(مادرش صدایش زده و میگوید بخاب که فردا از شیفت صبحی) (وی رابونای نیمار جلوی استراسبورگ را دانلود کرده و کف و خون قاطی میکند و با گفتن داورسلونا به خواب فرو میرود)