☆خوزه دخیا، پدر دیوید در دفترچه خاطرات خانوادگی خودشان از رویای کودکی اش نوشته بوده، از آرزوی های خود گفته که دوست داشته خلبان باشد، که هرگز به آرزوی خود نرسید.
در همان دفترچه خاطرات آمده است که دیوید دخیا پسرش، عاشق این بوده که به منچستر یونایتد برود و بشود همان اشمایکل افسانه ای، همان سنگربان یک اسپانیا باشد، او در یادداشت های شبانه اش چنین توصیف کرده که می خواهد در منچستر به عنوان یک دروازبان توپ طلا و بهترین دنیا باشد.
پدر به آرزوی پرواز نرسید، اما پسر پرواز کرد و پرواز، او جان کَند و چنین تلاش را پیاده کرد که شد سنگربان بزرگ شیاطین سرخ، یاد و خاطرات اشمایکل را باری دگر به ذهن طرفداران عاشق منچستر بازگرداند، حال بسیاری دوست دارند و آرزو دارند مانند دیوید باشند.
☆دخیا مقابل آرسنال چنان درخشید که نامش را هر زمان بر لب ها زمزمه کنیم، قطعا خاطره این بازی در یاد ما زنده می شود، در افسانه ها آمده که می توان در رویا ها آن قدر پرواز کرد که گم شد، برسیم به آن چیزی که می خواهیم، آن قدر پرواز کنیم که دگر راه بازگشت به دنیای واقعی را نداشته باشیم.
این نوشته در رمان (جزیره گنج) که نویسنده اش استیونسون بزرگ بوده است.
دخیا آن شب " بال " داشت، او چنان آرسنالی ها را خسته کرد که برایش در امیریتس ایستاده دست می زدند، در بدو بازگشتش به منچستر هواداران مانند یک پرنده، بال ها به بدن خود اضافه کرده بودند و پیراهنش را تن کرده و یک صدا، دخیا را فریاد می زدند.
ونگر او را بهترین سنگربان دنیا خواند، ستایشش کرد، نمایش او را خارق العاده بیان کرد، گوردون بنکس بعد از درخشش کرول دروازبان نیوکاسل مقابل تاتنهام در سال 2013، گفته بود که زمانی دخیا رکورد چهارده سِیو او را می شکند، بار ها گفته بود که دخیا از تمام دروازبان های تاریخ لیگ جزیره متفاوت تر است، قطعا قابل ستایش و انسان بزرگی است که منچستری ها تا سال های آینده به وجودش افتخار خواهند کرد.
دخیا را این گونه توصیف می کنم..
به او نگاه می کنیم و در می یابیم توپ ها به صورت غیر منتظره ای در دستانش می نشینند، ناباورانه به سویش می آیند، (آری ناباورانه).
توپ ها به سویی حرکت می کنند که او مهارت گرفتنش را دارد، (او تمام دروازه را مانند لو یاشین و یک عقرب با تار هایش پوشش می دهد)
گویی دستان او جاذبه دارد، گاهی احساس می کنیم او با توپ سخن می گوید و دستور می دهد که کجا فرود بیاید، هرگز اهل غرور نیست و از حاشیه ها دور بوده ، هنر جاذبه او از درک والایش در جریان بازی بوده، او از موقعیت نسبی جایگیری بازیکنان خودی آگاه است، میزان چرخش توپ را و مسیرش را درک می کند، قوسی یا محدب بودن توپ را، کِی فرود خواهد آمد و کجا؟؟؟
چیلاورت پست خودش را این چنین ارزیابی کرده است: بازی به پایان می رسد، خوب یا بد، شما دگر مرده اید، بازی بعد باری دگر متولد می شوید، سعی کنید عالی باشید، زیرا سالگرد تولد هر بزرگی را جشن می گیرند، پس آن قدر بزرگ باشید تا بازی به بازی بودن شما را حس و احساس آرامش کنند، بعد برای شما جشن می گیرند که انگار شما متولد شده اید..
آری طرفداران منچستر با دخیا هر روز متولد می شوند و شادی می کنند و شادی، زیرا او کسی است که سه بار پیاپی بهترین بازیکن سال باشگاه لقب گرفته است....
نوشته ابوالفضل کریم آبادی