اونقدری خوره فیلم و سریال نبودم که ادعا کنم شناخت کامل و بی کم و کاستی از تاریخچه سریال ها و فیلم ها دارم. اما تا جایی که یادم میاد شاهد کاراکتری با قوس شخصیتی مشابه جیمی لنستر نبودم تا حالا. همیشه رسم نانوشته دنیای فیلما و سریالا این بوده که شخصیت ها رو سیاه و سفید خلق می کردن. و اگر قوس و تغییر شخصیتی ای هم برای اون ها تعریف می کردن از بد به بدتر یا از خوب به خوب تر شدن بوده همیشه، نه از بد به خوب یا برعکس. کاراکتر جیمی لنستر توی بازی تاج و تخت حداقل برای من استثنا بوده از این نظر. کسی که توی فصل اول اون کارهای شیطانی و شرورانه رو انجام داده بود در کنار گریم و چهره پردازی جالبش که کاملا نشون دهنده یه هیولا در هیبت یه انسان بود. رفته رفته با شرایطی که براش پیش اومد اخلاقش انقدر تغییر کرد که توی قسمت آخر از عشق نامشروعش گذشت و به سمت اردوی دشمنش رهسپار شد. به نظر من جیمی مجموعه ای از تهورانه ترین و شجاعانه ترین کارها رو انجام داده همیشه. از کشتن شاه دیوانه (تصممیم درستی که به بهای اون ننگ ابدی لقب شاه کش رو براش خرید) تا دفاع از زنی که اصلا شناختی ازش نداشت و بخاطرش دست خودش رو از دست داد! تا یه دستی پریدن جلوی یه خرس وحشی برای نجات همون زن. تا ایستادن جلوی تصمیات بی رحمانه و احمقانه خواهر دیوانه ش. فراری دادن برادرش تیریون با اطلاع از خطرات و مشکلاتی که ممکنه برای خودش ایجاد بشه. و از همه مهم تر زیر پا نذاشتن قولش به دنریس و جان برای همکاری با اون ها در مقابل وایت واکر ها. حتی یه جا حاضر نشد سربازارو شلاق بزنن و گفت فقط بهشون تذکر بدین! جالبه یه کار شرورانه و جنایت بار هم که انجام داد( هل دادن برندون استارک) عملا و در طولانی مدت سبب خیر شد!! داستانو طولانی نکنم. برای من قهرمان واقعی گات قطعا جیمی هست.از فصل 3 به بعد. منی که تصور اولیه ام از جیمی "شخصیت خوش چهره ی محبوب دختر بچه های 14، 15 ساله" بود!! مردی که به تمام نما و با همه بدی ها و خوبی هاش، اشتباهات و کارهای درست و نادرستش و... یک " انسان" هست و نه یه "نیمه خدا"ی بی نقص و قدر قدرت!! درسته که جیمی از ابتدا برای حکومت کردن به دنیا نیومده(برخلاف دنریس) و از نطفه مقدس هم زاده نشده(بر خلاف جان اسنو)، ولی میتونه با اون یه دست سالمش در سکانس تاریخی احتمالی شاه شب رو به درک واصل کنه و تعبیر لقب "شاه کش" رو برای همیشه نسبت به خودش تغییر بده.