی بزنند که در شان یک قهرمان نیست.